کلمه جو
صفحه اصلی

stricture


معنی : تنگی، جراحت، ضیق، باریک بینی
معانی دیگر : انتقاد (شدید)، سرزنش، توبیخ، سرکوفت، (مهجور) سختگیری، شدت، (پزشکی) ضیق مجرا، راه تنگی، باریک شدگی (stenosis هم می گویند)، خشونت، سخت گیری

انگلیسی به فارسی

خشونت، سخت گیری، باریک بینی، جراحت، تنگی، ضیق


استراتژی، تنگی، جراحت، باریک بینی، ضیق


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: strictured (adj.)
(1) تعریف: that which restricts or constrains.

- As the regime grew more oppressive, it became more difficult to live within the strictures of the law.
[ترجمه ترگمان] از آنجا که رژیم سرکوبگر می شد، زندگی با باریک بینی قانون دشوارتر می شد
[ترجمه گوگل] همانطور که رژیم سرکوبگرتر شد، زندگی در محدوده قوانین سخت تر شد

(2) تعریف: an adverse comment or remark; criticism.
متضاد: compliment, praise

(3) تعریف: an abnormal constriction of a body duct or passage.

• something which restricts; censure, criticism; abnormal narrowing of a body duct or passage (pathology)
a stricture is a severe criticism or disapproval of something; a formal word.

مترادف و متضاد

تنگی (اسم)
desolation, drought, constriction, stricture, drouth

جراحت (اسم)
sore, lesion, stricture, wound, suppuration, lymph

ضیق (اسم)
stinginess, stricture, tightness, narrowness, niggardliness

باریک بینی (اسم)
subtlety, stricture

جملات نمونه

1. This stricture is one that has been variously repeated in a large number of literary and critical theories in this century.
[ترجمه ترگمان]این stricture یکی از موارد متعددی است که در تعداد زیادی از نظریات ادبی و انتقادی در این قرن تکرار شده است
[ترجمه گوگل]این استراتژی است که چندین بار در تعداد زیادی از نظریه های ادبی و انتقادی در این قرن تکرار شده است

2. Cholangiography accurately locates the site of a stricture in the biliary tree and radiological features may suggest the presence of malignant disease.
[ترجمه ترگمان]Cholangiography به دقت محل یک stricture در درخت biliary و ویژگی های رادیولوژی را مشخص می کند که ممکن است وجود یک بیماری بدخیم را پیشنهاد کند
[ترجمه گوگل]Cholangiography به درستی سایت محل سکته را در درخت صفراوی قرار می دهد و ویژگی های رادیولوژیکی ممکن است وجود بیماری بدخیم را نشان دهد

3. Where a malignant cause for the stricture was suspected, this was excluded by endoscopic biopsies and cytological examination.
[ترجمه ترگمان]جایی که یک علت بدخیم برای the مورد ظن بود، این مورد توسط نمونه برداری endoscopic و بررسی cytological حذف شد
[ترجمه گوگل]در مواردی که یک علت بدخیم برای استریاسیون مشکوک بود، این آزمایش توسط بیوپسی اندوسکوپی و آزمایش سیتولوژی حذف شد

4. In one case of benign stricture, the endoscopy biopsy specimen was reported as being suspicious for malignancy.
[ترجمه ترگمان]در یک مورد از stricture خوش خیم، نمونه biopsy نمونه برداری شده به عنوان نمونه نسبت به تومور وجود دارد
[ترجمه گوگل]در یک مورد ریسک خوش خیم، نمونه بیوپسی آندوسکوپی به عنوان بدخیمی مشکوک گزارش شد

5. Unfortunately he applied the same stricture to himself and some of his works are rather limited.
[ترجمه ترگمان]متاسفانه او همان stricture را برای خود به کار برد و برخی از آثار او نسبتا محدود است
[ترجمه گوگل]متاسفانه او همان استراتژی را برای خودش اعمال کرد و برخی از آثار وی محدود است

6. Does cholangiography establish the nature of a biliary stricture?
[ترجمه ترگمان]cholangiography \"باعث میشه که طبیعت\" stricture biliary \"رو ثابت کنه؟\"
[ترجمه گوگل]آیا cholangiography ایجاد ماهیت یک عصب صفراوی را ایجاد می کند؟

7. Does he believe this stricture should also apply to lawyers, doctors and dentists?
[ترجمه ترگمان]آیا او معتقد است که این stricture باید برای وکلا، پزشکان و دندانپزشکان درخواست دهد؟
[ترجمه گوگل]آیا او معتقد است این استراتژی باید به وکلا، پزشکان و دندانپزشکان نیز اعمال شود؟

8. The pathogenesis of benign stricture formation in ulcerative colitis remains uncertain.
[ترجمه ترگمان]بیماری زا بودن تشکیل stricture بی خطر در ulcerative colitis هنوز نامشخص است
[ترجمه گوگل]پاتوژنز تشکیل تشعشع خوش خیم در کولیت اولسراتیک نامطلوب است

9. Four patients had cholestasis and stricture at the time of the first diagnostic procedure.
[ترجمه ترگمان]در زمان اولین روش تشخیصی، چهار بیمار cholestasis و stricture داشتند
[ترجمه گوگل]چهار نفر از بیماران مبتلا به کلستاز و ریسک در اولین مرحله تشخیصی بودند

10. Objective To evaluate the long-term result of urethral stricture or urethratresia treated with direct vision internal urethrotomy(DVIU).
[ترجمه ترگمان]هدف ارزیابی نتایج بلند مدت of stricture و یا urethratresia با دیدگاه مستقیم درونی (DVIU)
[ترجمه گوگل]هدف: برای ارزیابی نتیجه درازمدت استرس زایی مجرای ادرار و یا اورتراتوریس تحت درمان مستقیم با یورترومتومی داخلی (DVIU)

11. Conclusion Anastomotic stricture and obstruction of ansa intestinalis are the major causes of the reoperation.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری Anastomotic stricture و ممانعت از ansa intestinalis علل اصلی of هستند
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری انستوموتیک و انسداد انساینتولیناس یکی از علل اصلی بازتولید است

12. A straight 10 F endoprosthesis was used in the five patients with a bile duct stricture distal to the stones.
[ترجمه ترگمان]در این پنج بیمار، یک F ۱۰ با لوله صفرا که به سنگ ها متصل شده بود، مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]یک انتروپروتز مستقیم 10 F در پنج بیمار با یک مجرای صفراوی دیستال به سنگ استفاده شد

13. Extended follow up is required, to assess the longterm effects, particularly the stricture recurrence rate after final stent removal.
[ترجمه ترگمان]برای ارزیابی اثرات دراز مدت، به ویژه نرخ بازگشت stricture پس از برداشت نهایی استنت گذاری افزایش یافته است
[ترجمه گوگل]پیگیری پیشرفته برای ارزیابی اثرات طولانی مدت، به ویژه میزان عود انسداد پس از حذف استنت نهایی مورد نیاز است

14. Of 69 patients with more than six months follow up, 36 belonged to the corrosive group and 33 had a peptic stricture.
[ترجمه ترگمان]از بین ۶۹ بیمار با بیش از شش ماه پی گیری، ۳۶ عضو از این گروه خورنده و ۳۳ تن از آن ها peptic peptic داشتند
[ترجمه گوگل]از 69 بیمار با پیگیری بیش از شش ماه، 36 نفر به گروه خورنده و 33 بیمار مبتلا به سکته مغزی بودند

15. Laser treatment can be technically difficult, particularly in patients in whom the endoscope will not pass the stricture.
[ترجمه ترگمان]درمان Laser می تواند به لحاظ فنی دشوار باشد، به ویژه در بیمارانی که the از the عبور نمی کنند
[ترجمه گوگل]درمان لیزر می تواند به لحاظ فنی دشوار باشد، به ویژه در بیمارانی که آندوسکوپ رشته ای را نمی گذارند

پیشنهاد کاربران

موضع خصمانه یا سرسختانه، انتقاد تند و تیز


کلمات دیگر: