1. growth spurt
رشد ناگهانی و شدید
2. a sales spurt
زیاد شدن ناگهانی فروش
3. A great spurt of blood came out of the wound.
[ترجمه ترگمان]خون زیادی از زخم بیرون آمد
[ترجمه گوگل]یک ضربه بزرگ از خون از زخم خارج شد
4. I saw flames spurt from the roof.
[ترجمه ترگمان]شعله های آتش از پشت بوم فوران کرد
[ترجمه گوگل]من شاهد شعله های آتش زدگی از پشت بام بودم
5. The water came out with a spurt.
[ترجمه ترگمان]آب با جهش ناگهانی از آب درآمد
[ترجمه گوگل]آب با یک اسپورت بیرون آمد
6. A spurt of diesel came from one valve and none from the other.
[ترجمه ترگمان]یک جهش ژنتیکی از یک دریچه می امد و هیچ یک از آن دیگر
[ترجمه گوگل]یک اسپری دیزل از یک دریچه و از سوی دیگر هیچ یک از آن ها نداشت
7. He felt a spurt of resentment against his brother.
[ترجمه ترگمان]احساس خشم شدیدی نسبت به برادرش داشت
[ترجمه گوگل]او احساس ناآرامی در برابر برادرش را احساس کرد
8. She put on a spurt to get to the station in time.
[ترجمه ترگمان]به موقع به ایستگاه رسید
[ترجمه گوگل]او به سرعت به ایستگاه برمیخورد
9. There was a sudden spurt of activity in the housing market.
[ترجمه ترگمان]جهش ناگهانی در بازار مسکن وجود داشت
[ترجمه گوگل]یک ضربه ناگهانی از فعالیت در بازار مسکن وجود داشت
10. At adolescence, muscles go through a growth spurt.
[ترجمه ترگمان]در دوره بلوغ، ماهیچه ها از رشد ناگهانی رشد می کنند
[ترجمه گوگل]در نوجوانی، عضلات از طریق یک رشد رشد می کنند
11. In a sudden spurt of anger, Ellen slammed the door shut.
[ترجمه ترگمان]الن با خشم ناگهانی در را محکم بست
[ترجمه گوگل]الن در ناگهانی خشم خفه شد
12. With one final spurt, he reached the top of the hill.
[ترجمه ترگمان]با یک جهش نهایی به بالای تپه رسید
[ترجمه گوگل]با یک ضربه نهایی، او به بالای تپه رسید
13. Spurt on for success could be seen.
[ترجمه ترگمان]موفقیت در موفقیت را می توان دید
[ترجمه گوگل]برای موفقیت به نظر می رسد
14. You'd better put on a spurt if you want to finish that work today.
[ترجمه ترگمان]بهتر است امروز این کار را تمام کنی
[ترجمه گوگل]اگر میخواهید این کار را امروز انجام دهید، بهتر است یک ضربه بزنید
15. He wanted blood to spurt, bones to break and the sound of screaming.
[ترجمه ترگمان]او می خواست خون جاری شود و استخوان ها به هم بخورد و صدای جیغ زدن به گوش برسد
[ترجمه گوگل]او می خواست خون به جرقه زدن، استخوان شکستن و صدای فریاد