غارها، غار، مغاره، سوراخ، کاو، غول، مجوف کردن، فرو ریختن، در غار جا دادن، حفر کردن، مقعر کردن
caves
انگلیسی به فارسی
جملات نمونه
1. those caves may house snakes
آن غارها ممکن است مار داشته باشند.
2. primitive humans lived in caves
انسان های آغازین در غار زندگی می کردند.
3. beautiful rock formations in underground caves
اشکال زیبای سنگ در غارهای زیرزمینی
4. the mountain is honeycombed with caves
آن کوه پر است از غار.
پیشنهاد کاربران
تسلیم شدن به صورت فعل
کلمات دیگر: