کلمه جو
صفحه اصلی

sunbather

انگلیسی به فارسی

آفتاب


انگلیسی به انگلیسی

• one who lies out in the sun in order to get a tan

جملات نمونه

1. A week ago Bournemouth beach was thronged with sunbathers soaking up the 80 degrees heat.
[ترجمه ترگمان]یک هفته پیش ساحل Bournemouth مملو از sunbathers بود که گرمای ۸۰ درجه را جذب می کرد
[ترجمه گوگل]یک هفته پیش، ساحل بورنموث با آفتاب گردانهای که 80 درجه حرارت را خیس میکرد، خم شد

2. Sunbathers lay spread-eagled on the grass.
[ترجمه ترگمان]روی علف ها دراز کشیده بود
[ترجمه گوگل]Sunbathers گسترش یافت و در چمن عادت کرد

3. The beach was thick with sunbathers.
[ترجمه ترگمان]ساحل از sunbathers پر شده بود
[ترجمه گوگل]ساحل با آفتاب گردان بود

4. The beach was crowded with sunbathers.
[ترجمه ترگمان]ساحل پر از sunbathers بود
[ترجمه گوگل]ساحل با آفتاب پرانها شلوغ بود

5. Sunbathers in Malibu should be so lucky.
[ترجمه ترگمان]Sunbathers در مالیبو باید خیلی خوش شانس باشه
[ترجمه گوگل]Sunbathers در Malibu باید خیلی خوش شانس باشد

6. Hyde Park was a green beach strewn with sunbathers.
[ترجمه ترگمان]هاید پارک یک ساحل سبز پوشیده از sunbathers بود
[ترجمه گوگل]هاید پارک یک ساحل سبز است که با آفتاب گردان بود

7. Sunbathers might find plastic bags of soggy bread and soiled clothes, but uninvited entry into the first world was generally discreet.
[ترجمه ترگمان]Sunbathers می توانست کیسه پلاستیکی از نان خیس و لباس های خیس پیدا کند، اما ورود ناخوانده وارد دنیای اول معمولا با احتیاط بود
[ترجمه گوگل]Sunbathers ممکن است کیسه های پلاستیکی از نان های غلیظ و لباس های مضر پیدا کند، اما ورود ناخواسته به دنیای اول عموما محتاطانه بود

8. Another time, she tells a sunbather, she drove a convertible to the edge of a cliff.
[ترجمه ترگمان]یه وقت دیگه، اون به a میگه که یه ماشین داره به سمت لبه صخره میره
[ترجمه گوگل]یک بار دیگر، او به یک آفتاب می گوید، او را تبدیل به لبه صخره می شود

9. I love the bronze colour, " says sunbather Richard Tong. "
[ترجمه ترگمان]sunbather ریچارد تانگ می گوید: \" من رنگ برنز را دوست دارم
[ترجمه گوگل]من عاشق رنگ برنز هستم، 'Richard Tong Sunbather می گوید '

10. In the middle of the lawn last week there was a solitary sunbather, as naked as the day she was born.
[ترجمه ترگمان]هفته پیش در چمن زار، مانند روزی که به دنیا آمده بود لخت و برهنه ایستاده بود
[ترجمه گوگل]در وسط چمن هفته گذشته یک آفتابگیر انفرادی داشت، که برهنه روزه ای بود که به دنیا آمده بود

11. His knapsack was so big that it proved a useful weapon in knocking encroaching sunbathers off his collection of sun loungers.
[ترجمه ترگمان]کوله پشتی اش آنقدر بزرگ بود که می توانست اسلحه مفیدی در بزند و sunbathers را از sun دور کند
[ترجمه گوگل]کوله پشتی او خیلی بزرگ بود که نشان داد که یک سلاح مفید برای ضربه زدن به آفتاب پرنده ها از کنار مجموعه ی خود از صندلی های خورشید است

12. The silver sands of the bay are fine, making a soft beach for the sunbather, and the local climate is also congenial.
[ترجمه ترگمان]شن های نقره ای خلیج خوب است و ساحل نرمی برای the فراهم می کند و آب و هوای محلی نیز مناسب است
[ترجمه گوگل]ماسه های نقره ای از خلیج خوب است، یک ساحل نرم برای آفتاب گردان، و آب و هوای محلی هم دوستانه است

پیشنهاد کاربران

فردی که حمام آفتاب میگیرد.

به حالتی که شخص زیر آفتاب در ساحل برای تغییر رنگ دادن پوست ( برنزه ) خود انجام میدهد، گفته میشود

آفتاب نشین ها_ حمام آفتاب گرفتن

آفتاب گرفتن
برنزه کردن در آفتاب


کلمات دیگر: