کلمه جو
صفحه اصلی

spunky


معنی : با روح، غیور
معانی دیگر : (عامیانه) پر دل و جرات، شجاع، جسور، پرحرارت

انگلیسی به فارسی

پرحرارت، باروح، غیور


خرابکاری، غیور، با روح


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
حالات: spunkier, spunkiest
مشتقات: spunkily (adv.), spunkiness (n.)
• : تعریف: courageous, spirited, or determined.
متضاد: fearful, funky, reticent, timid
مشابه: mettlesome, plucky

- Their little sister was spunky and ready to do anything that her older brothers did.
[ترجمه ترگمان] خواهر کوچکش هم مایل بود کاری را انجام دهد که برادر بزرگ ترش این کار را کرده بود
[ترجمه گوگل] خواهر کوچکش هراس آور بود و آماده انجام هر کاری است که برادران بزرگش انجام دادند

• spirited, plucky, courageous (slang)
someone who is spunky shows courage; an old-fashioned, informal word.

مترادف و متضاد

با روح (صفت)
animate, brisk, airy, soulful, snappy, spunky, slashing, fresh, lively, animated, allegro, heartsome, peppery, breathy, racy, warm-blooded

غیور (صفت)
brave, bold, spunky, warm, zealous, jealous

spirited


Synonyms: active, alert, animated, bold, bouncy, brave, chirpy, courageous, eager, energetic, enthusiastic, fearless, fiery, full of life, full of spirit, game, gritty, gutsy, high-spirited, peppy, plucky, snappy, sprightly, tough, vigorous, zesty, zippy


جملات نمونه

1. She affected to be spunky about her ailments and afflictions, but she was in fact an utterly self - centered valetudinarian.
[ترجمه ترگمان]او تحت تاثیر بیماری ها و امراض خود قرار گرفته بود، اما در واقع یک valetudinarian کاملا خودمحور بود
[ترجمه گوگل]او تحت تاثیر قرار گرفت تا در مورد بیماری و مصیبت های او خشمگین شود، اما او در واقع یک متفکر کاملا متمرکز بود

2. She is bright, tough and spunky.
[ترجمه ترگمان]او باهوش، خشن و spunky است
[ترجمه گوگل]او روشن، سخت و خرابکار است

3. She was spunky, dazzlingly defiant, and, I was sure, beautiful.
[ترجمه ترگمان]ای کاش خیلی هم باهوش و جسور بود و من هم مطمئن بودم، زیبا
[ترجمه گوگل]او خشمگین بود، خیره کننده بود، و من مطمئن بودم، زیبا است

4. She's so spunky and spirited.
[ترجمه ترگمان]اون خیلی خوشحاله و خیلی هم سرزنده ست
[ترجمه گوگل]او خیلی جسورانه و روحیه دارد

5. While Almond aims for tacky, spunky cabaret rock, he's about as subversive as Come Dancing.
[ترجمه ترگمان]در حالی که مغز فندقی برای قسمت قدیمی cabaret، او هم مثل من مثل رقص چرخ می زند
[ترجمه گوگل]در حالیکه آلوموند برای سنگهای کاباره خشن، کوبا اهداف خود را دنبال می کند، او همچون Come Dancing به عنوان خرابکارانه است

6. Tonight they were spunky but never sexy.
[ترجمه ترگمان]امشب هم شروع به رقصیدن کردند اما هیچ وقت سکسی نمی شدند
[ترجمه گوگل]امشب آنها گریزان بودند اما هرگز سکسی نبودند

7. Spunky and freckled face Billy read by Eric and Joe a small boy read by Keith.
[ترجمه ترگمان]صورت پر کک و کک و freckled بیلی توسط اریک و جو یک پسربچه کوچک به نام کیت خوانده می شد
[ترجمه گوگل]بیگانه ای که توسط اریک و جو خواننده پسر کوچک خوانده شده توسط کیت خوانده می شود

8. He was out to reveal a spunky, sparky, spontaneous self which had in fact never existed.
[ترجمه ترگمان]او بیرون رفته بود تا یک spunky، sparky و خودی خود را آشکار کند که در واقع هرگز وجود نداشت
[ترجمه گوگل]او بیرون بود تا فضای منفجره، جرقه زده، خود به خودی که هرگز وجود نداشت، فاش شود

9. We compromise on salted Straus Family butter, a spunky, high fat, local butter made from organic milk.
[ترجمه ترگمان]ما در مورد کره خانوادگی Straus نمک، چربی بالا، کره محلی که از شیر ارگانیک تهیه شده است، توافق می کنیم
[ترجمه گوگل]ما در کره خانواده شور Straus، کره ای با کره ای با کیفیت بالا، کره محلی از شیر آلی ساخته شده است

10. She's also one spunky newspaper woman.
[ترجمه ترگمان]او همچنین یک زن روزنامه spunky است
[ترجمه گوگل]او همچنین یک زن روزنامه خرابکار است

11. There's no denying you're a spunky little bunch, you Czechs.
[ترجمه ترگمان]شکی نیست که تو یه مشت بچه کوچولو هستی
[ترجمه گوگل]هیچ انکار نمیکنید که شما یک دسته کوچک جنجالی هستید، شما چاق هستید

12. Yeah, it's very, very spunky . You can do it with a monkey or an anthill full of ants.
[ترجمه ترگمان] آره، خیلی، خیلی نرمه می تونی با یه میمون یا یه مورچه پر از مورچه کار کنی
[ترجمه گوگل]بله، خیلی، بسیار جنجالی است شما می توانید آن را با یک میمون یا یک مورچه پر از مورچه ها انجام دهید

13. 'she's a spunky girl,' said Tony, " and it's rotten luck for her, Joe getting killed.
[ترجمه ترگمان]تونی گفت: اون دختر باهوشیه و براش بدشانسی میاره جو هم کشته میشه
[ترجمه گوگل]تونی گفت: 'او دختر ترسناک است،' و آن را برای او شکننده است، جو کشته شده است

پیشنهاد کاربران

sexually attractive


full of spirit, courage, and determination
a spunky little girl


کلمات دیگر: