روانشناسى : چندزبانگى
multilingualism
روانشناسى : چندزبانگى
انگلیسی به انگلیسی
• ability to communicate in a number of languages
پیشنهاد کاربران
چند زبانه
multilingualism ( زبانشناسی )
واژه مصوب: چندزبانگی
تعریف: 1. در جامعهشناسی زبان، وضعیت فردی که توانایی به کارگیری دو یا چند زبان را همانند زبان مادری دارد 2. وضعیت جامعهای زبانی که در آن از دو یا چند زبان برای برقراری ارتباط بهره گرفته می شود
واژه مصوب: چندزبانگی
تعریف: 1. در جامعهشناسی زبان، وضعیت فردی که توانایی به کارگیری دو یا چند زبان را همانند زبان مادری دارد 2. وضعیت جامعهای زبانی که در آن از دو یا چند زبان برای برقراری ارتباط بهره گرفته می شود
کلمات دیگر: