کلمه جو
صفحه اصلی

snow white


سفید مانند برف، برفگون، سفید سفید، سفید یکدست، مثل برف سفید، اسم خاص

انگلیسی به فارسی

سفید یکدست، مثل برف سفید، اسم خاص


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: white as snow; pure white.

• beautiful heroine of the fairy tale "snow white and the seven dwarfs"
something that is snow-white is of a brilliant white colour.

پیشنهاد کاربران

سفید برفی


کلمات دیگر: