• raised up, brought before, discussed (of an issue, etc.); grown up, raised, educated (of a person)
brought up
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
بزرگ کردن
بزرگ شده در شهری یا کشور دیگری غیر از محل تولد
مطرح کردن, پیش کشیدن
تربیت کردن، بزرگ کردن
بزرگ شده
بزرگ شدن، رشد یافتن
بزرگ شدن
رشد کردن
Be looked afterand educated
مطرح کردن
بزرگ شده، رشد یافته
brought up by their father after his
mother died
بزرگ شده و رشد یافته توسط پدرشان بعد از فوت مادرشان
brought up by their father after his
mother died
بزرگ شده و رشد یافته توسط پدرشان بعد از فوت مادرشان
امروزی شدن ، مدرن شدن
looked after until you are an adult
grown up
brought up ( حملونقل دریایی )
واژه مصوب: لنگرگرفت
تعریف: وضعیتی که در آن لنگر در بستر دریا مستقر می شود و شناور را از حرکت بازمی دارد
واژه مصوب: لنگرگرفت
تعریف: وضعیتی که در آن لنگر در بستر دریا مستقر می شود و شناور را از حرکت بازمی دارد
کلمات دیگر: