کلمه جو
صفحه اصلی

summer solstice


انقلاب تابستانی، دراز روز، خوریست تابستانی، انقلاب تابستانی یا صیفی

انگلیسی به فارسی

انقلاب تابستانی، دراز روز، خوریست تابستانی


انقلاب تابستانی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: in the Northern Hemisphere, the day on which the period from sunrise to sunset is longest, usu. June 21.

• time in the summer when the sun is at his maximum distance from the equator, longest day of the year

دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] انقلاب تابستانی
[آب و خاک] انقلاب تابستانی

جملات نمونه

1. The days begin to draw in after the summer solstice.
[ترجمه ترگمان]روزها بعد از انقلاب تابستانی شروع به نقاشی کشیدن می کنند
[ترجمه گوگل]روزها پس از انقلاب تابستانی آغاز می شود

2. For instance, by the summer solstice on 21 June, the crops should be long since planted in the ground.
[ترجمه ترگمان]برای مثال، انقلاب تابستانی در ۲۱ ژوئن، محصول باید مدت ها بعد از کاشت در زمین باشد
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، توسط انقلاب تابستانی در تاریخ 21 ژوئن، محصولات باید بلند از زمانی که در زمین کاشته شده است

3. The day of my visit was the summer solstice, June 2
[ترجمه ترگمان]روز سفر من، انقلاب تابستانی، دوم ژوئن بود
[ترجمه گوگل]روز دیدار من، انقلاب تابستانی، 2 ژوئن بود

4. These two days be called the summer solstice respectively with Solstice.
[ترجمه ترگمان]این دو روز، انقلاب تابستانی به ترتیب با Solstice نامیده می شوند
[ترجمه گوگل]این دو روز به معنای انقلاب تابستانی به نام Solstice است

5. There is the time of the summer solstice an astronomical twilight lasting throughout the whole night.
[ترجمه ترگمان]در تمام طول شب، فصل بهار است که solstice نجومی است
[ترجمه گوگل]زمان انقلاب تابستانی یک شبح نجومی است که در تمام طول شب ادامه دارد

6. The days get shorter after the Summer Solstice.
[ترجمه ترگمان]روزها بعد از the تابستانی کوتاه تر می شوند
[ترجمه گوگل]روزها بعد از مراسم تابستانه تابستان کوتاه تر می شوند

7. Tomorrow will be the Summer Solstice.
[ترجمه ترگمان]فردا the تابستانی خواهد بود
[ترجمه گوگل]فردا صبح تابستان خواهد بود

8. Because of the hot dog, the summer solstice is the only dog food popular Hakka.
[ترجمه ترگمان]انقلاب تابستانی، انقلاب تابستانی تنها غذای سگ است
[ترجمه گوگل]از آنجا که هات داگ، انقلاب تابستانی تنها غذای محبوب سگ هاکا است

9. The Summer Solstice: It means the scorching summer is coming up.
[ترجمه ترگمان]The تابستانی: به این معنی است که تابستان داغ در حال بالا آمدن است
[ترجمه گوگل]تابستان تابستان این بدان معنی است که تابستان آفتابی در حال آمدن است

10. With the summer solstice now two weeks gone the northern hemisphere is heating up.
[ترجمه ترگمان]انقلاب تابستانی در حال حاضر دو هفته است که نیم کره شمالی در حال گرم کردن است
[ترجمه گوگل]با انقلاب تابستانی در حال حاضر دو هفته گذشته، نیمکره شمالی گرم شده است

11. The Summer Solstice, is the longest day in one year.
[ترجمه ترگمان]The تابستان، طولانی ترین روز در یک سال است
[ترجمه گوگل]تابستان تابستان، طولانی ترین روز در یک سال است

12. Generally about five days after summer solstice mature.
[ترجمه ترگمان]به طور کلی حدود پنج روز پس از این که انقلاب تابستانی به پایان رسید
[ترجمه گوگل]به طور کلی حدود پنج روز پس از انقلاب تابستانی بالغ

13. You're Summer Solstice, the porn star.
[ترجمه ترگمان]تو \"سامر solstice\" هستی ستاره پورن
[ترجمه گوگل]شما تابستان تابستان، ستاره پورنو است

14. Time set in the years after the summer solstice.
[ترجمه ترگمان]زمان در سال های بعد از انقلاب تابستان می گذشت
[ترجمه گوگل]زمان تعیین شده در سال بعد از انقلاب تابستانی

15. And so on the summer solstice of 200 will the first crystal awaken.
[ترجمه ترگمان]و به این ترتیب، روز عید میلاد مسیح، اولین کریستال طلوع خورشید را بیدار می کند
[ترجمه گوگل]و از این رو در انقلاب تابستانی سال 200 اولین کریستال بیدار خواهد شد

پیشنهاد کاربران

summer solstice ( نجوم )
واژه مصوب: انقلاب تابستانی
تعریف: 1. نقطه‏ای روی نیمۀ شمالی دایره‏البروج که در بیشترین فاصلۀ زاویه‏ای از استوای آسمان است وبا رسیدن مرکز خورشید به آن، تابستان در نیمکرۀ شمالی آغاز می‏شود|||2. زمانی که خورشید به این‏ نقطه در آسمان برسد

انقلاب تابستانی
چله تابستان


کلمات دیگر: