کلمه جو
صفحه اصلی

crevice


معنی : شکاف، درز
معانی دیگر : ترک، کریشنک، رخنه

انگلیسی به فارسی

درز، شکاف


شکاف، درز


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: creviced (adj.)
• : تعریف: a narrow opening, as in vertical rock or a wall; crack; fissure.
مشابه: chink, crack

- An insect crawled out of the crevice in the rock.
[ترجمه ترگمان] یک حشره از شکاف صخره بیرون خزید
[ترجمه گوگل] یک حشره از شکاف در سنگ رد شد

• narrow crack, rift, fissure
a crevice is a narrow crack in a rock.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] شکاف سنگ - رخنه
[آب و خاک] رخنه

مترادف و متضاد

شکاف (اسم)
crack, fracture, break, hiatus, breach, cut, incision, gap, craze, chap, split, flaw, chink, slot, notch, fraction, nick, breakthrough, seam, slit, slash, chasm, chine, suture, crevice, rip, cleft, rake, hair crack, interstice, scar, stoma

درز (اسم)
gap, peephole, flaw, seam, slit, chine, suture, fissure, crevice, commissure, interstice

crack


Synonyms: abyss, chasm, chink, cleft, crack, cranny, crevasse, cut, division, fissure, fracture, gap, hole, interstice, opening, precipice, rent, rift, slit, split


crack, gap


Synonyms: abyss, chasm, chink, cleft, crack, cranny, cut, division, fissure, fracture, hole, interstice, opening, precipice, rent, rift, slit, split


جملات نمونه

1. the rat was hiding in a crevice under a cliff
موش در شکاف زیر تخته سنگی پنهان شده بود.

2. The harsh light revealed every crevice and wrinkle in his face.
[ترجمه ترگمان]نور شدید هر شکاف و چین و چروک صورتش را آشکار کرد
[ترجمه گوگل]نور شدید هر چشمی و چین و چروک در چهره اش را نشان داد

3. I saw a plant growing out of a crevice in the wall.
[ترجمه ترگمان]یک گیاه را دیدم که از شکاف دیوار بیرون زده بود
[ترجمه گوگل]من یک گیاه را از یک شکاف در دیوار دیدم

4. Sweat poured out of every crevice of the fat man's body.
[ترجمه ترگمان]عرق از شکاف های بدن مرد چاق بیرون می ریخت
[ترجمه گوگل]عرق از هر شکلی از بدن انسان چربی ریخته می شود

5. He edged the tool into the crevice.
[ترجمه ترگمان]ابزار را برداشت و به شکاف نزدیک کرد
[ترجمه گوگل]او ابزار را به شکاف خم کرد

6. But she hadn't skied into a crevice, nor had she been caught in an avalanche while ice climbing.
[ترجمه ترگمان]اما او به درون شکاف نرفته بود و در حین بالا رفتن یخ در بهمن گیر نکرده بود
[ترجمه گوگل]اما او در یک شکاف اسکیت نشده بود و یا در هنگام برف یخ نزده بود

7. If it ends up in a bark crevice, the seed may germinate and penetrate the tree.
[ترجمه ترگمان]اگر این گیاه به شکاف پوست درخت منتهی شود، دانه ممکن است جوانه بزند و به درخت نفوذ کند
[ترجمه گوگل]اگر آن را در شکاف پوست خراب می کند، دانه ممکن است جوانه زده و درخت نفوذ کند

8. Blanche forced the screwdriver up into the crevice between the two halves of the sash window and heaved.
[ترجمه ترگمان]بل انش the را به درون شکاف میان دو نیمه پنجره کشید و بالا کشید
[ترجمه گوگل]بلانچ پیچ گوشتی را به داخل شکاف میان دو طرف پنجره پنجره و پیچ و خم پیچید

9. They dashed into a crevice as we approached.
[ترجمه ترگمان]همچنان که نزدیک می شدیم به سوی شکاف رفتند
[ترجمه گوگل]آنها به عنوان یک شکاف به ما نزدیک شده اند

10. The crevice, upon further examination, was found to be stuffed full of yellowing incisors and weathered molars.
[ترجمه ترگمان]شکافی که در امتحان بیشتر دیده می شد، پیدا شد که پر از دندان های زرد و فرسوده شده بود
[ترجمه گوگل]شکاف، براساس معاینات بیشتر مشخص شد که پر از زخم های زرد و دندان های موقت است

11. There is a crevice in the wall.
[ترجمه ترگمان]شکافی در دیوار است
[ترجمه گوگل]شکاف در دیوار وجود دارد

12. A small hole or crevice peep.
[ترجمه ترگمان]شکاف یا شکافی کوچک
[ترجمه گوگل]یک سوراخ کوچک یا شکاف پاره شده

13. This paper deals with the crevice structure in boride layer.
[ترجمه ترگمان]این مقاله با ساختار شکاف در لایه boride سر و کار دارد
[ترجمه گوگل]این مقاله با ساختار شکاف در لایه ی بورید در ارتباط است

14. Independent circuit design for high and low crevice.
[ترجمه ترگمان]طراحی مدار مستقل برای شکاف های بالا و پایین
[ترجمه گوگل]طراحی مدار مستقل برای شکاف بالا و پایین

15. And a roach spans a crevice in the floor.
[ترجمه ترگمان]یک سوسک در کف اتاق دیده می شود
[ترجمه گوگل]و یک قارچ شکاف در کف می گذارد

The rat was hiding in a crevice under a cliff.

موش در شکاف زیر تخته سنگی پنهان شده بود.


پیشنهاد کاربران

ترک شکاف


کلمات دیگر: