1. a fertilizer spreader
کودگستر
2. There are three ways of spreading news-- telegraph, telephone, and tel-a-woman.
[ترجمه ترگمان]سه روش برای پخش اخبار، تلگراف، تلفن، و tel وجود دارد
[ترجمه گوگل]سه راه برای انتشار اخبار - تلگراف، تلفن و تلفن همراه وجود دارد
3. Money is like muck, not good except it be spread.
[ترجمه ترگمان]پول مثل کثافت است، نه خوب، مگر این که پخش بشود
[ترجمه گوگل]پول مانند مگ است، نه خوب است، مگر اینکه گسترش یابد
4. Religious fundamentalism was spreading in the region.
[ترجمه ترگمان]بنیادگرایی مذهبی در منطقه گسترش می یافت
[ترجمه گوگل]بنیادگرایی مذهبی در منطقه گسترش یافت
5. We spread a rug on the grass for the picnic.
[ترجمه ترگمان]یک قالی را روی علف ها پهن کردیم تا به گردش برویم
[ترجمه گوگل]ما یک فرش را روی چمن برای پیکنیک پخش می کنیم
6. He spread some strawberry jam on his toast.
[ترجمه ترگمان]مقداری مربا را روی نان برشته گذاشت
[ترجمه گوگل]او یک توت فرنگی توت فرنگی را در تست خود منتشر کرد
7. The reformer's fame spread all over the country.
[ترجمه ترگمان]شهرت reformer در سراسر کشور گسترش یافت
[ترجمه گوگل]شهرت اصلاح طلبان در سراسر کشور گسترش یافت
8. The secret was spread among the crowd.
[ترجمه ترگمان]این راز بین جمعیت پخش شد
[ترجمه گوگل]این راز در بین جمعیت پخش شد
9. The fire spread very rapidly because of the strong wind.
[ترجمه ترگمان]آتش به علت وزش باد شدید به سرعت پخش شد
[ترجمه گوگل]آتش به شدت به علت باد شدید گسترش پیدا می کند
10. There is a risk that the crisis may spread further.
[ترجمه ترگمان]خطر گسترش بیشتر این بحران وجود دارد
[ترجمه گوگل]خطر وجود دارد که بحران ممکن است بیشتر گسترش یابد
11. Felix watched his men move like soldiers, spreading out into two teams.
[ترجمه ترگمان]فیل کس به سربازانش نگاه می کرد که مانند سربازان حرکت می کردند و به دو تیم تقسیم می شدند
[ترجمه گوگل]فلیکس تماشا کرد که مردانش مانند سربازان حرکت می کنند و به دو تیم گسترش می دهند
12. There were coloured candles which had spread pools of wax on the furniture.
[ترجمه ترگمان]در آنجا شمع های رنگین دیده می شدند که برکه های زیادی از موم بر روی مبل ها گسترده بودند
[ترجمه گوگل]شمع های رنگی وجود داشت که روی موم بطری های موم قرار داشت
13. The writer's fame spread all over the country.
[ترجمه ترگمان]شهرت نویسنده در سراسر کشور گسترش یافت
[ترجمه گوگل]شهرت نویسنده در سراسر کشور پخش شده است
14. Prompt action was required as the fire spread.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که آتش سوزی گسترش یافت، اقدام به کسب تکلیف مورد نیاز بود
[ترجمه گوگل]اقدام فوری به عنوان گسترش آتش مورد نیاز بود
15. They've set up a plan whereby you can spread the cost over a period.
[ترجمه ترگمان]آن ها طرحی را تنظیم کرده اند که در آن شما می توانید هزینه را در طول یک دوره گسترش دهید
[ترجمه گوگل]آنها برنامه ای را تنظیم کرده اند که می توانید هزینه آن را در طول یک دوره گسترش دهید