1. sunshine has faded the rug's color
آفتاب قالیچه را رنگ رفته کرده است.
2. hot sunshine
آفتاب گرم
3. yesterday's sunshine and last night's freeze encrusted the snow with ice
آفتاب دیروز و یخبندان دیشب برف ها را با لایه ای از یخ پوشانید.
4. the bright sunshine and the variegated flowers exhilarated him
آفتاب درخشان و گل های رنگارنگ او را سرحال آورد.
5. the warmth of sunshine
گرمای آفتاب
6. to soak up sunshine
نور خورشید را جذب کردن
7. the room was steeped in sunshine
اتاق غرق در نور آفتاب بود.
8. the brilliance of a diamond under sunshine
درخشش الماس در نور آفتاب
9. exposure to light (or germs or sunshine etc. )
قرار گرفتن در معرض نور (یا میکروب یا آفتاب و غیره)
10. What is one man's cloud is another man's sunshine.
[ترجمه ترگمان]چیزی که یک انسان است نور خورشید دیگر است
[ترجمه گوگل]ابر انسان یک ابر خورشید است
11. You are the sunshine that makes my day.
[ترجمه ترگمان] تو همون خورشیدی هستی که روز منو میسازه
[ترجمه گوگل]شما آفتابی است که روز من را می سازد
12. It was a cool day with fitful sunshine.
[ترجمه ترگمان]روز سردی بود با نور خورشید
[ترجمه گوگل]روز سرد با آفتاب مناسب بود
13. The children were out playing in the sunshine.
[ترجمه ترگمان]بچه ها در زیر نور خورشید بازی می کردند
[ترجمه گوگل]کودکان در حال بازی کردن در آفتاب بودند
14. Sunshine and flowers in the philosophical smile, the sad and painful sigh in the pessimistic.
[ترجمه ترگمان]آفتاب و گل ها در لبخند فلسفی، آه دردناک و دردناک در بدبینی
[ترجمه گوگل]آفتاب و گل در لبخند فلسفی، آزار غم انگیز و دردناک در بدبینانه
15. Sunshine and water are beneficial to living things.
[ترجمه ترگمان]تابش آفتاب و آب برای زندگی مفید است
[ترجمه گوگل]آفتاب و آب برای چیزهای زندگی مفید هستند
16. The water soon evaporated in the sunshine.
[ترجمه ترگمان]آب به زودی در زیر نور خورشید ناپدید شد
[ترجمه گوگل]آب به زودی در آفتاب تبخیر می شود