کلمه جو
صفحه اصلی

sunshine


معنی : تابش افتاب، نور افتاب
معانی دیگر : نور خورشید، آفتاب، رخش، شادی، دلشادی، خوشدلی، اشتیاق، گرمی، حرارت خورشید

انگلیسی به فارسی

تابش افتاب، نور افتاب


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: sunshiny (adj.)
(1) تعریف: the bright light of the sun unobstructed by clouds.

(2) تعریف: emotional warmth or happiness.

- the sunshine of your smile
[ترجمه ترگمان] نور لبخند شما
[ترجمه گوگل] آفتاب لبخند تو

(3) تعریف: someone or something that provides such warmth or happiness.

- Her grandchildren were her sunshine.
[ترجمه Arezoo] نوه های او عزیزان او بودند.
[ترجمه h.asgari] نوه هایش دلخوشی او بودند.
[ترجمه گنج جو] نوه هایش چشمه های امیدش بودند.
[ترجمه ترگمان] نوه هایش sunshine او بودند
[ترجمه گوگل] نوه های او آفتاب او بود

(4) تعریف: a place lit and warmed by the sun.

- Come sit in the sunshine.
[ترجمه ترگمان] بیا زیر نور آفتاب بنشین
[ترجمه گوگل] می آیم در آفتاب

• light of the sun, sun's rays, sunlight; happiness, cheerfulness
sunshine is the light and heat that comes from the sun.

دیکشنری تخصصی

[آب و خاک] آفتاب

مترادف و متضاد

تابش افتاب (اسم)
solarization, sunshine, sunlight

نور افتاب (اسم)
sunshine

جملات نمونه

1. sunshine has faded the rug's color
آفتاب قالیچه را رنگ رفته کرده است.

2. hot sunshine
آفتاب گرم

3. yesterday's sunshine and last night's freeze encrusted the snow with ice
آفتاب دیروز و یخبندان دیشب برف ها را با لایه ای از یخ پوشانید.

4. the bright sunshine and the variegated flowers exhilarated him
آفتاب درخشان و گل های رنگارنگ او را سرحال آورد.

5. the warmth of sunshine
گرمای آفتاب

6. to soak up sunshine
نور خورشید را جذب کردن

7. the room was steeped in sunshine
اتاق غرق در نور آفتاب بود.

8. the brilliance of a diamond under sunshine
درخشش الماس در نور آفتاب

9. exposure to light (or germs or sunshine etc. )
قرار گرفتن در معرض نور (یا میکروب یا آفتاب و غیره)

10. What is one man's cloud is another man's sunshine.
[ترجمه ترگمان]چیزی که یک انسان است نور خورشید دیگر است
[ترجمه گوگل]ابر انسان یک ابر خورشید است

11. You are the sunshine that makes my day.
[ترجمه ترگمان] تو همون خورشیدی هستی که روز منو میسازه
[ترجمه گوگل]شما آفتابی است که روز من را می سازد

12. It was a cool day with fitful sunshine.
[ترجمه ترگمان]روز سردی بود با نور خورشید
[ترجمه گوگل]روز سرد با آفتاب مناسب بود

13. The children were out playing in the sunshine.
[ترجمه ترگمان]بچه ها در زیر نور خورشید بازی می کردند
[ترجمه گوگل]کودکان در حال بازی کردن در آفتاب بودند

14. Sunshine and flowers in the philosophical smile, the sad and painful sigh in the pessimistic.
[ترجمه ترگمان]آفتاب و گل ها در لبخند فلسفی، آه دردناک و دردناک در بدبینی
[ترجمه گوگل]آفتاب و گل در لبخند فلسفی، آزار غم انگیز و دردناک در بدبینانه

15. Sunshine and water are beneficial to living things.
[ترجمه ترگمان]تابش آفتاب و آب برای زندگی مفید است
[ترجمه گوگل]آفتاب و آب برای چیزهای زندگی مفید هستند

16. The water soon evaporated in the sunshine.
[ترجمه ترگمان]آب به زودی در زیر نور خورشید ناپدید شد
[ترجمه گوگل]آب به زودی در آفتاب تبخیر می شود

Sunshine has faded the rug's color.

آفتاب قالیچه را رنگ‌رفته کرده است.


you are my only sunshine!

تو یگانه مایه‌ی دلخوشی من هستی.


پیشنهاد کاربران

تابش نور آفتاب

گرمای خورشید - نور خورشید

پرتوهای آفتاب

درخشیدن خورشید، خورشید زیبا و درخشان


خورشید تابان


Sun خورشید
The presence of the encouragement of love
وجود دلگرمی عشق

غروب آفتاب

نور آفتاب. در هواشناسی

.
INFORMAL•BRITISH
used as a friendly or sometimes threatening form of address.
"hand it over, sunshine"

تابش آفتاب

نور خورشید

What do you need to say Vahid to get to sunshine Bible

معنی اصلی تابش نور خورشیده ولی به معنای گرمای عشق و برای ابراز احساسات هم هست

Morning sunshine : صبح بخیر خوابالو

رنگین کمان

Jungkook is my sunshine
جونگ کوکو آفتاب/دلگرمی زندگی منه


کلمات دیگر: