1. A small brook or stream; a streamlet.
[ترجمه ترگمان]یک جویبار کوچک یا نهر، یک جویبار
[ترجمه گوگل]یک بروک کوچک یا جریان؛ یک جریان
2. I walked alongside the streamlet and felt being in a quiet painting.
[ترجمه ترگمان]کنار جویبار رفتم و احساس کردم که در یک نقاشی آرام هستم
[ترجمه گوگل]من در امتداد رودخانه راه می رفتم و احساس می کردم در نقاشی آرام هستم
3. A streamlet spread out every here and there.
[ترجمه ترگمان]یک جویبار، همه جا و آنجا پراکنده بود
[ترجمه گوگل]یک رویکردی که در اینجا و آنجا پخش می شود، گسترش می یابد
4. Not far off ran a pretty streamlet, looking clear and bright; but here also in its murmuring waters, the sister heard the words— "Who dares to drink of me, Turned to a stag will be. "
[ترجمه ترگمان]اما در اینجا نیز در آب های زیر لب، خواهر این کلمات را شنید: \" چه کسی جرات می کند از من بنوشد، به یک گوزن نر تبدیل خواهد شد \"
[ترجمه گوگل]نه چندان دور، یک روستای زیبا به نظر می رسد، روشن و روشن است؛ اما در اینجا نیز در آب های زمزمه ی خود، خواهر شنیده می شود کلمات: 'کسی که جرأت می خواهد از من نوشید، تبدیل به یک استاد خواهد شد '
5. They both come complete with a matching streamlet, a pump, and fountain heads .
[ترجمه ترگمان]هر دو با یک جویبار مشابه، یک تلمبه و سر فواره بیرون می آیند
[ترجمه گوگل]آنها هر دو با یک روبان تطبیقی، یک پمپ و سر چشمه ای کامل می آیند
6. Wild streamlet of the West!
[ترجمه ترگمان]یک جویبار وحشی از غرب!
[ترجمه گوگل]رودخانه وحشی غرب!
7. There is a big stone in the middle of the streamlet, which looks like a tortoise drinking spring water.
[ترجمه ترگمان]یک سنگ بزرگ در وسط of وجود دارد که شبیه آب چشمه آب است
[ترجمه گوگل]یک سنگ بزرگ در وسط راهرو وجود دارد، که به نظر می رسد مانند آب شستشو نوشیدن لاک پشت است
8. This new folding pond shell has all the benefits of its black preformed predecessor, but both the pond and the streamlet look like rock .
[ترجمه ترگمان]این حوضچه آرام کننده جدید تمام مزایای of سیاه خود را دارد، اما هر دو استخر و هم streamlet مثل سنگ به نظر می رسند
[ترجمه گوگل]این پوسته جدید تخت تاشو دارای مزایای سلف پیش ساخته شده سیاه آن است، اما هر دو رودخانه و حوض مانند سنگ است
9. My thoughts, Like melting glaciers in March, Trickling sluggishly; Like limpid streamlet, Flowing merrily through your spring.
[ترجمه ترگمان]افکارم مانند جویباری که در ماه مارس در حال ذوب شدن باشد به کندی حرکت می کرد مثل یک جویبار زلال و شادمانه در بهار شما
[ترجمه گوگل]افکار من، مانند یخچالهای ذوب در ماه مارس، تند و تیز کردن؛ مانند جریان روحانی، جاری شدن از طریق بهار شما
10. You snuggle up to the counter of the photographing shop, holding your little chin, with your hone rippling so continuously that Jiangying alleyway becomes a amorous streamlet as Xiang river.
[ترجمه ترگمان]شما به سمت پیشخوان مغازه عکس می گیرید، چانه کوچک خود را در دست نگه دارید، و hone به طور مداوم تکان می خورد که کوچه Jiangying به صورت یک رودخانه عاشقانه به نام رودخانه ژیانگ تبدیل می شود
[ترجمه گوگل]شما به مقبره مغازه عکاسی، چانه کوچک خود را نگه دارید، به طوری که شما به طور پیوسته به طوری که جایی Jiangying کوچه خیابانی عاشقانه به عنوان رودخانه شیانگ است