1. Studies link the drought to a sunspot cycle not due to end until the millennium.
[ترجمه ترگمان]مطالعات، خشکسالی را به چرخه sunspot پیوند می دهد که تا هزاره به پایان نمی رسد
[ترجمه گوگل]مطالعات خشکسالی را به یک چرخه لکه خورشیدی پیوند می دهد نه برای پایان دادن به هزاره
2. They are probably produced by variations in sunspot activity.
[ترجمه ترگمان]آن ها احتمالا با تغییرات در فعالیت sunspot تولید می شوند
[ترجمه گوگل]آنها احتمالا توسط تغییرات فعالیت خورشید تولید می شوند
3. It also shows a clear relationship with sunspot activity; by and large there are fewer sunspots when the Sun is bigger.
[ترجمه ترگمان]همچنین یک رابطه مشخص با فعالیت sunspot نشان می دهد؛ تا وقتی که خورشید بزرگ تر باشد، لکه نور کمتری وجود دارد
[ترجمه گوگل]همچنین ارتباطی روشن با فعالیت خورشید نشان می دهد؛ توسط بزرگ و بزرگتر وجود دارد خورشید کمتری زمانی که خورشید بزرگتر است
4. The green coronal line above sunspot group of No. 5629 of 5 Agu.
[ترجمه ترگمان]The green که بر روی گروه sunspot شماره ۵ of قرار دارد
[ترجمه گوگل]خط کرونالی سبز بالای گروه لکه های خورشیدی شماره 5629 از 5 Agu
5. When sunspot numbers drop at the end of each 11-year cycle, solar storms die down and all becomes much calmer.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که تعداد sunspot در پایان هر چرخه ۱۱ ساله کاهش پیدا می کند، طوفان های خورشیدی می میرند و همه چیز بسیار آرام تر می شود
[ترجمه گوگل]وقتی تعداد لکه های خورشیدی در انتهای هر دوره 11 ساله کاهش می یابد، طوفان های خورشیدی کاهش می یابد و همه چیز بسیار آرام تر می شود
6. These faculae frequently are the forerunners of sunspot formation.
[ترجمه ترگمان]این faculae غالبا پیشگام تشکیل sunspot هستند
[ترجمه گوگل]این چهره اغلب پیشگامان شکل گیری لکه های قرمز است
7. A few weeks ago, one small candidate reverse sunspot was sited but faded quickly.
[ترجمه ترگمان]چند هفته پیش، یک کاندید کوچک کاندید شدن جا به جا شد اما به سرعت محو شد
[ترجمه گوگل]چند هفته پیش، یک کاندید کوچک نامعلوم، لکه ی خورشیدی را جایگزین کرد اما به سرعت فشرده شد
8. Shrinks the sunspot the bridge, the ship, the human, is moving slowly, all not anxious appearance.
[ترجمه ترگمان]کشتی، کشتی، آن کشتی، آن کشتی که به آرامی حرکت می کند، به آرامی حرکت می کند، همه نگران و نگران نیستند
[ترجمه گوگل]پلنگ، کشتی، انسان را تضعیف می کند، به آرامی در حال حرکت است، همه ظاهر نگران کننده نیستند
9. Recently, the sunspot activity is relatively low while the sun in a quiet period for extravehicular astronauts to walk.
[ترجمه ترگمان]اخیرا، فعالیت sunspot نسبتا پایین است در حالی که خورشید در یک دوره آرام برای extravehicular فضانورد برای پیاده روی است
[ترجمه گوگل]اخیرا فعالیت خورشید نسبتا کم است در حالی که خورشید در یک دوره آرام برای فضانوردان غیرفعال به راه می رود
10. The above sunspot spot, all is the sadness which you gives!
[ترجمه ترگمان]هر چه که بالاتر باشد، تمام آن غمی است که به شما می دهد!
[ترجمه گوگل]نقطه بالای لکه های خورشیدی، همه غم و اندوه است که شما می دهید!
11. We observe three sunspot groups on the disc.
[ترجمه ترگمان]ما سه گروه sunspot را روی دیسک مشاهده کردیم
[ترجمه گوگل]ما سه گروه لکه لکه روی دیسک را مشاهده می کنیم
12. The darkest region of a sunspot.
[ترجمه ترگمان]تاریک ترین بخش یک sunspot
[ترجمه گوگل]تاریک ترین منطقه یک لکه ی خورشیدی است
13. Here a white sunspot shoots out giant magentic spikes into space.
[ترجمه ترگمان]در اینجا یک sunspot سفید به بیرون می جهد و سیخ های غول پیکر را به داخل فضا پرتاب می کند
[ترجمه گوگل]در اینجا یک لکه خورشید سفید، از پرتوهای مگنتیت غول پیکر به فضا پرتاب می شود
14. They also wondered whether this cessation of sunspot activity indicates an upcoming return of the Maunder Minimum, a 70-year sunspot drought seen from 1645-17
[ترجمه ترگمان]آن ها همچنین تعجب کردند که آیا این توقف فعالیت sunspot نشان دهنده بازگشت آتی of حداقل، یک خشکسالی ۷۰ ساله است که از ۱۶۴۵ تا ۱۷ میلادی دیده می شود
[ترجمه گوگل]آنها همچنین این سوال را مطرح کردند که آیا این پایان دادن به فعالیت های لکه های خورشیدی نشانگر بازگشت آینده Maunder Minimum، یک خشکسالی 70 ساله ای است که از 1645-17 دیده می شود
15. The broadcast was snapped for a few seconds by the sunspot activity.
[ترجمه ترگمان]پخش برنامه برای چند ثانیه توسط فعالیت sunspot قطع شد
[ترجمه گوگل]پخش شده توسط چندین ثانیه توسط فعالیت های لکه های خورشیدی تکه تکه شد