1. a mental cripple
معلول روانی
2. after the accident, he became a cripple
پس از تصادف او چلاق شد.
3. A total cut-off of supplies would cripple the country's economy.
[ترجمه ترگمان]قطع کامل ملزومات اقتصاد کشور را فلج خواهد کرد
[ترجمه گوگل]کل قطع منابع مالی اقتصاد کشور را فلج می کند
4. It is wrong to make fun of a cripple.
[ترجمه میلادتابعی] خندیدن به یک فلج ( چلاق ) یک کار اشتباه است
[ترجمه ترگمان]این اشتباه است که آدم را مسخره کند
[ترجمه گوگل]اشتباه است که از فلج کردن لذت ببرید
5. The cripple choked and pushed the plate away.
[ترجمه ترگمان]مرد فلج نفسش را در سینه حبس کرد و بشقاب را کنار زد
[ترجمه گوگل]فلج فریاد کشید و بشقاب را به دور انداخت
6. But no - for I am not a cripple, I have no debility, and something other than myself is doing this.
[ترجمه ترگمان]اما نه - چون من چلاق نیستم و هیچ ضعف و ناتوانی در کار نیست، و چیزی جز خودم این کار را می کنم
[ترجمه گوگل]اما نه - چون من یک فلج نیستم، من هیچ کمبودی ندارم و چیز دیگری از خودم این را انجام می دهم
7. He's an emotional cripple .
[ترجمه ترگمان]اون یه فلج احساسی - ه
[ترجمه گوگل]او یک فلسفه احساسی است
8. We are cruel to ourselves and cripple ourselves by constantly obsessing about our weight.
[ترجمه ترگمان]ما نسبت به خودمان ظلم و cruel می کنیم و در حالی که مدام نگران وزن خود هستیم، خود را فلج می کنیم
[ترجمه گوگل]ما به خودمان بی رحم هستیم و خودمان را به طور مداوم در مورد وزنمان وسواس می کنیم
9. But her ill-gotten gains will cripple not only her students, but her young country too.
[ترجمه ترگمان]اما سود ill او نه تنها دانشجویان او، بلکه کشور جوانش نیز فلج خواهد شد
[ترجمه گوگل]اما دستاوردهای بد بد آنها نه تنها دانش آموزان خود را، بلکه کشور جوان خود را نیز فلج می کند
10. There's only one way you can cripple a bad scientist, and that's to demonstrate how bad his science is.
[ترجمه ترگمان]تنها یک راه وجود دارد که شما می توانید یک دانشمند بد را فلج کنید، و این برای نشان دادن این است که دانش او چقدر بد است
[ترجمه گوگل]تنها یک راه وجود دارد که شما می توانید یک دانشمند بد را فلج کنید، و این نشان می دهد که علم او چقدر بد است
11. And what part did the cripple play who had sat like a malignant spirit guarding a make-shift bridge over an unimportant stream?
[ترجمه ترگمان]و چه قسمتی از نقش cripple که مثل یک روح شرور در حال محافظت از یک پل متحرک روی یک نهر مهم نشسته بود؟
[ترجمه گوگل]و چه نقشی بازی را انجام دادم که مانند یک روح بدخیم نشسته بود که یک پل برش را روی یک جریان غیرمترقبه محافظت می کرد؟
12. One bullet in the wrong place can cripple you for life or send your blood gushing on to the pavement.
[ترجمه ترگمان]یک گلوله در جای اشتباه می تواند شما را برای زندگی فلج کند و یا خون شما را روی زمین بگذارد
[ترجمه گوگل]یک گلوله در جای اشتباه می تواند شما را برای زندگی شما فلج کند یا خون خود را به پیاده رو برساند
13. She has gone from being a healthy, fit, and sporty young woman to being a cripple.
[ترجمه ترگمان]او از تبدیل شدن به یک زن جوان و خوش تیپ به یک فلج شدن رفته است
[ترجمه گوگل]او از یک زن جوان سالم، مناسب و ورزشی برخوردار است که فلج شده است
14. He had been warned that another bad fall could cripple him for life.
[ترجمه ترگمان]او اخطار کرده بود که یک سقوط بد دیگر او را برای زندگی فلج کند
[ترجمه گوگل]او هشدار داده بود که یک سقوط بد دیگر می تواند او را برای زندگی فلج کند