زشتی، خام دستی
awkwardness
زشتی، خام دستی
انگلیسی به انگلیسی
• gracelessness, ineptness, clumsiness, cumbersomeness
جملات نمونه
1. She laughed to cover up her feeling of awkwardness.
[ترجمه ترگمان]در حالی که احساس ناراحتی می کرد، خندید
[ترجمه گوگل]او خندید تا احساس ناخوشایند خود را پنهان کند
[ترجمه گوگل]او خندید تا احساس ناخوشایند خود را پنهان کند
2. There was no awkwardness between them.
[ترجمه ترگمان]هیچ ناراحتی بین آن ها وجود نداشت
[ترجمه گوگل]بین آنها ناسازگاری وجود نداشت
[ترجمه گوگل]بین آنها ناسازگاری وجود نداشت
3. His awkwardness made him fumble with the key.
[ترجمه ترگمان]awkwardness باعث شد که با کلید سوتی بدهد
[ترجمه گوگل]اشتباه او باعث شد که او را با کلید بزنید
[ترجمه گوگل]اشتباه او باعث شد که او را با کلید بزنید
4. In spite of the divorce there was no awkwardness between them - in fact they seemed very much at ease.
[ترجمه ترگمان]با وجود طلاق، ناراحتی بین آن ها وجود نداشت - در واقع خیلی راحت به نظر می رسیدند
[ترجمه گوگل]به رغم طلاق، بین آنها ناسازگاری وجود نداشت - در واقع آنها به راحتی به نظر می رسیدند
[ترجمه گوگل]به رغم طلاق، بین آنها ناسازگاری وجود نداشت - در واقع آنها به راحتی به نظر می رسیدند
5. He tried to smooth over the awkwardness of the situation.
[ترجمه ترگمان]سعی کرد بر وخامت اوضاع مسلط شود
[ترجمه گوگل]او سعی کرد تا برطرف کردن ناخوشایندی از وضعیت روبه رو شود
[ترجمه گوگل]او سعی کرد تا برطرف کردن ناخوشایندی از وضعیت روبه رو شود
6. But it is helium's awkwardness -- and expense -- in other applications that has limited the metallics' use.
[ترجمه ترگمان]اما این awkwardness - - و هزینه - - در کاربردهای دیگر که کاربرد metallics را محدود کرده است
[ترجمه گوگل]اما این اشتباه هلیوم - و هزینه - در برنامه های دیگر است که استفاده از فلزات را محدود کرده است
[ترجمه گوگل]اما این اشتباه هلیوم - و هزینه - در برنامه های دیگر است که استفاده از فلزات را محدود کرده است
7. In New Historicism this awkwardness should not be deplored but seen as proof of the integrity of its methods.
[ترجمه ترگمان]در Historicism جدید این ناشیگری نباید مورد تاسف قرار گیرد، اما به عنوان اثباتی بر صحت روش های آن دیده می شود
[ترجمه گوگل]در تاریخ گرایی جدید، این ناخوشایند نباید مورد ستم قرار گیرد، بلکه به عنوان اثبات یکپارچگی روش های آن دیده می شود
[ترجمه گوگل]در تاریخ گرایی جدید، این ناخوشایند نباید مورد ستم قرار گیرد، بلکه به عنوان اثبات یکپارچگی روش های آن دیده می شود
8. A girl just entered into womanhood, the last awkwardness of youth gone.
[ترجمه ترگمان]دختری که تازه به دوران زنانگی وارد شده بود آخرین awkwardness جوانی از بین رفته بود
[ترجمه گوگل]یک دختر فقط به زن بودن وارد شد، آخرین نومیدی جوانان رفته است
[ترجمه گوگل]یک دختر فقط به زن بودن وارد شد، آخرین نومیدی جوانان رفته است
9. He reflects on his own diffidence and awkwardness in large groups.
[ترجمه ترگمان]او با پریشانی و ناشیگری خودش در گروه های بزرگ رو به رو است
[ترجمه گوگل]او بر تردید و نومیدی خود در گروه های بزرگ بازتاب می کند
[ترجمه گوگل]او بر تردید و نومیدی خود در گروه های بزرگ بازتاب می کند
10. Its very awkwardness symbolises the strained relationship.
[ترجمه ترگمان]خیلی ناراحت کنندست که رابطه محکمی برقرار بشه
[ترجمه گوگل]بسیار ناخوشایند آن را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]بسیار ناخوشایند آن را نشان می دهد
11. Their initial awkwardness fades away as the pair re-visit the site of previous betrayals and adventures.
[ترجمه ترگمان]در حالی که این زوج دوباره به محل خیانت و ماجراجویی پیشین می روند، awkwardness اولیه آن ها محو می شود
[ترجمه گوگل]ناپایداری اولیه آنها از بین می رود زیرا جفت دوباره سایت خیانت های قبلی و ماجراهای
[ترجمه گوگل]ناپایداری اولیه آنها از بین می رود زیرا جفت دوباره سایت خیانت های قبلی و ماجراهای
12. There was no awkwardness in their greeting to the crowd.
[ترجمه ترگمان]از سلام و احوال مردم ناراحت و ناراحت به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]در غیبت آنها به جمعیت خوشبین نبود
[ترجمه گوگل]در غیبت آنها به جمعیت خوشبین نبود
13. The awkwardness has almost disappeared. With a tyre change you could get rid of the feeling altogether.
[ترجمه ترگمان]The تقریبا از بین رفته است با تغییر لاستیک می توانید از شر احساس خلاص شوید
[ترجمه گوگل]اشتیاق تقریبا ناپدید شده است با تغییر تایر شما می توانید از احساس کاملا خلاص شوید
[ترجمه گوگل]اشتیاق تقریبا ناپدید شده است با تغییر تایر شما می توانید از احساس کاملا خلاص شوید
14. To commonplace actions he brought a special pedantic awkwardness.
[ترجمه ترگمان]کاره ای پیش پاافتاده، او را ناراحت می کرد
[ترجمه گوگل]برای اقدامات عادی، او ناخوشایند خاصی را به وجود آورد
[ترجمه گوگل]برای اقدامات عادی، او ناخوشایند خاصی را به وجود آورد
پیشنهاد کاربران
نا به هنجاری
لطف
دست و پا زدن
بی حوصلگی
دست و پا زدن
بی حوصلگی
دست و پا چلفتی گری_ خام دستی
معذب بودن
ناراحت و عصبی بودن ( اما به روی خود نیاوردن )
کلمات دیگر: