کلمه جو
صفحه اصلی

sunday school


مدرسه ی یکشنبه (که قبل یا بعد از مراسم دینی در کلیسا برای آموزش مذهبی تشکیل می شود)

انگلیسی به فارسی

مدرسه‌ی یکشنبه (که قبل یا بعد از مراسم دینی در کلیسا برای آموزش مذهبی تشکیل می‌شود)


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a class, usu. at a church, that offers religious instruction on Sunday.

• religious school which takes place on sunday
sunday school is a class organized by a church that some children go to on sundays in order to learn about christianity.

مترادف و متضاد

religious instruction


Synonyms: catechism class, church school


جملات نمونه

1. A special outing with the Sunday school children.
[ترجمه ترگمان]یک گردش ویژه با بچه های مدرسه یکشنبه
[ترجمه گوگل]یک سفر ویژه با کودکان مدرسه ی یکشنبه

2. The future was also theirs: Nonconformist Sunday School students came to 0903
[ترجمه ترگمان]آینده نیز مال آن ها بود: دانش آموزان مدرسه روزه ای یکشنبه به ۰۹۰۳ می آمدند
[ترجمه گوگل]آینده همچنین دانش آموزان مدرسه ی انحصارطلب یونانی خود را به سال 0903 رساندند

3. He enjoyed teaching Sunday school, and talked about maybe adding some kind of teaching to his collage.
[ترجمه ترگمان]او از تدریس روز یکشنبه لذت می برد و در مورد شاید هم نوعی آموزش به collage خودش حرف می زد
[ترجمه گوگل]او لذت بردن از تدریس مدرسه یکشنبه را داشت و در مورد ممکن است برخی از آموزش های خود را به کولاژ اضافه کرد

4. You skip Sunday school, you go to Hell.
[ترجمه ترگمان]، تو مدرسه یکشنبه میری به جهنم میری
[ترجمه گوگل]شما یکشنبه مدرسه را پر می کنید، به جهنم بروید

5. Beginning on the Sunday school now was untimely he thought.
[ترجمه ترگمان]فکر کرد که اکنون از مدرسه یکشنبه شروع می شود
[ترجمه گوگل]او در ابتدای مدرسه ای که امروز در مدرسه بود، بی نظیر بود

6. It held regular services, ran a Sunday school and was involved in numerous village activities.
[ترجمه ترگمان]این شرکت خدمات منظمی داشت، یک مدرسه یکشنبه را اداره می کرد و در فعالیت های متعدد روستایی شرکت داشت
[ترجمه گوگل]این خدمات به طور منظم برگزار شد، یک مدرسه یکشنبه اجرا شد و در فعالیت های متعدد روستایی شرکت داشت

7. The Sunday school had closed on its opening day, but everything else was settling into a routine.
[ترجمه ترگمان]مدرسه روز یکشنبه در روز افتتاحیه بسته شده بود، اما همه چیز به یک روال عادی تبدیل شده بود
[ترجمه گوگل]مدرسه ی روز یکشنبه در روز افتتاحیه خود بسته شد، اما همه چیز به طور منظم حل و فصل شد

8. The Sunday School sat in the North Aisle and everyone had to take the same seat week by week.
[ترجمه ترگمان]مدرسه روزه ای یکشنبه در شمال Aisle قرار داشت و همه مجبور بودند تا هفته همان هفته همان صندلی را انتخاب کنند
[ترجمه گوگل]مدرسه ی یکشنبه در شمال میدان نشست و هر کس مجبور بود هفته ی هفته را به همان هفته برساند

9. I taught a Sunday school class and sang in the church choir, whose members included soldiers stationed at nearby bases.
[ترجمه ترگمان]من یک کلاس درسی یکشنبه را تدریس کردم و در گروه کر کلیسا آواز خواندم که اعضای آن شامل سربازانی بودند که در پایگاه های نزدیک مستقر شده بودند
[ترجمه گوگل]من یک کلاس مدرسه ای در مدرسه تدریس کردم و در کلیسای کور خواندم، اعضای آن شامل سربازانی بودند که در پایگاه های نزدیک قرار داشتند

10. If you went to Sunday school every week you could go to the seaside free.
[ترجمه ترگمان]اگر شما هر هفته به مدرسه یکشنبه بروید، می توانید به کنار دریا بروید
[ترجمه گوگل]اگر هر هفته به مدرسه ی یکشنبه بروید می توانید به ساحل بیایید

11. It was given by the children of the Sunday school during restoration work in 190
[ترجمه ترگمان]این مدرسه توسط فرزندان مدرسه روزه ای یکشنبه در طول کار تعمیر و نگهداری ۱۹۰ پوند داده شد
[ترجمه گوگل]توسط کودکان مدرسه ی یکشنبه در طی کار بازسازی در 190 سالگی داده شد

12. A short history of the Sunday School was written to celebrate the event.
[ترجمه ترگمان]تاریخ مختصری از مدرسه روزه ای یکشنبه برای جشن گرفتن این رویداد نوشته شده است
[ترجمه گوگل]یک تاریخ کوتاه از مدرسه یکشنبه برای جشن گرفتن این رویداد نوشته شد

13. Is that all you go to Sunday school for, just to earn bars?
[ترجمه ترگمان]این همه چیزیه که تو به مدرسه یکشنبه میری فقط برای بدست آوردن میله های زندون؟
[ترجمه گوگل]آیا همه ی شما برای مدرسه ی یکشنبه به آنجا می روید، فقط برای کسب کافه ها؟

14. Miss Swan couldn't take being a Sunday school teacher any longer.
[ترجمه ترگمان]دوشیزه سوان دیگر نمی توانست معلم مدرسه روز یکشنبه باشد
[ترجمه گوگل]خانم سوان دیگر نمی تواند یک معلم مدرسه ای باشد

15. A Sunday school teacher was discussing the Ten Commandments with her five and six year olds.
[ترجمه ترگمان]یک معلم مدرسه یکشنبه در حال بحث در مورد ده فرمان با بچه های پنج و شش ساله بود
[ترجمه گوگل]معلم مدرسه ای یکشنبه در مورد ده فرمان با پنج و شش ساله اش بحث کرد

پیشنهاد کاربران

کانون شادی


کلمات دیگر: