که شامل، وارد کردن، گرفتار شدن، پیچیدهشدن، پیچیدن، گرفتار کردن، گیر انداختن، مستلزم بودن، در گیر کردن یا شدن
involving
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
شامل یا مستلزم یا دربرگیرنده چیزی
درگیری
v.
درگیر، حاوی معنای؛احاطه شده توسط
شامل
درگیر، حاوی معنای؛احاطه شده توسط
شامل
مستلزم
گرفتار شدن
جذاب، جالب
با استفاده از
مثال:
biofumigation involving GSL - containing plants
ضدعفونی بیولوژیکی با استفاده از گیاهان حاوی گلوکوزینولات
مثال:
biofumigation involving GSL - containing plants
ضدعفونی بیولوژیکی با استفاده از گیاهان حاوی گلوکوزینولات
التزام
دربردارنده ی
مشتمل بر
مشتمل بر
که شامل
مشارکت
شامل
در ارتباط با، در رابطه با، مربوط به
involving situation
شرایط درگیری
شرایط درگیری
درگیر شدن یا دعوا کردن
دربردارنده
شامل
درارتباط
شامل
درارتباط
گرفتار کردن
دربرگیرنده ی چیزی
Involving something
Involving something
درگیر بودن
مربوط ، مرتبط
کلمات دیگر: