کلمه جو
صفحه اصلی

sign in


هنگام آمدن (یا رفتن) دفتر را امضا کردن

انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to write your name to show that you have arrived.

- Mr. Perez has to sign in at work every day.
[ترجمه رضاامیری] آقای پرز هرروز بایدورود خود به سرکار راتاییدکند ( ساعت زدن یاامضاء موقع ورود و خروج به محل کار )
[ترجمه ترگمان] آقای \"پرز\" باید هر روز سر کار ثبت نام کنه
[ترجمه گوگل] آقای پرز باید هر روز به کار خود ادامه دهد

• register, record one's arrival; log in, log on (computers)

جملات نمونه

1. New security measures require all visitors to sign in at reception and wear a visitor's badge.
[ترجمه ترگمان]اقدامات امنیتی جدید نیازمند حضور همه بازدیدکنندگان در پذیرش و پوشیدن نشان مهمان است
[ترجمه گوگل]اقدامات امنیتی جدید لازم است همه بازدیدکنندگان در هنگام پذیرش ثبت نام کنند و علامت بازدید کننده را پوشانند

2. Please initial each page and sign in the space provided.
[ترجمه ترگمان]لطفا هر صفحه را بررسی کنید و در فضا امضا کنید
[ترجمه گوگل]لطفا ابتدا هر صفحه را وارد کنید و وارد فضای ارائه شده شوید

3. The contract will be ready to sign in two weeks.
[ترجمه ترگمان]این قرارداد در عرض دو هفته به امضا خواهد رسید
[ترجمه گوگل]این قرارداد دو هفته پس از ثبت نام آماده خواهد شد

4. All visitors must sign in on arrival.
[ترجمه ترگمان]همه مهمانان باید به محض ورود امضا کنند
[ترجمه گوگل]همه بازدیدکنندگان باید با ورود وارد شوند

5. Sign in the bottom right-hand corner of the page.
[ترجمه ترگمان]گوشه سمت راست پایین صفحه را امضا کنید
[ترجمه گوگل]در گوشه سمت راست پایین صفحه وارد شوید

6. There was a for sale sign in the yard.
[ترجمه ترگمان] یه نشونه برای فروش تو حیاط بود
[ترجمه گوگل]یک نشانه فروش در حیاط وجود داشت

7. Remember to sign in at reception.
[ترجمه ترگمان] یادت باشه توی مهمونی ثبت نام کنی
[ترجمه گوگل]به یاد داشته باشید که در هنگام پذیرش ثبت نام کنید

8. The privileged sign in at a large book attached by a thin chain to a sort of lectern.
[ترجمه ترگمان]علامت ممتاز در یک کتاب بزرگ متصل به یک زنجیر نازک به یک تریبون
[ترجمه گوگل]ورودی امتیازدهی در یک کتاب بزرگ که توسط یک زنجیر نازک به یک نوع لکتر متصل شده است

9. Claudia had just time to see a sign in gold and red before they turned into a cobbled yard.
[ترجمه ترگمان]در این موقع کلودیا هم فرصت کرده بود که یک تابلو طلایی و طلایی را ببیند که قبل از تبدیل شدن به یک حیاط سنگ فرش شده بود
[ترجمه گوگل]کلودیا فقط زمان برای دیدن یک علامت در طلا و قرمز قبل از تبدیل شدن به حیاط بلوط شده بود

10. There was not the slightest sign in his behaviour of any strict Methodist upbringing.
[ترجمه ترگمان]هیچ اثری در رفتارش در رفتارش دیده نمی شد
[ترجمه گوگل]هیچ گونه نشانه ای در رفتار وی از هر گونه تربیت دقیق متدیست وجود نداشت

11. He tapped out the call sign in two-minute segments, waited for ten, called again.
[ترجمه ترگمان]او علامت تماس را در بخش های دو دقیقه ای به صدا در آورد و ده دقیقه منتظر ماند
[ترجمه گوگل]او علامت تماس را در بخش های دو دقیقه ای گذاشت، منتظر ده، دوباره خوابیده بود

12. The only good sign in his game was his play of the par-threes, two under par for the two rounds.
[ترجمه ترگمان]تنها نشانه خوب در بازی او بازی سه یا سه تایی بود، دو ضربه کم تر از دو دور
[ترجمه گوگل]تنها علامت خوب در بازی او بازی خود را از par-threes بود، دو زیر پارک برای دو دور

13. Nellie's house had a 'To Let' sign in the window.
[ترجمه ترگمان]خانه نلی مجبور بود تابلو را امضا کند
[ترجمه گوگل]خانه نلی 'پنجره را به نشانه' وارد کرد

14. Every student must sign in when he comes back to the college.
[ترجمه ترگمان]هر دانش آموزی باید وقتی به دانشگاه بر می گردد امضا کند
[ترجمه گوگل]هر دانش آموز وقتی وارد کالج می شود باید وارد سیستم شوید

پیشنهاد کاربران

عضو شدن

ورود

وارد شدن

مرحله ی قبل از اعمال بیهوشی در اتاق عمل


کلمات دیگر: