کلمه جو
صفحه اصلی

storybook


کتاب داستان (به ویژه برای کودکان)، داستان نامه، داستان نامه وابسته به داستانهای این نوع کتابها، داستانی، افسانهای

انگلیسی به فارسی

کتاب داستان (به‌ویژه برای کودکان)، داستان نامه


وابسته به داستانهای این نوع کتابها، داستانی، افسانهای


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a book of stories, usu. for children.
صفت ( adjective )
• : تعریف: resembling or suggesting the romantic tales in a storybook.

- a storybook wedding
[ترجمه ترگمان] یه عروسی storybook
[ترجمه گوگل] عروسی کتاب داستان

• book containing a collection of short stories (usually for children)
a storybook relationship, situation, or life is one that seems to be perfect and ends happily, in the way that many fairy stories do.
book containing a collection of tales

جملات نمونه

1. If you're looking for a storybook romance, you're always going to be disappointed.
[ترجمه ترگمان]اگر دنبال یک داستان عاشقانه هستی، همیشه باید نا امید باشی
[ترجمه گوگل]اگر به دنبال یک داستان عاشقانه هستید، همیشه ناامید خواهید شد

2. It would have been storybook stuff if he had won the competition.
[ترجمه ترگمان]اگر او مسابقه را برده بود، این کتاب داستان storybook می شد
[ترجمه گوگل]اگر این مسابقه را بدست آورد، این مسائل مورد توجه قرار خواهد گرفت

3. Well, so much for a storybook ending.
[ترجمه ترگمان] خب، برای یه داستان کتاب داستان خیلی زیاد بود
[ترجمه گوگل]خب، برای پایان دادن به کتاب داستان بسیار مفید است

4. It sounds almost like a storybook story.
[ترجمه ترگمان]این تقریبا شبیه داستان storybook است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد تقریبا مثل یک داستان داستان داستان

5. It was not, however, a storybook finish to an illustrious career.
[ترجمه ترگمان]به هر حال این داستان یک کتاب داستان بود که به یک حرفه بزرگ پایان داده بود
[ترجمه گوگل]با این حال، داستان داستان به یک حرفه پرشکوه پایان نیافت

6. The changing leaves and sunny weather turned this storybook tourist destination into everything it is cracked up to be.
[ترجمه ترگمان]برگ های متغیر و آب و هوای آفتابی مقصد توریستی storybook را تبدیل به هر چیزی کرده است که ترک برداشته است
[ترجمه گوگل]برگ های در حال تغییر و آب و هوای آفتابی، این مقصد گردشگری کتاب داستان را به همه چیزهایی که تا به حال شکسته اند، تبدیل کرد

7. Here is a storybook for you.
[ترجمه ترگمان]این هم یک کتاب داستان برای تو است
[ترجمه گوگل]در اینجا یک کتاب داستان برای شما است

8. In many ways it was a storybook life. Summers in Salzburg. Weekends hunting in Connecticut.
[ترجمه ترگمان]از بسیاری جهات، زندگی storybook بود سامرز در سالزبورگ تعطیلات آخر هفته در Connecticut
[ترجمه گوگل]در بسیاری از موارد، این یک زندگی کتاب داستان بود سامرز در سالزبورگ آخر هفته شکار در کانکتیکات

9. A storybook of a great lion.
[ترجمه ترگمان] یه کتاب مثل یه شیر بزرگ
[ترجمه گوگل]کتاب داستان یک شیر بزرگ

10. I'd like to read the storybook.
[ترجمه ترگمان]دوست دارم کتاب داستان را بخوانم
[ترجمه گوگل]من می خواهم کتاب داستان را بخوانم

11. Philippines - Children gaze at the storybook sight of a partial solar eclipse over Manila Bay.
[ترجمه ترگمان]فیلیپین - کودکان به دید storybook از کسوف جزیی در خلیج مانیل نگاه می کنند
[ترجمه گوگل]فیلیپین - کودکان نگاهی به کتاب داستان نشان می دهند که یک خورشید گرفتگی جزئی در خلیج مانیل وجود دارد

12. Yes, I'd like to borrow an English storybook, please.
[ترجمه ترگمان]بله، لطفا یک کتاب داستان انگلیسی به من بدهید
[ترجمه گوگل]بله، من می خواهم یک کتاب داستان انگلیسی قرض بگیرم، لطفا

13. Guo eat while watching the storybook side starch noodles.
[ترجمه ترگمان] تا ماکارونی فروشی رو تماشا کنم، غذا می خورم
[ترجمه گوگل]گوئه خوردن در حالی که تماشای رشته فرنگی نشاسته در کتاب داستان

14. I happened on the storybook I like in that bookstore.
[ترجمه ترگمان]من تو کتاب داستان اون کتابفروشی که دوست داشتم افتاد
[ترجمه گوگل]من در کتاب داستان که در آن کتاب فروشی دوست دارم اتفاق افتاده است

پیشنهاد کاربران

کتاب داستان



کلمات دیگر: