• narrow channel of water between the arabian peninsula and iran (passage to the persian gulf)
strait of hormuz
انگلیسی به انگلیسی
جملات نمونه
1. Iran borders the Strait of Hormuz, conduit for roughly two - fifths of all globally traded oil.
[ترجمه ترگمان]ایران با تنگه هرمز ایران را به حدود دو پنجم کل نفت تجارت جهانی متصل می کند
[ترجمه گوگل]ایران با تنگه هرمز مرزهای خود را در اختیار دارد که تقریبا دو پنجم نفت جهانی را در اختیار دارد
[ترجمه گوگل]ایران با تنگه هرمز مرزهای خود را در اختیار دارد که تقریبا دو پنجم نفت جهانی را در اختیار دارد
2. To the Strait of Hormuz and the Gulf of Oman and the Arabian Sea converge.
[ترجمه ترگمان]تنگه هرمز و دریای عمان و دریای عمان به سوی تنگه هرمز می آیند
[ترجمه گوگل]به تنگه هرمز و خلیج عمان و دریای عرب همگرا هستند
[ترجمه گوگل]به تنگه هرمز و خلیج عمان و دریای عرب همگرا هستند
3. Two US navy vessels collided Friday in the Strait of Hormuz near Iran.
[ترجمه ترگمان]دو کشتی نیروی دریایی آمریکا روز جمعه در تنگه هرمز در نزدیکی ایران تصادف کردند
[ترجمه گوگل]دو کشتی نیروی دریایی ایالات متحده روز جمعه در تنگه هرمز در نزدیکی ایران برخورد کردند
[ترجمه گوگل]دو کشتی نیروی دریایی ایالات متحده روز جمعه در تنگه هرمز در نزدیکی ایران برخورد کردند
4. Not only that, the Strait of Hormuz to the United States has a special significance.
[ترجمه ترگمان]نه تنها آن، تنگه هرمز در آمریکا دارای اهمیت ویژه ای است
[ترجمه گوگل]نه تنها این، تنگه هرمز به ایالات متحده اهمیت خاصی دارد
[ترجمه گوگل]نه تنها این، تنگه هرمز به ایالات متحده اهمیت خاصی دارد
5. The Strait of Hormuz is one the busiest waterways in the world.
[ترجمه ترگمان]تنگه هرمز یکی از شلوغ ترین راه های جهان است
[ترجمه گوگل]تنگه هرمز یکی از شلوغ ترین آبراه های جهان است
[ترجمه گوگل]تنگه هرمز یکی از شلوغ ترین آبراه های جهان است
6. Even the simulated F-1fighter jet you were piloting into a hostile zone near the Strait of Hormuz.
[ترجمه ترگمان]حتی جت جنگنده اف - ۱ شبیه سازی شده در یک ناحیه متخاصم در نزدیکی تنگه هرمز صورت گرفت
[ترجمه گوگل]حتی هواپیمای F-1fighter شبیه سازی شده شما به یک ناحیه خصمانه در نزدیکی تنگه هرمز خلبانید
[ترجمه گوگل]حتی هواپیمای F-1fighter شبیه سازی شده شما به یک ناحیه خصمانه در نزدیکی تنگه هرمز خلبانید
7. It displayed particular concern over a possible closure of the Strait of Hormuz and a determination to take action to avoid this.
[ترجمه ترگمان]این موضوع موجب نگرانی ویژه در مورد بسته شدن تنگه هرمز و تصمیم گرفتن برای جلوگیری از آن شد
[ترجمه گوگل]این نگرانی های خاصی را در مورد احتمال بسته شدن تنگه هرمز و تصمیم گیری برای اقدام به منظور جلوگیری از آن نشان داد
[ترجمه گوگل]این نگرانی های خاصی را در مورد احتمال بسته شدن تنگه هرمز و تصمیم گیری برای اقدام به منظور جلوگیری از آن نشان داد
8. The road to the Ruhr, and to Tokyo, lies through the Strait of Hormuz.
[ترجمه ترگمان]جاده رور و توکیو در تنگه هرمز نهفته است
[ترجمه گوگل]جاده روهر و توکیو در تنگه هرمز قرار دارد
[ترجمه گوگل]جاده روهر و توکیو در تنگه هرمز قرار دارد
9. U. S. Fifth Fleet said on the 20th, a submarine and an amphibious landing ship earlier in the day in Iran near the Strait of Hormuz collision.
[ترجمه ترگمان]u S ناوگان پنجم در بیستم، یک زیردریایی و یک کشتی فرود زمینی در اوایل روز در ایران در نزدیکی تنگه برخورد هرمز گفته بود
[ترجمه گوگل]ناوگان پنجم ناوگان U S در روز 20 ام، یک کشتی فرود زیردریایی و دوزیستان در روز در ایران در نزدیکی تنگه هرمز گفت
[ترجمه گوگل]ناوگان پنجم ناوگان U S در روز 20 ام، یک کشتی فرود زیردریایی و دوزیستان در روز در ایران در نزدیکی تنگه هرمز گفت
کلمات دیگر: