کلمه جو
صفحه اصلی

straight and narrow

انگلیسی به فارسی

مستقیم و باریک


انگلیسی به انگلیسی

• proper and morally upright manner of doing things

جملات نمونه

1. All her efforts to keep him on the straight and narrow have been rewarded.
[ترجمه ترگمان]تمام تلاش او برای نگه داشتن او در راه باریک و باریک پاداش گرفت
[ترجمه گوگل]تمام تلاش خود را برای حفظ او در راستای و باریک پاداش داده شده است

2. You must walk the straight and narrow way if you would escape eternal punishment, and a just God was angry with sinners every day.
[ترجمه ترگمان]شما باید راه مستقیم و باریکی را طی کنید اگر از مجازات ابدی فرار کنید، و خداوند هر روز با گناهکاران عصبانی می شود
[ترجمه گوگل]شما باید راه مستقیم و باریک را راه بیاورید اگر از مجازات ابدی فرار می کنید و هر روز خداوند عادلانه گناهکاران را خشمگین می کند

3. He must keep to the straight and narrow path, no doubt about it.
[ترجمه ترگمان]باید راه باریک و باریک را پیش خود نگه داشت، شکی در آن نبود
[ترجمه گوگل]او باید به مسیر مستقیم و باریک ادامه دهد، بدون شک در مورد آن

4. My wife helps me stay on the straight and narrow.
[ترجمه ترگمان]زنم بهم کمک می کنه که رو راست و باریک بمونم
[ترجمه گوگل]همسر من به من کمک می کند تا به راست و باریک بمانم

5. His wife is trying to keep him on the straight and narrow.
[ترجمه ترگمان]زنش سعی دارد او را صاف و باریک نگه دارد
[ترجمه گوگل]همسرش سعی می کند او را به سمت راست و باریک نگه دارد

6. He finds it difficult to stay on / stick to the straight and narrow for long.
[ترجمه ترگمان]ماندن بر روی آن دشوار و محدود به مدت طولانی دشوار است
[ترجمه گوگل]او دشوار است که به مدت طولانی به سمت راست / باریک بماند

7. This will help you, both physically and psychologically, to get back on to the straight and narrow.
[ترجمه ترگمان]این کار به شما کمک می کند که هم از لحاظ جسمانی و هم از لحاظ روانی، به سمت راست و باریک برگردید
[ترجمه گوگل]این به شما از لحاظ جسمی و روحی کمک خواهد کرد تا به راست و باریک برسید

8. She was frigid and strait-laced and therefore somewhat ill-equipped to keep me on the straight and narrow.
[ترجمه ترگمان]او یخ زده و سفت بود، و به خاطر همین، تا حدی آمادگی نداشتم که مرا به سمت راست و باریک نگه دارد
[ترجمه گوگل]او قریب به اتفاق و سخت بود و بنابراین تا حدودی مجهز به نگه داشتن من در راست و تنگ است

9. You may be able to keep us to the straight and narrow.
[ترجمه ترگمان]ممکنه بتونی ما رو به سمت راست و باریک نگه داری
[ترجمه گوگل]شما ممکن است قادر به نگه داشتن ما به راست و باریک

10. After his release from the jail he resolved to follow the straight and narrow.
[ترجمه ترگمان]پس از آزاد شدن از زندان، تصمیم گرفت که از راست و باریک پیروی کند
[ترجمه گوگل]پس از آزادی از زندان، تصمیم گرفت به پیروی مستقیم و باریک بپردازد

11. Whilst it is not always possible to do this, there are a number of ways you can help keep the person on the straight and narrow way.
[ترجمه ترگمان]در حالی که همیشه این کار ممکن نیست، چندین روش وجود دارد که می توانید به طور مستقیم فرد را در مسیر مستقیم و باریک نگه دارید
[ترجمه گوگل]اگرچه همیشه این امکان وجود ندارد، اما راه های متعددی وجود دارد که می توانید شخص را به روش مستقیم و باریک نگه دارید

12. He taught his children to keep strictly to the straight and narrow.
[ترجمه ترگمان]به فرزندانش یاد داده بود که دقیقا به راست و باریک ادامه دهند
[ترجمه گوگل]او به فرزندان خود آموزش داد تا به شدت به راست و باریک نگه دارند

پیشنهاد کاربران

:If you keep on the straight and narrow, you behave in a way that is honest and moral
صادقانه و اخلاق گرایانه عمل یا رفتار کردن. عامیانه: آدم شدن - پاک شدن - درست رفتار کردن




کلمات دیگر: