اخذ رای دستجمعی برای نمایندگان یک حزب
straight ticket
اخذ رای دستجمعی برای نمایندگان یک حزب
انگلیسی به فارسی
اخذ رای دستجمعی برای نمایندگان یک حزب
بلیط مستقیم، اخذ رای دستجمعی برای نمایندگان یک حزب
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: in U.S. politics, a ballot on which a voter has voted for candidates of only one party. (Cf. split ticket.)
• list of political candidates from only one political party
جملات نمونه
1. This time I voted a straight ticket.
[ترجمه ترگمان]این بار من به یک بلیت مستقیم رای دادم
[ترجمه گوگل]این بار من یک بلیط مستقیم را رد کردم
[ترجمه گوگل]این بار من یک بلیط مستقیم را رد کردم
2. Combination of straight ticket prices are around the discount.
[ترجمه ترگمان]ترکیبی از قیمت های مستقیم بلیط حول محور تخفیف هستند
[ترجمه گوگل]ترکیب قیمت مستقیم بلیط در اطراف تخفیف است
[ترجمه گوگل]ترکیب قیمت مستقیم بلیط در اطراف تخفیف است
3. My father was a loyal member of his party and always voted the straight ticket.
[ترجمه ترگمان]پدرم یک عضو وفادار حزب او بود و همیشه به یک بلیت مستقیم رای می داد
[ترجمه گوگل]پدر من یک عضو وفادار از حزب من بود و همیشه بلیط مستقیم را رأی داد
[ترجمه گوگل]پدر من یک عضو وفادار از حزب من بود و همیشه بلیط مستقیم را رأی داد
4. Uncle Fred was a loyal member of his party. He always voted the straight ticket.
[ترجمه ترگمان]عمو فرد عضو وفادار party بود اون همیشه به یه بلیط مستقیم رای می داد
[ترجمه گوگل]عمو فرد یک عضو وفادار از حزب خود بود او همیشه بلیط مستقیم را رأی داد
[ترجمه گوگل]عمو فرد یک عضو وفادار از حزب خود بود او همیشه بلیط مستقیم را رأی داد
5. For instance, my wife and I belong to the same party, I voted a straight ticket.
[ترجمه ترگمان]مثلا من و همسرم به یک حزب تعلق داریم، من یک بلیط مستقیم رای دادم
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، همسر من و من به همان حزب متعلق است، من یک بلیط مستقیم را رأی دادم
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، همسر من و من به همان حزب متعلق است، من یک بلیط مستقیم را رأی دادم
6. An independent voter likes a split ticket rather than a straight ticket.
[ترجمه ترگمان]یک رای دهنده مستقل یک بلیط کسری را به جای یک بلیت مستقیم دوست دارد
[ترجمه گوگل]یک رای دهنده مستقل یک بلیط تقسیم می کند و نه یک بلیط مستقیم
[ترجمه گوگل]یک رای دهنده مستقل یک بلیط تقسیم می کند و نه یک بلیط مستقیم
پیشنهاد کاربران
straight ticket ( علوم سیاسی و روابط بین الملل )
واژه مصوب: رأی همگن
تعریف: رأی به همۀ نامزدهای فقط یک حزب در یک یا چند انتخابات همزمان
واژه مصوب: رأی همگن
تعریف: رأی به همۀ نامزدهای فقط یک حزب در یک یا چند انتخابات همزمان
کلمات دیگر: