کلمه جو
صفحه اصلی

storeyed

انگلیسی به فارسی

طبقه ای، داستانی، حکایت شده


انگلیسی به انگلیسی

• having a certain number of stories or floors

جملات نمونه

1. There's a nine - storey apartment building next to the bank.
[ترجمه ترگمان]یک ساختمان ۹ طبقه در کنار بانک وجود دارد
[ترجمه گوگل]یک آپارتمان 9 طبقه در کنار بانک وجود دارد

2. Their new house has four storeys including the attic.
[ترجمه ترگمان]خانه جدیدشان چهار طبقه دارد که شامل اتاق زیر شیروانی است
[ترجمه گوگل]خانه جدید آنها دارای چهار طبقه از جمله اتاق زیر شیروانی است

3. The apartment house where John lives is five stories high and he lives in one of the upper storeys.
[ترجمه ترگمان]آپارتمانی که جان جان در آن زندگی می کند پنج طبقه است و او در یکی از طبقات بالا زندگی می کند
[ترجمه گوگل]خانه آپارتمانی که جان زندگی می کند پنج طبقه بالا است و او در یکی از طبقه های بالا زندگی می کند

4. The house has three storeys.
[ترجمه ترگمان]خانه سه طبقه دارد
[ترجمه گوگل]خانه دارای سه طبقه است

5. At the turn of the century, Congress imposed/placed a height restriction of 13 storeys on all buildings in Washington.
[ترجمه ترگمان]در آغاز قرن، کنگره محدودیت ارتفاع ۱۳ طبقه را در تمام ساختمان های واشنگتن وضع کرد
[ترجمه گوگل]در اواخر قرن، کنگره بر تمام ساختمان های واشنگتن محدودیت قد 13 طبقه را اعمال کرد

6. The proposed new office tower is a steel and glass structure 43 storeys high.
[ترجمه ترگمان]برج جدید پیشنهادی دارای ساختار فولادی و شیشه ای ۴۳ طبقه است
[ترجمه گوگل]برج جدید دفتر پیشنهادی یک ساختار فولادی و شیشه ای 43 طبقه است

7. The kitchen occupies the lower storey.
[ترجمه ترگمان]آشپزخانه طبقه پایین را اشغال کرده است
[ترجمه گوگل]آشپزخانه طبقه پایین را اشغال می کند

8. The office building is five storeys high.
[ترجمه ترگمان]ساختمان این دفتر پنج طبقه بالاست
[ترجمه گوگل]ساختمان اداری پنج طبقه بالا است

9. The house has two storeys.
[ترجمه ترگمان]خانه دو طبقه دارد
[ترجمه گوگل]این خانه دارای دو طبقه است

10. That new multi - storey carpark is a real eyesore.
[ترجمه ترگمان]این carpark چند طبقه جدید زشت و زشت است
[ترجمه گوگل]این پارکینگ چند طبقه چندین چشمان واقعی است

11. Tom's sister says he is weak in the upper storey.
[ترجمه ترگمان]خواهر تام می گوید که در طبقه بالا ضعیف است
[ترجمه گوگل]خواهر تام می گوید که در طبقه بالا ضعیف است

12. I live on the top storey.
[ترجمه ترگمان]من در طبقه بالا زندگی می کنم
[ترجمه گوگل]من در طبقه بالا زندگی می کنم

13. That new multi - storey car - park is an utter monstrosity!
[ترجمه ترگمان]این پارک چند طبقه، یک هیولا تمام عیار است!
[ترجمه گوگل]این پارک چند طبقه ای است که یک پارچ کوچک است!

14. The building is four storeys high.
[ترجمه ترگمان]این ساختمان چهار طبقه بالاست
[ترجمه گوگل]این ساختمان دارای چهار طبقه است

15. It was built in 1864 to the design of a local architect, Peter Ellis, and is of five storeys.
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۸۶۴ با طراحی یک معمار محلی، پیتر الیس و پنج طبقه ساخته شد
[ترجمه گوگل]این ساختمان در سال 1864 برای طراحی یک معمار محلی پیتر الیس ساخته شده و از پنج طبقه ساخته شده است


کلمات دیگر: