1. It's just a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]این فقط یه طوفان در فنجون است
[ترجمه گوگل]این یک طوفان در یک تانک است
2. The succession issue seems rather a storm in a teacup to me.
[ترجمه ترگمان]مساله جانشینی یک طوفان در فنجان چای به من می رسد
[ترجمه گوگل]مسئله جانشینی به نظر می رسد و نه یک طوفان در یک فنجان چای برای من
3. But Mr Tait described the row as a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]اما آقای Tait این ردیف را به عنوان طوفان در فنجان چای توصیف کرد
[ترجمه گوگل]اما آقای طیت این ردیف را به عنوان یک طوفان در یک تانک توصیف کرد
4. However, it's a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]با این حال، این یک طوفان در فنجان چای است
[ترجمه گوگل]با این حال، یک طوفان در یک تانک است
5. Nothing serious, just a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]چیز مهمی نیست فقط یه طوفان تو فنجون
[ترجمه گوگل]چیزی جدی نیست، فقط یک طوفان در یک فنجان چای
6. His anger was unreasonable, a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]خشم او غیر منطقی بود، طوفانی در فنجان چای
[ترجمه گوگل]خشم او غیر منطقی بود، یک طوفان در یک فنجان چای
7. Their arguments were like a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]arguments مثل توفان در فنجان چای بودند
[ترجمه گوگل]استدلال آنها مانند یک طوفان در یک تیسک بود
8. Both are trying to present the disagreement as a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]هر دو سعی دارند این عدم توافق را به عنوان یک طوفان در فنجان چای حاضر کنند
[ترجمه گوگل]هر دو در حال تلاش برای ارائه اختلاف به عنوان یک طوفان در یک فنجان چای هستند
9. Within Dotty's hearing a home pirate remarked that he thought it had all been a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]در خلال استماع یک دزد دریایی که یک دزد دریایی به خانه آمده بود اظهار داشت که همه این ها یک طوفان در فنجان چای بوده است
[ترجمه گوگل]در دادگاه Dotty یک دزد دریایی خانگی اشاره کرد که او فکر کرد که این همه طوفانی در یک تانک بود
10. What is it all about? Nothing serious, just a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]درباره چی حرف می زنی؟ چیز مهمی نیست فقط یه طوفان تو فنجون
[ترجمه گوگل]کل این در بارهی چیست؟ چیزی جدی نیست، فقط یک طوفان در یک فنجان چای
11. They are continually quarreling, but it is usually a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]پیوسته با هم نزاع می کنند، اما معمولا در فنجان چای توفانی است
[ترجمه گوگل]آنها به طور مداوم در حال مبارزه هستند، اما معمولا یک طوفان در یک تانک است
12. The people next door are continually quarreling, but it is usually a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]در همسایگی آن ها پیوسته با هم نزاع می کنند، اما معمولا در فنجان چای توفانی است
[ترجمه گوگل]افرادی که در کنار آنها هستند، به طور مداوم در حال نزاع هستند، اما معمولا یک توفان در یک فنجان قهوه می باشد
13. Yet for all that, occasionally they also will have a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]با این حال گاهی اوقات آن ها طوفانی در فنجان چای خواهند داشت
[ترجمه گوگل]با این حال برای همه اینها گاهی اوقات نیز یک توفان در یک تانک ایجاد می شود
14. She won't be angry for long; its only a storm in a teacup.
[ترجمه ترگمان]او مدت زیادی عصبانی نخواهد شد؛ این فقط یک طوفان در فنجان چای است
[ترجمه گوگل]او برای مدت طولانی عصبانی نخواهد شد؛ تنها طوفان در یک فنجان چای است