در صدد - به دنبال - در طلب - در جستجوی
in pursuit of
پیشنهاد کاربران
به منظور دستیابی به چیزی
The police were in pursuit of the guilty
برای رسیدن به. . .
مثال:
he tried hard in pursuit of success
برای رسیدن به موفقیت بشدت تلاش کرد
مثال:
he tried hard in pursuit of success
برای رسیدن به موفقیت بشدت تلاش کرد
کلمات دیگر: