کلمه جو
صفحه اصلی

slatted


معنی : باریکه باریکه، ساخته شده از تکههای باریک
معانی دیگر : ساخته شده از تکه های باریک، باریکه باریکه

انگلیسی به فارسی

رنده شده، باریکه باریکه، ساخته شده از تکههای باریک


ساخته شده از تکه های باریک، باریکه باریکه


انگلیسی به انگلیسی

• equipped with slats, made with slats
something that is slatted is made with slats.

مترادف و متضاد

باریکه باریکه (صفت)
slatey, slaty, slatted

ساخته شده از تکه های باریک (صفت)
slatted


کلمات دیگر: