معنی : تار، نخ گوریده، ابریشم خامه، وضع اشفته، گوریده
معانی دیگر : (مهجور)، تار ابریشم، نخ ابریشم با تارهای نتابیده، ابریشم نتافته، ابریشم خام، گوریدگی، (نخ و غیره) در هم گیرافتادگی، ن گوریده، جدا کردن
تار، ابریشم خامه، نخ گوریده، (مجازا) وضع اشفته،گوریده، جدا کردن
کثیف، تار، ابریشم خامه، نخ گوریده، وضع اشفته، گوریده