کلمه جو
صفحه اصلی

sleave


معنی : تار، نخ گوریده، ابریشم خامه، وضع اشفته، گوریده
معانی دیگر : (مهجور)، تار ابریشم، نخ ابریشم با تارهای نتابیده، ابریشم نتافته، ابریشم خام، گوریدگی، (نخ و غیره) در هم گیرافتادگی، ن  گوریده، جدا کردن

انگلیسی به فارسی

تار، ابریشم خامه، نخ گوریده، (مجازا) وضع اشفته،گوریده، جدا کردن


کثیف، تار، ابریشم خامه، نخ گوریده، وضع اشفته، گوریده


مترادف و متضاد

تار (اسم)
chord, thread, fiber, filament, warp, web, sleave

نخ گوریده (اسم)
ravel, sleave

ابریشم خامه (اسم)
sleave

وضع اشفته (اسم)
sleave

گوریده (اسم)
sleave


کلمات دیگر: