کلمه جو
صفحه اصلی

chanterelle


(گیاه شناسی) قارچ قیفی (جنس cantharellus به ویژه نوع خوراکی آن: c. cibarius)، قارچزردخوردنی

انگلیسی به فارسی

(گیاه‌شناسی) قارچ قیفی (جنس Cantharellus به‌ویژه نوع خوراکی آن: C. cibarius)


chanterelle


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a large edible yellow mushroom with a fruity odor.

• edible mushroom of yellow to orange in color having a cap shaped like a trumpet

جملات نمونه

1. The golden chanterelle, as it is commonly known, is a favorite among mushroom connoisseurs.
[ترجمه ترگمان]این پرنده طلایی، همان گونه که معمولا شناخته می شود، در میان خبرگان mushroom مورد علاقه است
[ترجمه گوگل]سلول زرد طلایی، به طور معمول شناخته شده است، مورد علاقه در میان قارچ قارچ

2. Put Chanterelle Mushroom on the top of fat beef, then roll it.
[ترجمه ترگمان]و یه قارچ سرخ کرده رو بذار روی گوشت گاو و بعد برش گردون
[ترجمه گوگل]قارچ قارچ را بر روی گوشت گاو چربی قرار دهید و سپس آن را رول کنید

3. A delicious chanterelle or an evil jack o'lantern (pictured here)?
[ترجمه ترگمان]یه \"chanterelle خوش مزه\" یا یه چراغ jack شیطانی (تصویر خیالی در فیلم)
[ترجمه گوگل]یک شتر مرغ خوشمزه و یا یک جک زشت اپلنر (در اینجا عکس)؟

4. But they are thinking about commercial applications for the chanterelle and its close relative, the Tricholoma matsutake.
[ترجمه ترگمان]اما آن ها در مورد کاربردهای تجاری برای the و خویشاوند نزدیک آن، Tricholoma matsutake فکر می کنند
[ترجمه گوگل]اما آنها در مورد برنامه های کاربردی تجاری برای شاخساره و بستگان نزدیک آن، Tricholoma matsutake فکر می کنند

5. On top of the bilberries lay a few rather scrubby chanterelles, slightly battered.
[ترجمه ترگمان]بر فراز جاده، اندکی خمیده و اندکی کوفته بر زمین افتاده بود
[ترجمه گوگل]در بالای زغال اخته چند چند ساله نابود می شوند، کمی ضعیف شده اند

6. Even the most avid mycologists dislike being shot over a chanterelle.
[ترجمه ترگمان]حتی the mycologists هم از این که به یک chanterelle شلیک شود، نفرت دارند
[ترجمه گوگل]حتی میکروب شناسان مشتاق دوست ندارند که بیش از یک سلول زودرس شلیک کنند

پیشنهاد کاربران

chanterelle ( fr. ) ( موسیقی )
واژه مصوب: سیم آهنگ
تعریف: زیرترین زه در ساز زهی


کلمات دیگر: