کلمه جو
صفحه اصلی

subduct


معنی : ربودن، کشیدن، بیرون بردن، تفریق کردن، کسر کردن
معانی دیگر : کشیدن، بیرون بردن، ربودن، تفریق کردن، کسر کردن

انگلیسی به فارسی

کشیدن، بیرون بردن، ربودن، تفریق کردن، کسر کردن


ماده فرعی، کشیدن، بیرون بردن، ربودن، تفریق کردن، کسر کردن


انگلیسی به انگلیسی

• withdraw, take away

مترادف و متضاد

ربودن (فعل)
abduct, hijack, snatch, rob, steal, grab, abstract, get, usurp, bag, ravish, hook, subduct, purloin, reave, shanghai, suck in

کشیدن (فعل)
trace, figure, heave, string, stretch, drag, pluck, draw, haul, weigh, pull, avulse, drain, strap, lave, suffer, subduct, thole, shove, chart, plot, experience, lengthen, hale, drawl, entrain, evulse, snick, magnetize, trawl

بیرون بردن (فعل)
bring off, export, subduct

تفریق کردن (فعل)
subtract, subduct, deduce

کسر کردن (فعل)
derogate, mute, deduct, subduct, detract, write off, defalcate

جملات نمونه

1. Unless the island arc is subducted it will be accreted to the continental-margin orogen previously formed along the edge of the continent.
[ترجمه ترگمان]در صورتی که کمان جزیره مورد استفاده قرار نگیرد، به حاشیه قاره ای که پیش از این در حاشیه قاره تشکیل داده شده بود، انتقال داده خواهد شد
[ترجمه گوگل]به غیر از این که جزیره قوس سوخته شده باشد، آن را به حاشیه قاره حاشیه ای که قبلا در امتداد قاره تشکیل شده است، خواهد شد

2. Where oceanic lithosphere is subducted beneath another oceanic part of a plate the associated volcanic activity and produce an intra-oceanic island arc.
[ترجمه ترگمان]در حالی که lithosphere اقیانوسی در زیر یک بخش اقیانوسی دیگر از یک بشقاب دارای فعالیت آتشفشانی مرتبط قرار می گیرد و یک کمان درون - را تولید می کند
[ترجمه گوگل]جایی که لیتوسفرهای اقیانوسی زیر یک قسمت اقیانوسی دیگری از یک ورقه فعالیت آتشفشانی مرتبط است و یک جزیره درون اقیانوسی ایجاد می کنند

3. This suggests that the subducted sediment somehow survived as a chemically and physically distinct region large enough to avoid obliteration by diffusion.
[ترجمه ترگمان]این نشان می دهد که رسوب subducted به گونه ای از یک منطقه متمایز فیزیکی و فیزیکی به اندازه کافی بزرگ باقی مانده است تا از محو شدن با نفوذ اجتناب کند
[ترجمه گوگل]این نشان می دهد که رسوب سوخته به نحوی به عنوان یک منطقه شیمیایی و جسمی متمایز به اندازه کافی به اندازه کافی برای جلوگیری از ختنه منتشر شده است

4. Alternatively, subducted oceanic crust may be able to pull adjacent continental crust down into the asthenosphere.
[ترجمه ترگمان]متناوبا، پوسته اقیانوسی subducted ممکن است قادر به کشیدن پوسته قاره مجاور به داخل the باشد
[ترجمه گوگل]به همین ترتیب پوسته اقیانوسی subducted ممکن است بتواند پوسته مجاور مجاور را به آستنوسفر منتقل کند

5. From these observations, Hofmann and I proposed that plumes consist in part of deeply subducted oceanic crust and sediment.
[ترجمه ترگمان]از این مشاهدات، هافمن و من پیشنهاد کردیم که این پره ای به طور بخشی از پوسته و رسوب اقیانوسی عمیق تشکیل شوند
[ترجمه گوگل]از این مشاهدات، هافمن و من پیشنهاد کردند که ذرات در بخشی از پوسته و رسوبات اقیانوسی عمیقا فروکاسته شده اند

6. The border between the N American and Eurasian Plates does not subduct.
[ترجمه ترگمان]مرز میان صفحات آمریکای شمالی و اورآسیا subduct نیست
[ترجمه گوگل]مرز میان صفحات N آمریکایی و اوراسیا فراتر نمی رود


کلمات دیگر: