1. He had long unkempt hair and a stubbly chin.
[ترجمه ترگمان]موهای بلند و ژولیده داشت و چانه اش پر شده بود
[ترجمه گوگل]او موهای خالص بلند و چانه زخم داشت
2. If these emotions stirred under the stubbly balding crown, Charlie showed none of them.
[ترجمه ترگمان]اگر این هیجانات، در زیر تاج سر تاس شان تکان می خوردند، چارلی هیچ کدام از آن ها را نشان نمی داد
[ترجمه گوگل]اگر چنین عواطفی در زیر تاج سرگردان خم شد، چارلی هیچکدام از آنها را نشان نداد
3. No surprises there, as Stubbly never bothered usually with the floating drinking trade on Saturday afternoons.
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز غیر منتظره در آنجا وجود نداشت، چرا که Stubbly هرگز در بعد از ظهرهای شنبه با the شناور در آب و هوا مزاحمت ایجاد نمی کرد
[ترجمه گوگل]هیچ شگفتی وجود ندارد، به عنوان Stubbly هرگز اغلب با تجارت نوشیدن شناور در روز بعد از ظهر شنبه هرگز
4. Bill Stubbly had got off lightly - so far.
[ترجمه ترگمان] بیل Stubbly \"خیلی زیاده روی کرده بود\"
[ترجمه گوگل]بیل استابلی تا به حال به راحتی بیرون آمده بود
5. Look at that slightly stubbly chin.
[ترجمه ترگمان] یه نگاه به اون چانه اش کم کن
[ترجمه گوگل]نگاهی به آن کمی چرک خشن
6. If you do not like a stubbly beard, and always want to blow not remnant, you can choose the razor of double deck or three-layer razor blade.
[ترجمه ترگمان]اگر ریش stubbly را دوست ندارید و همیشه می خواهید باقی بمانید، می توانید تیغ دو لبه یا تیغه سه لایه را انتخاب کنید
[ترجمه گوگل]اگر شما یک ریش خمیده را دوست ندارید و همیشه می خواهید باقی بمانید، میتوانید تیغه تیغه تیغه دو نفره یا سه لایه را انتخاب کنید
7. His stubbly chin sank heavily in loose folds of flesh on his chest.
[ترجمه ترگمان]چانه اش سنگین شده بود و روی سینه اش چین افتاده بود
[ترجمه گوگل]چانه زخم او به شدت در چنگال های سست از سینه فرو می رود
8. According to the researchers, stubbly men offer women the best worlds — not too strongly masculine,[sentence dictionary] but mature and with the potential to grow a full beard.
[ترجمه ترگمان]طبق نظر محققان، مردان stubbly زنان را بهترین جهان - نه بیش از حد قوی مردانه، [ فرهنگ لغت [ جمله ])، اما بالغ و با پتانسیل رشد ریش کامل را پیشنهاد می کنند
[ترجمه گوگل]بر طبق محققان، مردان خجالتی زنان را بهترین جهان ها می نامند - نه بیش از حد مردانه، فرهنگ لغت [واژه] اما بالغ و با بالقوه برای رشد ریش کامل
9. With sunken eyes, more grey hairs and stubbly beard in his unshaven chin, Tang looked much older, very haggard and tired.
[ترجمه ترگمان]با چشمان گود افتاده و ریش خاکستری و ریش نتراشیده و ریش نتراشیده و ریش نتراشیده بسیار قدیمی تر به نظر می رسید و بسیار خسته و خسته به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]تانگ با چشم های غرق شده، موهای خاکستری بیشتری و ریش های خشن در چانه های ناخوشایندش خیلی قدیم، بسیار تند و خسته بود
10. She ran a hand across her stubbly scalp where her hair had burned away, and felt more ants on her head, and one crawling down the back of her neck.
[ترجمه ترگمان]دستش را روی پوست سرش کشید، جایی که موهایش سوخته بود و مورچه بیشتر سرش را روی سرش حس می کرد و یکی از آن ها روی پشت گردنش می خزید
[ترجمه گوگل]او دستش را روی پوست سرش زد و موهایش را سوزاند، و مورچه ها را روی سرش احساس می کرد و یکی از گردن هایش را خزنده می کرد
11. They don't realize that minor things, such as a curtain around the bed, wearing earphones or having a stubbly beard can affect interpersonal relationships.
[ترجمه ترگمان]آن ها درک نمی کنند که چیزهای کوچک، مانند پرده دور تخت، پوشیدن earphones و یا داشتن ریش زبر می تواند روابط بین فردی را تحت تاثیر قرار دهد
[ترجمه گوگل]آنها متوجه نمی شوند که چیزهای جزئی، مانند پرده در اطراف تخت، استفاده از گوشی یا داشتن ریش های خشن می توانند روابط بین فردی را تحت تاثیر قرار دهند
12. In newly released stills from the forthcoming Part 1 of Deathly Hallows, Daniel Radcliffe is seen looking into a broken mirror, sporting an unshaven, stubbly look.
[ترجمه ترگمان]\"دنیل رادکلیف\" در یک بسته تازه منتشر شده از بخش اول \"بخش اول\" (گودال های مهلک)در حال نگاه کردن به یک آینه شکسته، ورزشی با صورت نتراشیده، و پرمو است
[ترجمه گوگل]در دنیای تازه منتشر شده از قسمت اول آشنایی با مرگ، دانیل رادکلیف دیده می شود به یک آینه شکسته نگاه می کند، نگاهی به ناخن هایش دارد
13. According to a new research from the University of Northumbria in the UK, men with a sparse and stubbly beard are most attractive.
[ترجمه ترگمان]با توجه به تحقیقات جدیدی که از دانشگاه of در بریتانیا انجام شده است، مردان با ریش تنک و پرمو بیش ترین جذابیت را دارند
[ترجمه گوگل]براساس یک تحقیق جدید از دانشگاه Northumbria در انگلستان، مردان با ریش کم و خشن بسیار جذاب هستند
14. As for the small village life has become the past, stubbly beard has been to school.
[ترجمه ترگمان]زندگی روستایی کوچک به گذشته تبدیل شده است و ریش زبر شده به مدرسه رفته است
[ترجمه گوگل]همانطور که برای زندگی روستایی کوچک گذشته شده است، ریش خیش به مدرسه رسیده است
15. On the verge of the hour the heads of a group of children, of ages ranging from six to fourteen, rose above the stubbly convexity of the hill.
[ترجمه ترگمان]در آستانه ساعت، سره ای گروهی از کودکان که از شش تا چهارده سال سن داشتند، برفراز the convexity تپه بالا رفتند
[ترجمه گوگل]در آستانه ساعت، سران گروهی از کودکان که سنشان از شش تا چهارده سالگی است، بالاتر از محدب تپه ای ظاهر می شوند