انفجار، واژگون ساختن، درون واژگون سازی کردن، خرابکاری کردن، بر انداختن
subverting
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• act of overthrowing, act of corrupting
پیشنهاد کاربران
براندازی، واژگونی
برانداز، واژگون کننده، واژگون ساز
برانداز، واژگون کننده، واژگون ساز
کلمات دیگر: