1. stricken in years
سالخورده
2. famine stricken
قحطی زده
3. the stricken deer lay dying
آهوی تیر خورده در حال مرگ به زمین افتاده بود.
4. the most stricken landscape i had ever seen
ویرانترین منظره ای که تا آن موقع دیده بودم
5. i wrapped the stricken soldier in my coat and sat down beside him
سرباز زخمی را در پالتو خود پیچیدم و پهلویش نشستم.
6. There was a stampede of panic - stricken crowd from the burning hotel.
[ترجمه ترگمان]جمعیت وحشت زده در هتل می سوخت
[ترجمه گوگل]یک ترس از جمعیت ترسناک از هتل سوزان وجود داشت
7. He was stricken at twenty-one with a crippling malady.
[ترجمه ترگمان]او در بیست و یک سالگی دچار بیماری crippling شده بود
[ترجمه گوگل]او در 21 سالگی با بیماری زخمی شده زخمی شد
8. Fire broke out on the stricken ship.
[ترجمه بهنام] کشتی اسیب دیده دچار اتش سوزی شد.
[ترجمه ترگمان]آتش در کشتی شکسته خاموش شد
[ترجمه گوگل]آتش سوزی در کشتی رخ داد
9. All the oil from the stricken tanker has now leaked into the sea.
[ترجمه ترگمان]همه نفت تانکرها در حال حاضر به دریا نشت کرده است
[ترجمه گوگل]تمام روغن از tanker زده شده در حال حاضر به دریا نفوذ کرده است
10. Medical supplies are being dropped to the stricken area.
[ترجمه ترگمان]تجهیزات پزشکی به مناطق آسیب دیده منتقل می شوند
[ترجمه گوگل]تجهیزات پزشکی به منطقه آسیب دیده کاهش یافته است
11. He has been stricken with grief since the death of his wife.
[ترجمه ترگمان]از مرگ همسرش دچار غم و اندوه شده است
[ترجمه گوگل]او از زمان مرگ همسرش با غم و اندوه درگذشته است
12. They have issued the calamity - stricken people with food.
[ترجمه ترگمان]آن ها مردم مصیبت زده را با غذا صادر کرده اند
[ترجمه گوگل]آنها مردم مصیبت زده را با غذا صادر کرده اند
13. Rescue teams raced to the stricken ship.
[ترجمه ترگمان]تیم های نجات به سرعت به سوی کشتی stricken شتافتند
[ترجمه گوگل]تیم های نجات به کشتی های زخمی حمله کردند
14. Her parents were stricken with grief.
[ترجمه ترگمان]پدر و مادرش از غم زده بودند
[ترجمه گوگل]والدین او با غم و اندوه درگیر شدند
15. Medical supplies are being dropped into the stricken area.
[ترجمه ترگمان]تجهیزات پزشکی در منطقه زلزله زده قرار دارند
[ترجمه گوگل]تجهیزات پزشکی در منطقه آسیب دیده کاهش یافته است
16. She raised her stricken face and begged for help.
[ترجمه ترگمان]زن صورتش را بلند کرد و از او تقاضای کمک کرد
[ترجمه گوگل]او صورت زخمی اش را بلند کرد و از کمک خواست