کلمه جو
صفحه اصلی

struma


معنی : گواتر، غمباد، تورم، اتساع و گشاد شدن هر عضوی
معانی دیگر : (گیاه شناسی) بالشتک، رجوع شود به: goiter، رود استروما (از بلغارستان به یونان می رود و به دریای اژه می ریزد)، اتساع و گشاد شدن هر عضوی مثل پستان وعدد لنفاوی

انگلیسی به فارسی

(طب - گیاه‌شناسی) اتساع و گشاد شدن هر عضوی (مثل پستان وعدد لنفاوی)، غمباد، گواتر، تورم


انگلیسی به انگلیسی

• goiter, enlargement of the thyroid gland (medicine); rounded swelling of an organ (botany)

مترادف و متضاد

گواتر (اسم)
goiter, goitre, struma

غمباد (اسم)
goiter, goitre, struma

تورم (اسم)
protuberance, protuberancy, swell, inflation, turgescence, turgidity, struma

اتساع و گشاد شدن هر عضوی (اسم)
struma


کلمات دیگر: