کلمه جو
صفحه اصلی

styptic


معنی : خون بند، خون بند، داروی بنداور خون، قابض
معانی دیگر : (داروسازی) داروی بندآور خون، قاب­

انگلیسی به فارسی

داروی بند آور خون، قابض، خون بند


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: causing contraction of tissues and blood vessels; capable of checking bleeding.
اسم ( noun )
مشتقات: stypticity (n.)
• : تعریف: any styptic substance, such as alum.

• astringent, causing the contraction of tissues or blood vessels; serving to stop the flow of blood by contracting tissues or blood vessels

مترادف و متضاد

خون بند (اسم)
styptic

خون بند (صفت)
styptic

داروی بنداور خون (صفت)
styptic

قابض (صفت)
astringent, prehensile, styptic

جملات نمونه

1. a styptic pencil
مداد خون بند آور

2. A styptic pencil, IE a stick of this, used eg on a cut made while shaving.
[ترجمه ترگمان]یک مداد styptic، IE یک تکه از این، برای مثال در صورت اصلاح به کار برده شده در هنگام اصلاح صورت گرفت
[ترجمه گوگل]یک مداد خط کش، IE یک چوب از این، به عنوان مثال در برش ساخته شده در حالی که اصلاح استفاده می شود

3. Methods Quick-acting styptic powder was cast on the bleeding part of human body.
[ترجمه ترگمان]شیوه ها، پودر styptic سریع، روی قسمت خونریزی بدن انسان ریخته شد
[ترجمه گوگل]روش ها: پودر کپسولی سریع عمل بر روی قسمت خونریزی بدن انسان انجام شد

4. Methods Quick-acting styptic powder was cast on the bleeding part of human body. Hemostasis effect, total time and the onset time were observed.
[ترجمه ترگمان]شیوه ها، پودر styptic سریع، روی قسمت خونریزی بدن انسان ریخته شد اثر hemostasis، زمان کلی و زمان آغاز مشاهده شد
[ترجمه گوگل]روش ها: پودر کپسولی سریع عمل بر روی قسمت خونریزی بدن انسان انجام شد اثر هموستاز، زمان کل و زمان شروع مشاهده شد

5. Objective To study the styptic method of blood vessel press by paper column and perfect it's usage.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه روش styptic فشار خون از طریق ستون کاغذی و استفاده کامل از آن
[ترجمه گوگل]هدف: مطالعه روش قاعده عروق خونی با استفاده از ستون کاغذی و استفاده کامل از آن

6. Tending draw together or constrict tissues ; styptic.
[ترجمه ترگمان]Tending به دور هم جمع می شوند و یا بافت های منقبض را منقبض می کنند؛ styptic
[ترجمه گوگل]تطابق با بافتها یا تکه تکه کردن؛ چسبنده

7. The styptic fibre composition is composed of polyvinyl alcohol, gelatin, sweetgum leaf extract and berberine hydrochloride.
[ترجمه ترگمان]ترکیب فیبر styptic از polyvinyl الکل، ژلاتین، عصاره برگ sweetgum و hydrochloride berberine تشکیل شده است
[ترجمه گوگل]ترکیب فیبر چربی از پلی وینیل الکل، ژلاتین، عصاره برگ شیرین و بربرین هیدروکلراید تشکیل شده است

8. I use a styptic pencil on shaving cuts.
[ترجمه ترگمان]از یه مداد styptic برای اصلاح صورت استفاده می کنم
[ترجمه گوگل]من از یک مداد خط کش در کاهش تراشیدن استفاده می کنم

9. BEPTN can shorten styptic time of rabbits and fowls, promote rabbit's thrombocyte aggregation in vitro.
[ترجمه ترگمان]BEPTN می تواند زمان styptic خرگوش ها و پرندگان را کوتاه کند و aggregation thrombocyte را در آزمایشگاه ترویج کند
[ترجمه گوگل]BEPTN می تواند زمان کم خوابی خرگوش و مرغ را کوتاه کند، ترویج ترومبوسیت خرگوش را در شرایط آزمایشگاهی ترویج کند

10. Objective To observe clinical curative effect and safety of quick-acting styptic powder on the treatment of acute trauma hemorrhage.
[ترجمه ترگمان]هدف از مشاهده اثر درمان بالینی و ایمنی پودر styptic در درمان خونریزی شدید حاد
[ترجمه گوگل]هدف: به منظور بررسی تأثیر درمان بالینی و ایمنی پودر کپسولی سریع اقدام به درمان خونریزی حاد حاد

11. Conclusion: It is of benefit to treat the relief incisions during palatorrhaphy with absorbable styptic gauze.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری: این یک مزیت برای برخورد با برش امدادی در طول palatorrhaphy با توری styptic styptic است
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری این امر برای درمان برش های امدادی در طول سالن های پلاستیکی با گاز پانسمان قابل جذب مفید است

12. The recovery of vision acuity is related to early treatment by steroids, styptic drugs, and irrigation of anterior chamber in some cases, it is good for the prognosis of complications.
[ترجمه ترگمان]بهبود بینایی مرتبط با درمان اولیه by، مواد مخدر styptic و آبیاری اتاق جلویی در برخی موارد، برای پیش بینی مشکلات خوب است
[ترجمه گوگل]بهبود چشمگیر بینایی به درمان اولیه توسط استروئید ها، داروهای روان پریشی و آبیاری بخش قدامی در برخی موارد مربوط می شود، برای پیش آگهی عوارض خوب است

13. Objective: To evaluate hemostatic effects and safety of the soluble styptic gauze made by hydroxyethyl cellulose.
[ترجمه ترگمان]هدف: ارزیابی اثرات hemostatic و ایمنی گاز styptic محلول در محلول hydroxyethyl made
[ترجمه گوگل]هدف: ارزیابی اثرات هموستاتیک و امنیت گاز سولفات محلول ساخته شده توسط هیدروکسی ایل سلولز

14. Said invention also includes the air-drawing process spinning technology for styptic fibre.
[ترجمه ترگمان]اختراع سعید همچنین شامل طراحی فن آوری چرخش هوا برای الیاف styptic است
[ترجمه گوگل]این اختراع همچنین شامل فن آوری چرخش تولید هوا برای فیبر کپی است

15. Moreover, we have correlated the function of S-99 soluble styptic gauze with animal experiments, styptic method and its advantage.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، ما عملکرد of قابل حل در ۹۹ - ۹۹ را با آزمایش بر روی حیوانات، روش styptic و مزیت آن همبستگی داریم
[ترجمه گوگل]افزون بر این، ما عملکرد سم پاشی محلول S-99 را با آزمایش های حیوانی، روش قافیه و مزیت آن مقایسه می کنیم

پیشنهاد کاربران

ترش یا تلخ ( نا ملایم، بدخو )


کلمات دیگر: