کلمه جو
صفحه اصلی

strickle


معنی : الگو، وسیله کوبیدن غلات، وسیله تیز کردن داس
معانی دیگر : چوب خط کش مانند که با آن هنگام اندازه گیری غله مقدار اضافی را از سطل بیرون می ریزند و بالای سطل را مسطح می کنند، (فلز کاری) شابلن، نمونه، صاف کردن

انگلیسی به فارسی

وسیله کوبیدن غلات، وسیله تیز کردن داس، نمونه، الگو، صاف کردن


چشمی، وسیله کوبیدن غلات، وسیله تیز کردن داس، الگو


مترادف و متضاد

الگو (اسم)
type, pattern, standard, sample, template, mold, schema, strickle

وسیله کوبیدن غلات (اسم)
strickle

وسیله تیز کردن داس (اسم)
strickle

جملات نمونه

1. Determination set forth of strickle structure parameter, strickle speed and batch mixed sand through analysis and experiment on sand mixing performance of bend forward strickle.
[ترجمه ترگمان]تعیین پارامتر ساختار strickle، سرعت strickle و شن مخلوط شده از طریق تجزیه و تحلیل و آزمایش بر روی عملکرد اختلاط شن خم به جلو
[ترجمه گوگل]تعیین پارامترهای ساختاری strickle، سرعت چرخش و شن و ماسه مخلوط دسته ای از طریق تجزیه و تحلیل و آزمایش بر عملکرد شن و ماسه خمش جلو

2. CJCD Surface finishing screed is widely used to strickle cement, concrete surface in building site and road construction. Its trait is for easy operation and transportation.
[ترجمه ترگمان]CJCD به طور گسترده برای تولید سیمان، سطح بتن در محل ساختمان و ساخت جاده مورد استفاده قرار می گیرد این ویژگی برای عملیات و حمل و نقل آسان است
[ترجمه گوگل]CJCD سطوح پایان تکمیل به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد به سیم پیچ، سطح بتن در محل ساخت و ساز و ساخت و ساز جاده این ویژگی برای عملیات آسان و حمل و نقل است

3. Then strickle, ironing head: with empty hands clenched, tiger's mouth open, in a section of the radial margin of light blows two orbit, eyelid margin and all 30 times.
[ترجمه ترگمان]سپس strickle، سر اتو: با دست های خالی گره خورده، دهان ببر باز می شود، در بخشی از حاشیه شعاعی نور دو مدار، پلک چشم و همه ۳۰ بار
[ترجمه گوگل]سپس سوزن، سر دست دادن با دست خالی، دهان ببر را باز می کند، در یک قسمت از حاشیه شعاعی نور، دو وجه، حاشیه پلک و همه 30 بار

4. Those who resemble the train like swaying, he exerts all his strength what the ground uses an expanse is coriaceous cloth swinging a knife goes strickle his razor.
[ترجمه ترگمان]کسانی که مثل این حرکت به قطار شباهت دارند، تمام نیرویش را به کار می برد که زمینی که روی زمین از پهنای یک چاقو استفاده می کند، با تیغه چاقو تیز می کند
[ترجمه گوگل]کسانی که به قطار شبیه هستند، همه قدرت خود را اعمال می کند زمین از بقیه استفاده می کند، پارچه ای بافتنی است که یک چاقو در حال چرخش است

5. The last thing for card no teeth full business card printing and membership card making, card in a paper process and strickle paper between scratch can be a headache.
[ترجمه ترگمان]آخرین چیزی که برای کارت و کارت عضویت کامل کارت چاپ و کارت عضویت وجود دارد، کارت در یک فرآیند کاغذ و کاغذ strickle بین صفر می تواند یک سردرد باشد
[ترجمه گوگل]آخرین چیزی که برای کارت بدون دندان چاپ کارت کسب و کار کارت و کارت عضویت، کارت در یک روند کاغذ و کاغذ strickle بین ابتدا می تواند یک سردرد باشد

6. Therefore, the installation when scraping knife, you want to make sure that the strickle blade pressure.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، هنگام نصب چاقو باید مطمئن شوید که تیغه strickle فشار وارد می کند
[ترجمه گوگل]بنابراین، نصب هنگامی که تراش چاقو، شما می خواهید مطمئن شوید که فشار تیغه strickle


کلمات دیگر: