کلمه جو
صفحه اصلی

straggly


معنی : اواره، دور افتاده، پرت، پراکنده
معانی دیگر : ژولیده، نامنظم، بصورت نامرتب پراکنده، متواری

انگلیسی به فارسی

(بصورت نامرتب) پراکنده، آواره، متواری، پرت،دورافتاده


به شدت، دور افتاده، پراکنده، اواره، پرت


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
حالات: stragglier, straggliest
• : تعریف: spread out in an irregular way; straggling.

• growing or spreading out in an untidy or irregular fashion
something that is straggly grows or spreads out in different directions, in an untidy way.

مترادف و متضاد

اواره (صفت)
adrift, arrant, excursive, homeless, errant, fugacious, straggly

دور افتاده (صفت)
away, recluse, outlying, faraway, outland, straggly, far-off, unfrequented

پرت (صفت)
deviated, wide, solitary, desultory, outlying, straggly, out-of-the-way, departed from the subject, flung, digressed

پراکنده (صفت)
straggly, outspread, diffused, sporadic, far-flung

جملات نمونه

1. He has a long, straggly grey beard.
[ترجمه ترگمان]ریش خاکستری بلندی دارد
[ترجمه گوگل]او ریش بلند و ریز خاکستری دارد

2. These straggly stems should be pruned off the bush.
[ترجمه ترگمان]این ساقه های تکه پاره باید pruned بوته شوند
[ترجمه گوگل]این ساقه های باریک باید از بوش بریده شود

3. These straggly stems should be pruned off.
[ترجمه ترگمان]این ساقه های تکه پاره باید هرس شوند
[ترجمه گوگل]این ساقه ها باید از بین بروند

4. Her long fair hair was knotted and straggly.
[ترجمه ترگمان]موهای بلندش گره خورده و درهم گره خورده بود
[ترجمه گوگل]موی عجیب و غریب طولانی او گره خورده بود

5. Down behind him in the straggly little valley, I notice that a few allotments do remain, after all.
[ترجمه ترگمان]از پشت سر او در دره کوچک تکه پاره پشت سرش، متوجه شدم که چند قطعه زمین باقی مانده
[ترجمه گوگل]پشت سرش در پایین دره کوچکی قرار دارد، متوجه می شوم که چند تخصیص هنوز باقی مانده است

6. His wizened face sprouted the long straggly wisps of a white mandarin mustache and beard.
[ترجمه ترگمان]صورت خشکیده و خشکیده او آخرین ذرات نامشخص سبیل و ریش قهوه ای رنگی را در بر گرفته بود
[ترجمه گوگل]چهره عجیب و غریب او به طور گسترده ای از عصاره های طولانی نوار سبیل ماندارین سفید و ریش ساخته شده است

7. At the higher temperatures the plant becomes straggly. Water condition: Soft with slight acidity.
[ترجمه ترگمان]در دماهای بالاتر، گیاه تکه پاره می شود وضعیت آب: نرم با اسیدیته اندک
[ترجمه گوگل]در دماهای بالاتر گیاه به شدت می رسد وضعیت آب نرم با کمی اسیدیته

8. The name was spray-painted in thin, straggly red letters on the outside of one of the concrete pill-boxes.
[ترجمه ترگمان]این نام به رنگ پاشیده شده در حروف قرمز و تکه پاره شده در بیرون یکی از جعبه های قرص بتن پاشیده شده بود
[ترجمه گوگل]این نام در رنگهای نازک و قرمز رنگ قرمز در خارج از یکی از جعبه های بتونی بتونه اسپری شده است

9. There were a few leaves left on the straggly garden bushes, hanging all crumpled and lifeless.
[ترجمه ترگمان]فقط چند برگ باقی مانده بود که روی بوته های انبوه باغ پراکنده مانده بودند و همه جا به هم ریخته و بی جان شده بودند
[ترجمه گوگل]چند برگ در بوته های باغچه ای باقی مانده بود، همه ی خرد شده و بی روح حلق آویز شده بود

10. The straggly hair was trimmed and washed.
[ترجمه ترگمان]موهای درهم گره خورده و شسته شده بود
[ترجمه گوگل]موهای سرخ شده بریده و شسته شده اند

11. Long straggly hair, stained teeth, a predilection for exposing an ageing chest and, ugh, those creepy tinted glasses.
[ترجمه ترگمان]موهای ژولیده، دندان های خون آلود، predilection برای آشکار کردن سینه پیر و اه، آن عینک دودی رنگ
[ترجمه گوگل]موهای بلند بلند، دندان های رنگارنگ، دلسردی برای افشای قفسه سینه پیر و خم، این عینک های رنگین کمان

12. He had short, bandy legs, long straggly ginger hair and bloodshot, baggy eyes that gave him the doleful look of a basset hound.
[ترجمه ترگمان]قد کوتاهی داشت، ساق کوتاه، موهای خرمایی درهم گره خورده و چشم های گشاد شده و چشم های گشاد شده و چشم های گشاد شده یک سگ شکاری را به او می داد
[ترجمه گوگل]او دارای پاهای کوتاه، تند و تیز، موهای زرق و برق دار طولانی و خونریزی بود، چشمان کیسه ای که به او نگاه غم انگیز یک اسب بسکت داشت

13. The yard held a few straggly bushes.
[ترجمه ترگمان]حیاط، چند بوته انبوه را به دست گرفته بود
[ترجمه گوگل]حیاط چند بوته درست کرد

14. The voices were coming from a copse of straggly trees.
[ترجمه ترگمان]این صداها از بیشه ای انبوه درختان انبوه به گوش می رسید
[ترجمه گوگل]این صداها از یک کوه درختان باریک آمده بودند


کلمات دیگر: