کلمه جو
صفحه اصلی

stripling


معنی : نوجوان، نورسته
معانی دیگر : (پسر نزدیک به بلوغ) نورسته، تازه مرد

انگلیسی به فارسی

نورسته، نوجوان


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a male adolescent; youth.
مشابه: boy

• youth, young man
a stripling is a young man who is no longer a boy but is not yet really a man; often used humorously.

مترادف و متضاد

نوجوان (اسم)
adolescent, teenager, juvenile, youngster, stripling, younker, teener

نورسته (اسم)
stripling

جملات نمونه

1. The stripling helped the old man across the road.
[ترجمه ترگمان]The در طول راه به پیرمرد کمک می کرد
[ترجمه گوگل]طغیان کمک به پیرمرد در سراسر جاده

2. Though no stripling, he would hunger to get to Siam, Sinkiang or Tartary.
[ترجمه ترگمان]اگر چه عیبی نداشت، او گرسنگی می کشید که به تایلند یا Sinkiang یا Tartary برسد
[ترجمه گوگل]اگرچه هیچ گله ای نداشت، او گرسنگی برای رسیدن به سیام، سین کیانگ یا تارتاری بود

3. He is a young man, hardly more than a stripling.
[ترجمه ترگمان]او یک جوان است، نه بیشتر از یک stripling
[ترجمه گوگل]او یک مرد جوان است، تقریبا بیش از یک طوفان

4. Full of fire as he was in his public life, he could also unbend graciously so as to talk on the most difficult subjects to a stripling like myself without any trace of a patronising tone.
[ترجمه ترگمان]همچنین، هنگامی که در زندگی عمومی خود بود، با لطف و مهربانی سر بلند کرد تا درباره مهم ترین موضوع صحبت کند
[ترجمه گوگل]او به شدت از عمق عمر خود میگریزد، او همچنین میتوانست با مهربانی به این نتیجه برسد که در سختترین موضوعاتی که به منزلهی خودم بود، بدون هیچ ربطی از لحاظ پرتره، صحبت میکرد

5. And the king said, Inquire thou whose son the stripling is.
[ترجمه ترگمان]و ولیعهد به من گفت: تو پسر کی هستی
[ترجمه گوگل]و پادشاه گفت: 'پرسید که پسرش چطوری است؟'

6. When he had spoken, John Alden, the fair - haired, taciturn stripling.
[ترجمه ترگمان]وقتی حرف زده بود، جان آل دن، مو بور مو بور، کم حرف زده بود
[ترجمه گوگل]هنگامی که او سخن گفت، جان آلدن، منصفانه، موی سر، تیزهوش

7. And the king said, Enquire thou whose son the stripling is.
[ترجمه ترگمان]شاه گفت: ای وای، پسر، تو پسر کی هستی
[ترجمه گوگل]و پادشاه گفت: 'پرسید که پسرش چطوری است؟'


کلمات دیگر: