کلمه جو
صفحه اصلی

subhuman


معنی : مادون انسان، دارای صفاتی شبیه انسان
معانی دیگر : (از نظر پیشرفت) زیر نژاد بشر

انگلیسی به فارسی

مادون انسان، دارای صفاتی شبیه انسان


غیر انسانی، مادون انسان، دارای صفاتی شبیه انسان


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: less than human in evolutionary development.

• not quite human, not of the human race; almost human; unfit for human beings
if you describe someone as subhuman, you mean that their behaviour is disgusting.

مترادف و متضاد

مادون انسان (صفت)
subhuman

دارای صفاتی شبیه انسان (صفت)
subhuman

جملات نمونه

1. The enemy was regarded as subhuman.
[ترجمه ترگمان]دشمن مانند حیوانی در او لانه کرده بود
[ترجمه گوگل]دشمن به عنوان غیر انسان شناخته شد

2. The refugees were living a subhuman existence.
[ترجمه ترگمان]پناهندگان در زندگی subhuman زندگی می کردند
[ترجمه گوگل]پناهندگان یک موجود غیر انسانی زندگی می کردند

3. The Greeks treated women as subhuman.
[ترجمه ترگمان]یونانی ها با زنان به عنوان subhuman رفتار می کردند
[ترجمه گوگل]یونانیان به عنوان غیر انسانی رفتار می کردند

4. Their treatment of prisoners is subhuman.
[ترجمه ترگمان]رفتار آن ها of است
[ترجمه گوگل]درمان آنها با زندانیان غیر انسانی است

5. They were living in subhuman conditions.
[ترجمه ترگمان]آن ها در شرایط subhuman زندگی می کردند
[ترجمه گوگل]آنها در شرایط غیر انسانی زندگی می کردند

6. There were unknown sounds of subhuman things proceeding relentlessly forward, stopping, retrenching, to proceed onward again.
[ترجمه ترگمان]صداهای نامفهومی وجود داشت که با بی وقفه به جلو حرکت می کردند و متوقف می شدند، توقف می کردند، توقف می کردند و دوباره به راه خود ادامه می دادند
[ترجمه گوگل]صداهایی ناخوشایند از موارد غیر انسانی وجود دارد که به طور بی وقفه به جلو حرکت می کنند، متوقف می شوند، به عقب می روند، و دوباره به حرکت ادامه می دهند

7. The orphaned children were living in subhuman conditions.
[ترجمه ترگمان]بچه های یتیم در شرایط subhuman زندگی می کردند
[ترجمه گوگل]کودکان یتیم در شرایط غیر انسانی زندگی می کردند

8. He treats women as subhuman creatures, as things.
[ترجمه ترگمان]او با زنان مانند حیوانی خانگی رفتار می کند
[ترجمه گوگل]او به عنوان چیزهایی که زنان را به عنوان موجودات غیر انسانی نگاه می کند، رفتار می کند

9. The Hornivore ("roaming, sexual, subhuman") might want to consider the female type Genghis Khunt ("master of man, bringer of pain") and avoid the Sonnet ("romantic, hopeful, composed").
[ترجمه ترگمان]The (\"سرگردان، جنسی، subhuman\")ممکن است بخواهد نوع زنانه چنگیز Khunt (\"استاد انسان، آورنده درد\")را در نظر بگیرد و از the اجتناب کند (\"رومانتیک، امیدوار، آرام\")
[ترجمه گوگل]شاگردی (رومینگ، جنسی، غیر انسانی) ممکن است مایل به در نظر گرفتن نوع زن چنگیز خانت ('استاد مرد، درد آور') و جلوگیری از Sonnet ('عاشقانه، امیدوار، متشکل') باشد

10. The subhuman conditions of work soon caused physical deterioration.
[ترجمه ترگمان]شرایط subhuman کار به زودی موجب تخریب فیزیکی شد
[ترجمه گوگل]شرایط غیر انسانی کار به زودی باعث خسارت فیزیکی شد

11. The concept of Ecological Equality is that human being should live equally with all the subhuman. Instead of leading to antihuman, it is the precondition and foundation for human's self-realization.
[ترجمه ترگمان]مفهوم برابری زیست محیطی این است که انسان باید به طور مساوی با تمام the زندگی کند این پیش شرط به جای هدایت به antihuman، پیش شرط و اساس خود برای تحقق حقوق بشر است
[ترجمه گوگل]مفهوم برابری زیست محیطی این است که انسان باید با تمام زیرگونه انسان زندگی کند به جای اینکه منجر به ضد انسانی شود، پیش شرط و مبنای تحقق انسان است

12. In the people's paradise that is North Korea, disabled – even short – people are considered subhuman.
[ترجمه ترگمان]در بهشت مردم، کره شمالی، ناتوان - حتی کوتاه - مردم به عنوان subhuman در نظر گرفته می شوند
[ترجمه گوگل]در بهشت ​​مردم کره شمالی، معلولان - حتی کوتاه - مردم غیر انسانی در نظر گرفته می شوند

13. It is fantastic because human beings know to apply human psychology to subhuman animals.
[ترجمه ترگمان]فوق العاده است چون انسان ها می دانند که از روان شناسی انسان برای subhuman حیوانات استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]فوق العاده است زیرا انسان می داند که روان شناسی انسان را به حیوانات غریبه اعمال کند

14. An Indian latrine cleaner may get to vote, she says, but a Chinese as completely subhuman.
[ترجمه ترگمان]او می گوید که یک جارو توالت هندی ممکن است برای رای دادن آماده شود، اما یک چینی کاملا گیج است
[ترجمه گوگل]او می گوید، یک پاک کننده هندی هندی می تواند رأی دهد، اما چینی به طور کامل غیر انسانی است


کلمات دیگر: