1. The people were kept in subjection.
[ترجمه ترگمان]مردم در اسارت به سر می بردند
[ترجمه گوگل]مردم تحت تعقیب قرار گرفتند
2. They diverge in their justifications for the subjection of individuals to the exercise of state power during the enforcement of contractual obligations.
[ترجمه ترگمان]آن ها در توجیه خود برای تبعیت از افراد در اعمال قدرت دولت در طی اجرای تعهدات قراردادی از هم اختلاف دارند
[ترجمه گوگل]آنها در توجیهات خود برای تحمیل افراد به اجرای قدرت دولت در هنگام اجرای تعهدات قراردادی، متفاوتند
3. The difference is that women collude in their subjection.
[ترجمه ترگمان]تفاوت این است که زنان به تبعیت از آن ها همدست می شوند
[ترجمه گوگل]تفاوت این است که زنان در تحت فشار قرار دادن خود با هم مخالفند
4. Rome was intent on the subjection of the world.
[ترجمه ترگمان]رم قصد انقیاد در جهان را داشت
[ترجمه گوگل]رم قصد تسخیر جهان را داشت
5. Nor did things improve as he grew beyond subjection to state reproof.
[ترجمه ترگمان]همچنین اوضاع بهبود نیافت، زیرا فراتر از انقیاد در برابر انتقاد دولت قرار گرفت
[ترجمه گوگل]اوضاع بهبود نیافته است، زیرا او فراتر از سوءاستفاده از تخلفات دولت شد
6. The two most obvious and irksome are subjection to satraps and extortion of tribute, including personal military service.
[ترجمه ترگمان]دو مورد کاملا بدیهی و رنج آور در حال تسلیم شدن با satraps و اخاذی از جمله خدمات نظامی شخصی است
[ترجمه گوگل]دو آشکار ترین و بی رحمانه، تحت تعقیب ساتراپ ها و اخاذی از ادای احترام هستند، از جمله خدمات نظامی شخصی
7. Thou hast put all things in subjection under his feet.
[ترجمه ترگمان]تو همه چیز را باید زیر پای او بگذاری
[ترجمه گوگل]تو همه چیز را زیر پا گذاشتی
8. It is impossible nowadays to keep nations in subjection if they are striving for freedom.
[ترجمه ترگمان]امروزه غیر ممکن است که اگر مردم در تلاش برای آزادی باشند، ملل را در اسارت نگه دارد
[ترجمه گوگل]امروزه، اگر برای آزادی تلاش می کنند، کشورها را تحت فشار قرار می دهند
9. What started as subjection by force soon became " voluntary servitude ".
[ترجمه ترگمان]آنچه که به عنوان تبعیت از زور شروع شد، به زودی به \"بردگی داوطلبانه\" تبدیل شد
[ترجمه گوگل]آنچه که زور به زور به زور آغاز شد، به زودی 'خدمت داوطلبانه' تبدیل شد
10. Let the woman learn in silence with all subjection.
[ترجمه ترگمان]بگذارید زن در سکوت با همه انقیاد یاد بگیرد
[ترجمه گوگل]اجازه دهید زن با سکوت با همه زیرک بودن بیاموزد
11. Forcible subjection of Aborigines to police rule.
[ترجمه ترگمان]انقیاد Forcible نسبت به قانون پلیس
[ترجمه گوگل]اعمال زورمندانه افراد بی رحم به قاچاق پلیس
12. In broad sense, metonymy includes three relations: contiguity, subjection and antonomasia.
[ترجمه ترگمان]به طور کلی، metonymy شامل سه رابطه است: contiguity، انقیاد و اطاعت
[ترجمه گوگل]به معنای وسیع، metonymy شامل سه همبستگی روابط، زیردستان و اتونومیا است
13. The nation was kept in subjection.
[ترجمه ترگمان]ملت در اسارت به سر می برد
[ترجمه گوگل]ملت تحت تعقیب قرار گرفت
14. Women ought not to be in financial subjection to their husbands.
[ترجمه ترگمان]زنان نباید در تبعیت مالی به شوهرانشان باشند
[ترجمه گوگل]زنان نباید به شوهرشان مالی بدهند