کلمه جو
صفحه اصلی

strangulation


معنی : اختناق، فشردگی، خفه سازی
معانی دیگر : حالت خفقان

انگلیسی به فارسی

فشردگی، اختناق، خفه سازی، حالت خفقان


خفه شدن، اختناق، خفه سازی، فشردگی


انگلیسی به انگلیسی

• act of strangling; state of being strangled; extreme constriction of a body passage (physiology)
strangulation is the act of killing someone by putting pressure on their throat, and so preventing them from breathing.
economic strangulation is the act of preventing the growth of a country's economy, usually through a blockade or sanctions.

مترادف و متضاد

اختناق (اسم)
asphyxia, suffocation, strangulation, choke

فشردگی (اسم)
compression, strangulation, jam, compaction

خفه سازی (اسم)
suffocation, strangulation

جملات نمونه

1. He is charged with the strangulation of two students.
[ترجمه رکسانا] او متهم به خفه کردن دو دانش آموز است .
[ترجمه ترگمان]وی متهم به فشردن دو دانشجو است
[ترجمه گوگل]او متهم به محکوم کردن دو دانش آموز است

2. Wycliffe looked for signs of strangulation but found none.
[ترجمه ترگمان]Wycliffe به دنبال نشانه هایی از خفگی بود، اما چیزی پیدا نکرد
[ترجمه گوگل]Wycliffe به دنبال نشانه های خفگی بود اما هیچکدام را یافت

3. A post-mortem revealed Mrs Johnstone had died from strangulation.
[ترجمه ترگمان]پس از کالبدشکافی نشان داد که خانم جانستون از فشردن گلو فوت کرده است
[ترجمه گوگل]یک مرگ ناگهانی نشان داد خانم جانستون از سختی درگذشت

4. I expect strangulation is full of old-fashioned symbolism.
[ترجمه ترگمان]من انتظار دارم که strangulation پر از symbolism های قدیمی باشه
[ترجمه گوگل]انتظار می رود که ظلم و ستم پر از نمادگرایی قدیم است

5. We had a mutual strangulation society.
[ترجمه ترگمان] ما یه جامعه strangulation داشتیم
[ترجمه گوگل]ما جامعه مدیترانه ای داشتیم

6. He was martyred in Alexandria by means of strangulation.
[ترجمه ترگمان]او در اسکندریه به وسیله فشردن گلو به شهادت رسید
[ترجمه گوگل]او در اسکندریه شهادت داده شده بود و از طریق خفگی

7. Strangulation was all very well, but it played merry hell with the eyeballs.
[ترجمه ترگمان]خفه بودن خیلی خوب بود اما با تخم چشم خیلی خوب بازی می کرد
[ترجمه گوگل]ظلم و ستم همه چیز خیلی خوب بود، اما آن را با چشم غریب با چشم بود

8. That strangulation scene would send corseted Victorian ladies spiraling to the floor.
[ترجمه ترگمان]این صحنه خفگی باعث می شد که خانم ها به زمین برسند
[ترجمه گوگل]این صحنه ترسناک خانم های ویکتوریا قرمز را به زمین می کشد

9. The pre - operative diagnosis of small intestinal strangulation due to an adhesion ileus is often difficult.
[ترجمه ترگمان]تشخیص پیش از عمل شکستگی روده کوچک در گلو به علت چسبندگی ileus اغلب دشوار است
[ترجمه گوگل]تشخیص قبل از عمل ضعف روده کوچک به علت چسبیدن به بیماری ایلئوس اغلب دشوار است

10. Mr Mbeki will argue that economic strangulation would hurt the hapless Zimbabwean masses more than the pampered elite around Mr Mugabe.
[ترجمه ترگمان]آقای Mbeki استدلال خواهد کرد که فشردن گلو به توده های مردم زیمباوه بیش از نخبگان pampered در اطراف آقای موگابه آسیب خواهد رساند
[ترجمه گوگل]آقای مکیئی استدلال می کند که بدبختی اقتصادی موجب آسیب رساندن توده های زامبوآباد بیچاره به بیش از نخبگان ناتوان در اطراف آقای موگابه می شود

11. Effects of trunk strangulation on soluble carbohydrate and endohormone contents in flush leaves and young fruits of 'Shatian' pomelo during physiological fruit drop period were studied.
[ترجمه ترگمان]تاثیر فشردن کلید بر روی carbohydrate قابل حل و محتویات endohormone در برگ های سرخ و میوه های جوان of pomelo در طول دوره physiological فیزیولوژیکی مورد مطالعه قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]اثرات استقرار تنه در محتویات کربوهیدرات محلول و اندو هورمون در برگ های فشرده و میوه های جوان پوملو شتیان در دوره افتادن میوه های فیزیولوژیکی مورد مطالعه قرار گرفت

12. Possible entanglement or strangulation injury when attached to crib or playpen. Do not attach to crib or playpen.
[ترجمه ترگمان]entanglement احتمالی یا آسیب فشردن گلو هنگامی که به گهواره یا مکان بازی متصل می شوند به گهواره و یا مکان بازی توجه نکنید
[ترجمه گوگل]احتباس احتمالی یا صدمه زدن به استحکام هنگام اتصال به رختخواب یا بازو به کابین یا بچه گانه پیوست نکنید

13. She died of strangulation and her neck broke. Wear simple clothes next time!
[ترجمه ترگمان]او در گلو خفه شد و گردنش شکست دفعه بعد لباس ساده بپوشید
[ترجمه گوگل]او از سختی درگذشت و گردن او شکست بار بعدی لباس را بپوش

14. Strangulation or will affect the machine life.
[ترجمه ترگمان]و یا بر زندگی ماشینی تاثیر خواهد گذاشت
[ترجمه گوگل]ضرب و شتم و یا بر زندگی ماشین تاثیر می گذارد

پیشنهاد کاربران

یکی از عوارض فتق هیاتال hiatal hernia


کلمات دیگر: