کلمه جو
صفحه اصلی

straight off


معنی : یک مرتبه، بلادرنگ
معانی دیگر : فورا، بی درنگ، مستقیما، سرراست، بفوریت، یکراست

انگلیسی به فارسی

بفوریت، بلادرنگ، یکراست


مستقیم، بلادرنگ، یک مرتبه


انگلیسی به انگلیسی

• right away, directly

مترادف و متضاد

یک مرتبه (قید)
once, right away, en masse, straight off, out of hand, holus-bolus

بلادرنگ (قید)
straight away, straight off


کلمات دیگر: