کلمه جو
صفحه اصلی

stylistics


معنی : سبک شناسی، سلیس نگاری، فن نگارش
معانی دیگر : (با فعل مفرد) سبک شناسی

انگلیسی به فارسی

سلیس نگاری، فن نگارش، سبک شناسی


سبک شناسی، سلیس نگاری، فن نگارش


مترادف و متضاد

سبک شناسی (اسم)
stylistics

سلیس نگاری (اسم)
stylistics

فن نگارش (اسم)
stylistics

جملات نمونه

1. My example of the stylistics of manner will belong to this last type.
[ترجمه ترگمان]نمونه من از سبک سبک شناختی به این نوع آخر تعلق خواهد داشت
[ترجمه گوگل]مثال من از شیوهای شیطانی به این نوع آخر تعلق دارد

2. We have assumed that stylistics investigates the relation between the writer's artistic achievement, and how it is achieved through language.
[ترجمه ترگمان]ما فرض کرده ایم که سبک شناسی به بررسی رابطه بین دستاوردهای هنری نویسنده می پردازد و چگونه از طریق زبان به دست می آید
[ترجمه گوگل]ما تصور کرده ایم که سبک شناسی رابطه بین دستاورد هنری نویسنده و نحوه ی دستیابی به آن از طریق زبان را بررسی می کند

3. This last instance of the stylistics of manner begins to merge into the stylistics of embellishment, self-reference or representation.
[ترجمه ترگمان]این نمونه اخیر از سبک شناختی به ادغام در سبک شناسی، خود مرجع یا نمایش آغاز می شود
[ترجمه گوگل]این آخرین نمونه از شیوه های نوشتاری، شروع به ادغام شدن با سبک های گریم، خود ارجاع یا نمایندگی می کند

4. The question stylistics must consider is: how are these three concepts of deviance, prominence, and foregrounding interrelated?
[ترجمه ترگمان]سبک شناسی زیر را باید در نظر گرفت: این سه مفهوم انحراف، برجستگی، و foregrounding به هم مرتبط هستند؟
[ترجمه گوگل]پرسشنامه باید در نظر بگیرد که چگونه این سه مفهوم انحراف، برجسته و پیش زمینه در ارتباط با یکدیگر هستند؟

5. It grew out of the teaching of stylistics to undergraduates at Lancaster, which and I have shared for several years.
[ترجمه ترگمان]این موضوع از تدریس سبک شناسی به دانشجویان دوره لیسانس در لنکستر، که من چندین سال به اشتراک گذاشتم، افزایش یافت
[ترجمه گوگل]آن را از آموزش سبک به دانشجویان در لنکستر، که من و چندین سال به اشتراک گذاشته است، رشد کرد

6. Chapter one introduces stylistics and its application from diachronic and synchronic angles, and the basic condition and translations of the classical novel, A Dream of Red Mansions.
[ترجمه ترگمان]فصل یک سبک شناسی و کاربرد آن را از زوایای diachronic و synchronic و شرایط پایه و ترجمه های رمان کلاسیک، رویای عمارت قرمز معرفی می کند
[ترجمه گوگل]در فصل اول، سبکها و کاربرد آن از زوایای تشریحی و همزمان، و شرایط اساسی و ترجمه رمان کلاسیک، رویای مجسمه های سرخ معرفی می شود

7. From the point of view of stylistics, this paper studies English abstract writing by theoretical analysis and statistical method.
[ترجمه ترگمان]از دیدگاه سبک شناسی، این مقاله به مطالعه ادبیات انگلیسی از طریق تحلیل نظری و روش آماری می پردازد
[ترجمه گوگل]از منظر سبک شناسی، این مقاله به نوشتن خلاصه مقاله انگلیسی با استفاده از تحلیل نظری و روش آماری می پردازد

8. Literary stylistics focuses on the study of literature language, it studies linguistic features related to literary style.
[ترجمه ترگمان]سبک شناسی ادبی بر مطالعه زبان ادبیات تمرکز دارد و ویژگی های زبانی مرتبط با سبک ادبی را مورد مطالعه قرار می دهد
[ترجمه گوگل]سبک ادبی بر مطالعه زبان ادبی تمرکز دارد، آن را مطالعه ویژگی های زبان شناختی مرتبط با سبک ادبی می داند

9. Before the real development of corpus, studies in stylistics is mainly qualitative.
[ترجمه ترگمان]قبل از توسعه واقعی پیکره زبانی، مطالعات در سبک شناسی اساسا کیفی است
[ترجمه گوگل]قبل از توسعه واقعی بدن، مطالعات در سبک شناسی عمدتا کیفی است

10. As an important concept in stylistics, " foregrounding" plays a key role in stylistic analysis.
[ترجمه ترگمان]\" به عنوان یک مفهوم مهم در سبک شناسی نقش کلیدی در آنالیز سبکی ایفا می کند
[ترجمه گوگل]به عنوان یک مفهوم مهم در سبک شناسی، 'پیش زمینه' نقش مهمی در تحلیل های سبک ایفا می کند

11. These years the emergence of stylistics, pragmatics and discourse analysis has given rise to some new developments in the study of language reports.
[ترجمه ترگمان]این سال ها ظهور سبک شناسی، عملگرایی و تحلیل گفتمان به پیشرفت های جدیدی در مطالعه گزارش های زبان منجر شده است
[ترجمه گوگل]این سالها ظهور سبک شناسی، پراگماتیک و تحلیل گفتمان موجب پیشرفت های جدیدی در مطالعه گزارش های زبان شده است

12. Stylistics is a new branch of modern linguistics and its study is a very important part in the theory of translation.
[ترجمه ترگمان]Stylistics شاخه ای جدید از زبان شناسی مدرن است و مطالعه آن بخش مهمی از نظریه ترجمه است
[ترجمه گوگل]سبک شناسی شاخه ای جدید از زبان شناسی مدرن است و مطالعه آن قسمت بسیار مهمی در نظریه ترجمه است

13. As a branch of knowledge, the linguistic stylistics is the combination of linguistics and literature.
[ترجمه ترگمان]به عنوان شاخه ای از دانش، سبک شناسی زبانی ترکیبی از زبان شناسی و ادبیات است
[ترجمه گوگل]به عنوان یک شاخه ای از دانش، سبک شناسی زبان ترکیبی از زبان شناسی و ادبیات است

14. In its history of about a hundred years, stylistics has seen various theories on the essence of style, varying in their academic background, approaches and scope of concern.
[ترجمه ترگمان]سبک شناختی در تاریخچه خود در حدود یک صد ساله، تئوری های مختلفی درباره ماهیت سبک، تغییر در سابقه تحصیلی، رویکردها و حوزه نگرانی دیده است
[ترجمه گوگل]در تاریخ خود را در حدود صد سال است، سبک شناسی نظریه های مختلف در مورد ماهیت سبک، متفاوت در زمینه تحصیلات خود، روش ها و محدوده نگرانی دیده می شود


کلمات دیگر: