چاوشی
chaotically
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• disorderly, lawlessly, messily
جملات نمونه
1. The office was chaotically busy today.
[ترجمه ترگمان]دفتر کار امروز بسیار شلوغ بود
[ترجمه گوگل]این دفتر امروز به صورت شبهنا مشغول بود
[ترجمه گوگل]این دفتر امروز به صورت شبهنا مشغول بود
2. Certainly his career has lurched chaotically, Gilliam says.
[ترجمه ترگمان]Gilliam می گوید: مسلما شغلش به هر صورت کج و معوج شده
[ترجمه گوگل]گیلیم می گوید، مطمئنا شغل او شبیه سازی شده است
[ترجمه گوگل]گیلیم می گوید، مطمئنا شغل او شبیه سازی شده است
3. He imagined the colors fluctuating chaotically in a random, psychedelic paisley.
[ترجمه ترگمان]رنگ ها را در خیال مجسم می کرد که chaotically را به صورت اتفاقی در fluctuating روان گردان رها می کند
[ترجمه گوگل]او تصور کرد که رنگ ها به طور شایع در یک تصادفی، روانگردان در حال ظهور است
[ترجمه گوگل]او تصور کرد که رنگ ها به طور شایع در یک تصادفی، روانگردان در حال ظهور است
4. Everything breakable had been broken and scattered chaotically about the room.
[ترجمه ترگمان]همه چیز شکستنی و نامنظم در اطراف اتاق بود
[ترجمه گوگل]همه چیز شکننده بود شکسته شده و پراکنده در اطراف اتاق chaottically
[ترجمه گوگل]همه چیز شکننده بود شکسته شده و پراکنده در اطراف اتاق chaottically
5. In metal the atoms are arranged not chaotically but in even rows, forming a crystal lattice.
[ترجمه ترگمان]در فلز، اتم ها روی هم چیده نشده، بلکه در ردیف هایی منظم شده اند که یک شبکه کریستالی تشکیل می دهند
[ترجمه گوگل]در فلز، اتمها نه به طور شبهنا، بلکه حتی در ردیف، تشکیل یک شبکه بلوری
[ترجمه گوگل]در فلز، اتمها نه به طور شبهنا، بلکه حتی در ردیف، تشکیل یک شبکه بلوری
6. Coins are dropped into the top and bounce chaotically off clear spacers on the way down.
[ترجمه ترگمان]سکه ها به بالای سر پرتاب می شوند و در پایین به سمت پایین می پرند
[ترجمه گوگل]سکه ها به بالای صفحه فرود می آیند و دائما به سمت پایین حرکت می کنند
[ترجمه گوگل]سکه ها به بالای صفحه فرود می آیند و دائما به سمت پایین حرکت می کنند
7. His thoughts churned chaotically in his brain like snowflakes whirling about in the north wind.
[ترجمه ترگمان]افکارش در مغز او مانند دانه های برف در باد شمالی می پیچید
[ترجمه گوگل]افکار او مغرورانه در مغز او شبیه به برف های پوشیده شده در شمال باد
[ترجمه گوگل]افکار او مغرورانه در مغز او شبیه به برف های پوشیده شده در شمال باد
8. The room was chaotically disorganized.
[ترجمه ترگمان]اتاق به طور نامنظم درهم کشیده بود
[ترجمه گوگل]اتاق به طور ناخودآگاه درهم آمیخته بود
[ترجمه گوگل]اتاق به طور ناخودآگاه درهم آمیخته بود
9. She thought of herself as having a direct link with her chaotically evil deity.
[ترجمه ترگمان]به خودش فکر می کرد که ارتباط مستقیمی با آن خدایی دارد
[ترجمه گوگل]او خود را به عنوان داشتن یک ارتباط مستقیم با خدای تبهکارانه خود بداند
[ترجمه گوگل]او خود را به عنوان داشتن یک ارتباط مستقیم با خدای تبهکارانه خود بداند
کلمات دیگر: