جز لازم، جز مکمل
integral part
جز لازم، جز مکمل
انگلیسی به انگلیسی
• essential section or piece that completes a whole
دیکشنری تخصصی
[حسابداری] جزء لاینفک
[ریاضیات] جزء صحیح، بخش درست
[ریاضیات] جزء صحیح، بخش درست
پیشنهاد کاربران
بخش جدایی ناپذیر
جزو/جزء جدانشدنی
integral part ( ریاضی )
واژه مصوب: جزء صحیح
تعریف: برای هر عدد حقیقی x، عدد صحیح یکتایی مانندn که n ≤ x < n 1
واژه مصوب: جزء صحیح
تعریف: برای هر عدد حقیقی x، عدد صحیح یکتایی مانندn که n ≤ x < n 1
کلمات دیگر: