قیاس مشترکی که در صغری وکبری صدق کند
middle term
قیاس مشترکی که در صغری وکبری صدق کند
انگلیسی به فارسی
قیاس مشترکی که در صغری وکبری صدق کند
دیکشنری تخصصی
[ریاضیات] حد اوسط، حد وسط
جملات نمونه
1. To hand in middle term report.
[ترجمه ترگمان]ارائه گزارش در دوره میانی
[ترجمه گوگل]برای دستیابی به گزارش میان مدت
[ترجمه گوگل]برای دستیابی به گزارش میان مدت
2. Usually if I take a middle term position (2-4 days) I try to lower the stop and target order by 10-25 pips every day.
[ترجمه ترگمان]معمولا اگر یک موقعیت میانی را (۴ - ۴ روز)انتخاب کنم، سعی می کنم هر روز تعداد stop و سفارش را با ۱۰ - ۲۵ دانه کاهش دهم
[ترجمه گوگل]معمولا اگر من یک مدت زمان متوسط (2-4 روز) را بگیرم، سعی می کنم توقف را کاهش دهم و نظم را با 10 تا 25 پیپ هر روز در نظر بگیرم
[ترجمه گوگل]معمولا اگر من یک مدت زمان متوسط (2-4 روز) را بگیرم، سعی می کنم توقف را کاهش دهم و نظم را با 10 تا 25 پیپ هر روز در نظر بگیرم
3. In the middle term, application architects have control only over how they write the queries in their applications.
[ترجمه ترگمان]در کوتاه مدت، معماران کاربردی تنها بر روی نحوه نوشتن نامه های پرس و جو در برنامه های خود، کنترل دارند
[ترجمه گوگل]در دوره میان مدت، معماران نرم افزار تنها بر چگونگی نوشتن درخواست ها در برنامه های خود کنترل دارند
[ترجمه گوگل]در دوره میان مدت، معماران نرم افزار تنها بر چگونگی نوشتن درخواست ها در برنامه های خود کنترل دارند
4. You answer the question ; what is the middle term of the proportion in this problem?
[ترجمه ترگمان]شما به این سوال پاسخ می دهید؛ عبارت میانه نسبت به این مشکل چیست؟
[ترجمه گوگل]شما به این پرسش پاسخ می دهید؛ این نسبت متوسط در این مسئله چیست؟
[ترجمه گوگل]شما به این پرسش پاسخ می دهید؛ این نسبت متوسط در این مسئله چیست؟
5. Short term, middle term and longterm development strategy guiding ideology of agricultural resources was discussed. The strategic target and development prospect were analysed.
[ترجمه ترگمان]عبارت کوتاه، عبارت کوتاه و استراتژی توسعه بلندمدت استراتژی راهبردی منابع کشاورزی مورد بحث و بررسی قرار گرفت چشم انداز استراتژیک و چشم انداز توسعه تحلیل شدند
[ترجمه گوگل]بحث کوتاه مدت، استراتژی میان مدت و بلند مدت که ایدئولوژی منابع کشاورزی را هدایت می کند، مورد بحث قرار گرفت هدف استراتژیک و چشم انداز توسعه تجزیه و تحلیل شد
[ترجمه گوگل]بحث کوتاه مدت، استراتژی میان مدت و بلند مدت که ایدئولوژی منابع کشاورزی را هدایت می کند، مورد بحث قرار گرفت هدف استراتژیک و چشم انداز توسعه تجزیه و تحلیل شد
6. Since the middle term of Ming Dynasty, Macau had been the first colony occupied by portuguese for a long time after the western colonists came eastward.
[ترجمه ترگمان]از دوره میانی سلسله مینگ، ماکائو اولین مستعمره بود که به مدت طولانی بعد از اینکه استعمارگران غربی به سمت شرق آمدند اشغال کرد
[ترجمه گوگل]از زمان قرون وسطی سلسله مینگ، ماکاو اولین کلنی است که توسط پرتغالیها مدتها طول کشید پس از آنکه کلمبیای غربی به سمت شرق رفتند
[ترجمه گوگل]از زمان قرون وسطی سلسله مینگ، ماکاو اولین کلنی است که توسط پرتغالیها مدتها طول کشید پس از آنکه کلمبیای غربی به سمت شرق رفتند
7. Middle term and late pregnancy are sensitive phases ( critical duration ) for inducing FGR.
[ترجمه ترگمان]دوره میانی و دوران اخیر حاملگی، فازه ای حساس (مدت زمان بحرانی)برای القای FGR هستند
[ترجمه گوگل]دوران بارداری و دوران بارداری فاز حساس (دوره بحرانی) برای القاء FGR است
[ترجمه گوگل]دوران بارداری و دوران بارداری فاز حساس (دوره بحرانی) برای القاء FGR است
8. The sample is made of 2052 stocks which are recommended by analysts in 2000 and sorted into short and middle term ones according to the holding period.
[ترجمه ترگمان]نمونه از سهام ۲۰۵۲ تشکیل شده که توسط تحلیل گران در سال ۲۰۰۰ توصیه شده است و مطابق با دوره نگهداری طبقه بندی می شوند
[ترجمه گوگل]نمونه از 2052 سهام ساخته شده است که توسط تحلیلگران در سال 2000 توصیه می شود و بر اساس دوره نگهداری به مدت کوتاه مدت و میان مدت مرتب شده اند
[ترجمه گوگل]نمونه از 2052 سهام ساخته شده است که توسط تحلیلگران در سال 2000 توصیه می شود و بر اساس دوره نگهداری به مدت کوتاه مدت و میان مدت مرتب شده اند
9. Moreover, here once again there is a person in a high position as a middle term between the aristocrat and the musician who is justified in raising high hopes.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، در اینجا یک بار دیگر فردی در موقعیت بالا به عنوان یک دوره میانی بین اشراف زاده و نوازنده وجود دارد که با بالا بردن امید بالا توجیه می شود
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، در اینجا یک بار دیگر یک فرد در جایگاه بلند به عنوان یک دوره متوسط میان ارistocrat و موسیقیدان است که در بالا بردن امیدها موجه است
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، در اینجا یک بار دیگر یک فرد در جایگاه بلند به عنوان یک دوره متوسط میان ارistocrat و موسیقیدان است که در بالا بردن امیدها موجه است
10. The Northern Wei dynasty was a royal court built by minority nationality in Chinese history, whose middle term reforms have important meaning in the Chinese history.
[ترجمه ترگمان]وی یکی از دادگاه های سلطنتی است که در تاریخ چین با ملیت اقلیت بنا شده است و اصلاحات میان مدت آن ها معنای مهمی در تاریخ چین دارد
[ترجمه گوگل]سلسله وای شمالی یک دادگاه سلطنتی بود که در تاریخ چینی، ملیت اقلیت ساخته شده است، اصلاحات میان مدت که در تاریخ چینی مهم هستند
[ترجمه گوگل]سلسله وای شمالی یک دادگاه سلطنتی بود که در تاریخ چینی، ملیت اقلیت ساخته شده است، اصلاحات میان مدت که در تاریخ چینی مهم هستند
11. We describe the properties of the almost split sequence containing projective module as the first term and the middle term.
[ترجمه ترگمان]ما ویژگی های توالی تقریبا مجزا حاوی مدول projective را به عنوان عبارت اول و عبارت میانه توصیف می کنیم
[ترجمه گوگل]ما خواص توالی تقریبا تقسیم شده شامل ماژول نمایش دهنده را به عنوان اولین اصطلاح و دوره متوسط می دهیم
[ترجمه گوگل]ما خواص توالی تقریبا تقسیم شده شامل ماژول نمایش دهنده را به عنوان اولین اصطلاح و دوره متوسط می دهیم
12. This article presents the contribution of ANN(Artificial Neural Network) in middle term load forecasting.
[ترجمه ترگمان]این مقاله سهم ANN (شبکه عصبی مصنوعی)را در پیش بینی بار متوسط ارایه می دهد
[ترجمه گوگل]این مقاله سهم ANN (شبکه عصبی مصنوعی) را در پیش بینی بار متوسط مدت ارائه می دهد
[ترجمه گوگل]این مقاله سهم ANN (شبکه عصبی مصنوعی) را در پیش بینی بار متوسط مدت ارائه می دهد
13. This kind of adjacent level degeneration does not affect the clinical outcome in middle term follow-up.
[ترجمه ترگمان]این نوع از انحطاط سطح مجاور تاثیری بر نتیجه بالینی در کوتاه مدت ندارد
[ترجمه گوگل]این نوع دژنراسیون سطح مجاور بر نتایج بالینی در پیگیری متوسط میانه تاثیر نمی گذارد
[ترجمه گوگل]این نوع دژنراسیون سطح مجاور بر نتایج بالینی در پیگیری متوسط میانه تاثیر نمی گذارد
14. The teleological relation is a syllogism in which the subjective end coalesces with the objectivity external to it, through a middle term which is the unity of both.
[ترجمه ترگمان]رابطه علیت نهایی یک قیاس منطقی است که در آن پایان ذهنی با عینیت خارجی به آن، از طریق عبارت میانی که وحدت هر دو است
[ترجمه گوگل]رابطه تلولوژیک یک قاعده است که در آن هدف ذهنی با عینیت خارج از آن، از طریق یک دوره متوسط است که وحدت هر دو است
[ترجمه گوگل]رابطه تلولوژیک یک قاعده است که در آن هدف ذهنی با عینیت خارج از آن، از طریق یک دوره متوسط است که وحدت هر دو است
کلمات دیگر: