کلمه جو
صفحه اصلی

swot


معنی : حفار، حفرکننده، کارگر زحمتکش، جان کندن
معانی دیگر : رجوع شود به: swat، (انگلیس - عامیانه)، (معمولا با: up) سخت درس خواندن، امتحان حاضر کردن، پرکار، خردکننده، خردکردن

انگلیسی به فارسی

کارگر زحمتکش، پرکار، حفار، حفر کننده، خردکننده،خردکردن، جان کندن


جابجایی، کارگر زحمتکش، حفار، حفرکننده، جان کندن


انگلیسی به انگلیسی

• (british slang) diligent student; hard-worker
(british slang) work hard; study diligently
if you swot, you study very hard, especially when you are preparing for an examination; an informal word.
if you call someone a swot, you mean that they study extremely hard and are not interested in other things; used showing disapproval.
if you swot up a subject or swot up on it, you read as much as you can about it, usually in preparation for a test.

مترادف و متضاد

حفار (اسم)
digger, swot

حفر کننده (اسم)
digger, swot, excavator

کارگر زحمتکش (اسم)
swot

جان کندن (فعل)
grub, moil, fag, swot

جملات نمونه

1. ' Swot 'is a pejorative term for someone who studies a lot.
[ترجمه ترگمان]swot یک واژه pejorative برای کسی است که خیلی مطالعه می کند
[ترجمه گوگل]Swot یک اصطلاح خفیف برای کسی است که زیاد تحصیل می کند

2. I have to swot up on phrasal verbs for a test tomorrow.
[ترجمه ترگمان]من فردا باید در مورد آزمایش phrasal برای امتحان تمرین کنم
[ترجمه گوگل]من باید برای افسردگی افراطی برای فردا امتحان کنم

3. I have to swot up my physics now.
[ترجمه ترگمان]حالا باید رشته فیزیک خودم را حفر کنم
[ترجمه گوگل]من باید فیزیک خودم رو عوض کنم

4. Make sure you swot up on the company before the interview.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که قبل از مصاحبه از شرکت استفاده کنید
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که قبل از مصاحبه، شرکت را بر روی آن قرار دهید

5. I have to swot it up because I'll teach it tomorrow.
[ترجمه ترگمان]من باید آن را حفر کنم چون فردا به آن درس می دهم
[ترجمه گوگل]من باید آن را بچرخانم چون فردا آن را آموزش خواهم داد

6. So I strongly advise you to swot it up when you get home tonight.
[ترجمه ترگمان]پس من شدیدا به شما توصیه می کنم که وقتی به خانه رسیدید مشغول تمرین باشید
[ترجمه گوگل]بنابراین من به شدت به شما توصیه می کنم آن را تا زمانی که امشب به خانه می روید ببرید

7. Strategic planners use techniques such as SWOT analysis.
[ترجمه ترگمان]برنامه ریزان استراتژیک از تکنیک هایی مانند آنالیز SWOT استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]برنامه ریزان استراتژیک از تکنیک هایی مانند تجزیه و تحلیل SWOT استفاده می کنند

8. At school I certainly wasn't a swot, but I wasn't a layabout, either.
[ترجمه ترگمان]در مدرسه، من در مدرسه کارگر ماهر نبودم، اما من هم تنبل نبودم
[ترجمه گوگل]در مدرسه من قطعا یک ساق پا نبودم، اما من نیز یک ساحلی نبودم

9. This is also known as a SWOT analysis.
[ترجمه ترگمان]این به عنوان آنالیز SWOT نیز شناخته می شود
[ترجمه گوگل]این نیز به عنوان یک تحلیل SWOT شناخته می شود

10. He was bookish, a swot and very close to his mother.
[ترجمه ترگمان]او کتابی بود و بسیار به مادرش نزدیک بود
[ترجمه گوگل]او کتابفروشی کرده بود و به مادرش نزدیک بود

11. You must swot up your English.
[ترجمه ترگمان]باید انگلیسی بلد باشی
[ترجمه گوگل]شما باید زبان انگلیسی خود را چک کنید

12. Notes: SWOT means Strength, Weakness, Opportunity and Threat.
[ترجمه ترگمان]یادداشت ها: SWOT به معنای قدرت، ضعف، فرصت و تهدید است
[ترجمه گوگل]یادداشت SWOT به معنی قدرت، ضعف، فرصت و تهدید است

13. Then, on the foundation of SWOT strategic analysis, the paper demonstrates four policies including human resource construction, precedent field, capital input and resource scheme.
[ترجمه ترگمان]سپس براساس تحلیل استراتژیک SWOT، این مقاله چهار سیاست از جمله ساختار منابع انسانی، حوزه سابقه، ورودی سرمایه و طرح منابع را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]سپس، بر پایه SWOT تحلیلی استراتژیک، این مقاله چهار خط مشی را شامل ساختن منابع انسانی، زمینه پیشین، سرمایه گذاری و طرح منابع نشان می دهد

14. At last, it makes SWOT analysis to one logistics company and takes its strategic option.
[ترجمه ترگمان]در نهایت، تحلیل SWOT را به یک شرکت لجستیک تبدیل کرده و گزینه استراتژیک خود را اتخاذ می کند
[ترجمه گوگل]در نهایت، آن را تجزیه و تحلیل SWOT را به یک شرکت تدارکات می دهد و گزینه استراتژیک خود را می گیرد

پیشنهاد کاربران

سخت درس خواندن _ آدم درس خوان ( خر خوان ) _ پرکار

قوت - ضعف - فرصت - تهدید


کلمات دیگر: