1. ' Swot 'is a pejorative term for someone who studies a lot.
[ترجمه ترگمان]swot یک واژه pejorative برای کسی است که خیلی مطالعه می کند
[ترجمه گوگل]Swot یک اصطلاح خفیف برای کسی است که زیاد تحصیل می کند
2. I have to swot up on phrasal verbs for a test tomorrow.
[ترجمه ترگمان]من فردا باید در مورد آزمایش phrasal برای امتحان تمرین کنم
[ترجمه گوگل]من باید برای افسردگی افراطی برای فردا امتحان کنم
3. I have to swot up my physics now.
[ترجمه ترگمان]حالا باید رشته فیزیک خودم را حفر کنم
[ترجمه گوگل]من باید فیزیک خودم رو عوض کنم
4. Make sure you swot up on the company before the interview.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که قبل از مصاحبه از شرکت استفاده کنید
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که قبل از مصاحبه، شرکت را بر روی آن قرار دهید
5. I have to swot it up because I'll teach it tomorrow.
[ترجمه ترگمان]من باید آن را حفر کنم چون فردا به آن درس می دهم
[ترجمه گوگل]من باید آن را بچرخانم چون فردا آن را آموزش خواهم داد
6. So I strongly advise you to swot it up when you get home tonight.
[ترجمه ترگمان]پس من شدیدا به شما توصیه می کنم که وقتی به خانه رسیدید مشغول تمرین باشید
[ترجمه گوگل]بنابراین من به شدت به شما توصیه می کنم آن را تا زمانی که امشب به خانه می روید ببرید
7. Strategic planners use techniques such as SWOT analysis.
[ترجمه ترگمان]برنامه ریزان استراتژیک از تکنیک هایی مانند آنالیز SWOT استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]برنامه ریزان استراتژیک از تکنیک هایی مانند تجزیه و تحلیل SWOT استفاده می کنند
8. At school I certainly wasn't a swot, but I wasn't a layabout, either.
[ترجمه ترگمان]در مدرسه، من در مدرسه کارگر ماهر نبودم، اما من هم تنبل نبودم
[ترجمه گوگل]در مدرسه من قطعا یک ساق پا نبودم، اما من نیز یک ساحلی نبودم
9. This is also known as a SWOT analysis.
[ترجمه ترگمان]این به عنوان آنالیز SWOT نیز شناخته می شود
[ترجمه گوگل]این نیز به عنوان یک تحلیل SWOT شناخته می شود
10. He was bookish, a swot and very close to his mother.
[ترجمه ترگمان]او کتابی بود و بسیار به مادرش نزدیک بود
[ترجمه گوگل]او کتابفروشی کرده بود و به مادرش نزدیک بود
11. You must swot up your English.
[ترجمه ترگمان]باید انگلیسی بلد باشی
[ترجمه گوگل]شما باید زبان انگلیسی خود را چک کنید
12. Notes: SWOT means Strength, Weakness, Opportunity and Threat.
[ترجمه ترگمان]یادداشت ها: SWOT به معنای قدرت، ضعف، فرصت و تهدید است
[ترجمه گوگل]یادداشت SWOT به معنی قدرت، ضعف، فرصت و تهدید است
13. Then, on the foundation of SWOT strategic analysis, the paper demonstrates four policies including human resource construction, precedent field, capital input and resource scheme.
[ترجمه ترگمان]سپس براساس تحلیل استراتژیک SWOT، این مقاله چهار سیاست از جمله ساختار منابع انسانی، حوزه سابقه، ورودی سرمایه و طرح منابع را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]سپس، بر پایه SWOT تحلیلی استراتژیک، این مقاله چهار خط مشی را شامل ساختن منابع انسانی، زمینه پیشین، سرمایه گذاری و طرح منابع نشان می دهد
14. At last, it makes SWOT analysis to one logistics company and takes its strategic option.
[ترجمه ترگمان]در نهایت، تحلیل SWOT را به یک شرکت لجستیک تبدیل کرده و گزینه استراتژیک خود را اتخاذ می کند
[ترجمه گوگل]در نهایت، آن را تجزیه و تحلیل SWOT را به یک شرکت تدارکات می دهد و گزینه استراتژیک خود را می گیرد