1. Comparative experiments with Apriori and Cumulate show that TBA CLFP is much more efficient and scalable.
[ترجمه ترگمان]آزمایش ها تطبیقی با apriori و cumulate نشان می دهند که TBA CLFP کارآمدتر و مقیاس پذیر تر است
[ترجمه گوگل]آزمایش های مقایسه ای با Apriori و Cumulate نشان می دهد که TBA CLFP بسیار کارآمد و مقیاس پذیر است
2. Based on cumulate method, a new determinate method to determinate the experimental formula in physical experiment was established in this paper.
[ترجمه ترگمان]براساس روش cumulate، یک روش جدید (determinate برای تعیین فرمول تجربی در آزمایش فیزیکی در این مقاله ایجاد شد
[ترجمه گوگل]بر اساس روش جمع آوری، یک روش جدید تعیین شده برای تعیین فرمول تجربی در آزمایش فیزیکی در این مقاله ایجاد شده است
3. The Cumulate of tonight is so jollification!
[ترجمه ترگمان]! The امشب خیلی jollification
[ترجمه گوگل]تقسیم امشب خیلی جالب است!
4. But many low probability events cumulate to a substantial risk.
[ترجمه ترگمان]اما بسیاری از رویداده ای احتمال پایین، منجر به یک خطر اساسی می شوند
[ترجمه گوگل]اما بسیاری از رویدادهای احتمالی کم به یک خطر قابل توجهی تقسیم شده اند
5. Let's put this way, things have to cumulate through time.
[ترجمه ترگمان]بذار این روش رو بذاریم کنار، همه چیز به مرور زمان تغییر می کنه
[ترجمه گوگل]بگذارید این کار را انجام دهیم، همه چیز باید در طی زمان جمع شود
6. Then I put forward the cumulate algorithm, its optimization and procedure of algorithm.
[ترجمه ترگمان]سپس الگوریتم cumulate، بهینه سازی آن و روال الگوریتم را پیشنهاد می کنم
[ترجمه گوگل]سپس من الگوریتم جمع بندی، بهینه سازی و روش الگوریتم را ارائه می دهم
7. The rules of the cumulate gas production by depressurize the hydrates are similar to that of the conventional gas reservoirs.
[ترجمه ترگمان]قوانین تولید گاز cumulate از طریق depressurize هیدرات شبیه به ذخایر گازی مرسوم هستند
[ترجمه گوگل]مقررات تولید گاز کیموله توسط فشار هیدراتها، شبیه به مخازن گاز معمولی است
8. Cumulate orthopyroxene occurs almost from top to bottom of the section.
[ترجمه ترگمان]cumulate orthopyroxene تقریبا از بالا تا پایین این بخش رخ می دهد
[ترجمه گوگل]اوروپایروفکسن تقریبا تقریبا از بالا به پایین بخش تشکیل شده است
9. You cumulate at least 3 years of experience as an integrator.
[ترجمه ترگمان]شما حداقل ۳ سال از تجربه به عنوان یک ادغام کننده استفاده می کنید
[ترجمه گوگل]شما حداقل 3 سال تجربه را به عنوان یک انتگرال تقسیم می کنید
10. Cumulate layering is very common in large mafic intrusions.
[ترجمه ترگمان]لایه بندی cumulate بسیار رایج در نفوذهای مافیک بزرگ است
[ترجمه گوگل]لایه بندی کوانتومی در ورودی های بزرگ مافیایی بسیار رایج است
11. The plutonic complex unit consists of gabbro, mafic cumulate and ultramafic cumulate. There exist complicated magmatic intrusive events in the plutonic complex and sheeted dike complex units.
[ترجمه ترگمان]واحد مختلط plutonic شامل gabbro، مافیک cumulate و ultramafic cumulate است رویداده ای complicated و intrusive در واحدهای مختلط dike پیچیده و sheeted وجود دارد
[ترجمه گوگل]واحد پیچیده پلوتونیوم شامل گابرو، کپی مات و کومولیت اولترامافیک می باشد رخدادهای نفوذی مغناطیسی پیچیده در مجتمع های پیچیده و تکه تکه ای وجود دارد
12. Cumulate plagioclase appears abruptly at the base the F unit, which rests on an erosional disconformity.
[ترجمه ترگمان]cumulate plagioclase به طور ناگهانی در پایه واحد F ظاهر می شود که بر روی یک disconformity فرسایشی است
[ترجمه گوگل]پلاژیوکلاز انباشته شده به طور ناگهانی در پایه F واحد ظاهر می شود، که بر روی یک اختلال فرسایشی استوار است
13. The power of the protector is supplied by itself from the CT. Based on thermal cumulate principles, a rapid and high precision inverse-time phase-sequence over-current protection is implemented.
[ترجمه ترگمان]قدرت محافظ با خودش از CT تامین می شود براساس اصول cumulate حرارتی، یک توالی سریع و با دقت بالا - زمان - توالی در جریان - جریان اجرا می شود
[ترجمه گوگل]قدرت محافظ توسط خود از CT تامین می شود بر اساس اصول کوانتومی حرارتی، حفاظت بیش از حد جریان فازی با سرعت و زمان دقیق معکوس پیاده سازی شده است
14. The performance of the algorithm can be improved by cumulate learning.
[ترجمه ترگمان]عملکرد الگوریتم را می توان با یادگیری cumulate بهبود بخشید
[ترجمه گوگل]عملکرد الگوریتم را می توان با فراگیری یادگیری بهبود بخشد