1. The cuboid is two meter long, is 5 meter wide and 0. 5 meter high.
[ترجمه ترگمان]مکعب مستطیل دو متر طول دارد و ۵ متر عرض و ۰ متر است ۵ متر ارتفاع
[ترجمه گوگل]مکعب دو متر طول دارد، 5 متر عرض و 0 5 متر ارتفاع دارد
2. On Thursday, about 400 cuboid watermelons were shipped to Tokyo and Osaka.
[ترجمه ترگمان]در روز پنج شنبه، حدود ۴۰۰ نفر از cuboid هندوانه به توکیو و اوساکا فرستاده شدند
[ترجمه گوگل]در روز پنج شنبه، حدود 400 مکعب هندوانه به توکیو و اوزاکا ارسال شد
3. Cuboid chamber maximizes the effective cubage. Microprocessor controller for temperature ensures a precise and reliable control.
[ترجمه ترگمان]محفظه خلا the موثر را به حداکثر می رساند کنترل کننده قطبش برای دما یک کنترل دقیق و قابل اعتماد را تضمین می کند
[ترجمه گوگل]اتاق Cuboid به حداکثر رساندن مکعب موثر است کنترل کننده میکروپروسسور برای درجه حرارت کنترل دقیق و قابل اطمینان را تضمین می کند
4. The stone was cuboid Xiewo on the ground, tilted slightly westward, with iron and hard black stone surface smooth.
[ترجمه ترگمان]این سنگ cuboid بود که روی زمین قرار داشت و اندکی به طرف مغرب کج شده بود و سطح سنگ سخت و سنگی صاف و صیقلی بود
[ترجمه گوگل]این سنگ بر روی زمین کوبیدۀ Xiewo بود، کمی به سمت غرب کشیده شده بود، با سطح سنگی سخت و سخت سیاه و صاف
5. Measure the length, width and height of the cuboid.
[ترجمه ترگمان]اندازه، عرض و ارتفاع مکعب مستطیل
[ترجمه گوگل]طول، عرض و ارتفاع مکعب را اندازه گیری کنید
6. Today cuboid watermelons are hand - picked and shipped all over Japan.
[ترجمه ترگمان]امروز cuboid هندوانه از سراسر ژاپن خریداری و ارسال می شوند
[ترجمه گوگل]هندوانه های cuboid امروز در سراسر ژاپن دست برداشت و حمل می شوند
7. Count how many points a cuboid has.
[ترجمه ترگمان]کنت چند نکته را تخمین می زند
[ترجمه گوگل]شمارش تعداد نقاط cuboid است
8. A cube is a special cuboid.
[ترجمه ترگمان]مکعب یک مکعب است
[ترجمه گوگل]یک مکعب مکعبی خاص است
9. It mainly and fixes by a steeliness cuboid in its both sides two same diameter steel circular cylinders is composed.
[ترجمه ترگمان]این مکعب عمدتا توسط یک steeliness cuboid در هر دو طرف آن و دو سیلندر مدور فولادی ساخته می شود
[ترجمه گوگل]این به طور عمده و توسط یک cuboid steeliness در هر دو طرف آن ردیف استوانه دایره ای استوانه ای است
10. Every face of a cuboid must be a rectangle.
[ترجمه ترگمان]هر صورت یک cuboid باید مستطیل باشد
[ترجمه گوگل]هر چهره یک cuboid باید یک مستطیل باشد
11. Each of these tables, called a cuboid, represents a particular view.
[ترجمه ترگمان]هر یک از این میزها، مکعب مستطیل نامیده می شود و یک نمای خاص را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]هر یک از این جداول، به نام cuboid، نمایش خاصی را نشان می دهد
12. The third was a human - sized cuboid.
[ترجمه ترگمان]سوم یک مستطیل انسانی بود
[ترجمه گوگل]سومین مکعب انسانی بود
13. Horizontal bend basically is changing bottom of cuboid and bone, Zhi bone.
[ترجمه ترگمان]خم افقی به طور اساسی در حال تغییر در پایین مکعب مستطیل و استخوان است
[ترجمه گوگل]خم شدن عمودی عمدتا در انتهای کوبوئید و استخوان، استخوان ژی در حال تغییر است
14. How many edges does a cuboid have? Count, please.
[ترجمه ترگمان]چند تا لبه داره؟ کنت، خواهش می کنم
[ترجمه گوگل]چند لبه یک کوبوئید دارد؟ لطفا، لطفا