همگام سازی
syntactical
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• of or pertaining to syntax; conforming to the rules of syntax
دیکشنری تخصصی
[ریاضیات] نحوی
جملات نمونه
1. That is, in a syntactical context, a word acting as a bridge between two other words.
[ترجمه ترگمان]این یک مفهوم نحوی است، کلمه ای که به عنوان پلی بین دو کلمه دیگر عمل می کند
[ترجمه گوگل]به عبارت دیگر، در متن نحوی، یک کلمه به عنوان پل بین دو کلمه دیگر عمل می کند
[ترجمه گوگل]به عبارت دیگر، در متن نحوی، یک کلمه به عنوان پل بین دو کلمه دیگر عمل می کند
2. A compiler structured on the syntactical relationships of the character string.
[ترجمه ترگمان]یک مترجم مبتنی بر روابط نحوی رشته کاراکتر
[ترجمه گوگل]یک کامپایلر ساختار یافته در روابط نحوی از رشته کاراکتر
[ترجمه گوگل]یک کامپایلر ساختار یافته در روابط نحوی از رشته کاراکتر
3. The problem might be semantic or syntactical.
[ترجمه ترگمان]این مشکل می تواند معنایی یا syntactical باشد
[ترجمه گوگل]مشکل ممکن است معنایی یا هماهنگ باشد
[ترجمه گوگل]مشکل ممکن است معنایی یا هماهنگ باشد
4. The interrogative pronoun is placed at the syntactical position which the question is asked about, e . g.
[ترجمه ترگمان]The interrogative در position نحوی قرار داده می شود که سوال در مورد آن پرسیده می شود گرم
[ترجمه گوگل]ضمایر مشکوک در موقعیت هماهنگی قرار می گیرد که در مورد این پرسش مطرح می شود g
[ترجمه گوگل]ضمایر مشکوک در موقعیت هماهنگی قرار می گیرد که در مورد این پرسش مطرح می شود g
5. From the syntactical point of view, the concept of the syntactic truth degree of formulas is proposed in two-valued propositional logic system.
[ترجمه ترگمان]از دیدگاه syntactical مفهوم درجه واقعیت نحوی در سیستم منطق گزاره ای two پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]از دیدگاه هماهنگی، مفهوم درجه حقایق نحوی فرمول ها در سیستم منطقی گزاره ای دوگانه ارائه شده است
[ترجمه گوگل]از دیدگاه هماهنگی، مفهوم درجه حقایق نحوی فرمول ها در سیستم منطقی گزاره ای دوگانه ارائه شده است
6. Thus a kind of new syntactical and semantical systems of fuzzy predicate calculus are formed.
[ترجمه ترگمان]از این رو نوعی از سیستم های syntactical and و semantical شکل می گیرند
[ترجمه گوگل]بدین ترتیب، نوعی از سیستم های جدید و مختلطی از محاسبات پیش فرض فازی تشکیل می شود
[ترجمه گوگل]بدین ترتیب، نوعی از سیستم های جدید و مختلطی از محاسبات پیش فرض فازی تشکیل می شود
7. The logical properties of individual terms can be analyzed in both syntactical and semantic aspects.
[ترجمه ترگمان]ویژگی های منطقی عبارات فردی را می توان در هر دو جنبه نحوی و semantic آنالیز کرد
[ترجمه گوگل]خواص منطقی اصطلاحات فردی می تواند در هر دو جنبه ی نحوی و معنایی تحلیل شود
[ترجمه گوگل]خواص منطقی اصطلاحات فردی می تواند در هر دو جنبه ی نحوی و معنایی تحلیل شود
8. This paper analyzes the stylistic features of the novel Lolita written by Russian American Vladimir Nabokov from lexical, syntactical and phonological levels.
[ترجمه ترگمان]این مقاله ویژگی های سبکی رمان نوشته شده توسط ولادیمیر Nabokov آمریکایی روسی را از واژگانی lexical، نحوی و آوایی تجزیه و تحلیل می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله ویژگی های سبک از رمان لولیتا را که توسط ولادیمیر ناباکوف روسی آمریکایی نوشته شده است را از سطوح واژگانی، همنواسی و فونولوژی بررسی می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله ویژگی های سبک از رمان لولیتا را که توسط ولادیمیر ناباکوف روسی آمریکایی نوشته شده است را از سطوح واژگانی، همنواسی و فونولوژی بررسی می کند
9. it In other words there is a kind of grammatical and syntactical permissibility obviously in the expression It is raining.
[ترجمه ترگمان]به عبارت دیگر، یک نوع خاص دستوری و syntactical در این عبارت وجود دارد که در حال بارندگی است
[ترجمه گوگل]به عبارت دیگر، نوعی از پذیرش دستوری و نحوی در واژگانی که باران است، مشخص است
[ترجمه گوگل]به عبارت دیگر، نوعی از پذیرش دستوری و نحوی در واژگانی که باران است، مشخص است
10. As the central studying method of contextualism, contextual analysis is the sets of syntactical analysis, semantic analysis and pragmatic analysis.
[ترجمه ترگمان]به عنوان روش مرکزی مطالعه of، آنالیز زمینه ای مجموعه تحلیل نحوی، تحلیل معنایی و تحلیل واقع گرایانه است
[ترجمه گوگل]به عنوان روش متمرکز مطالعه متون، تجزیه و تحلیل محتوا مجموعه ای از تجزیه و تحلیل نحوی، تجزیه و تحلیل معنایی و تجزیه و تحلیل عملی است
[ترجمه گوگل]به عنوان روش متمرکز مطالعه متون، تجزیه و تحلیل محتوا مجموعه ای از تجزیه و تحلیل نحوی، تجزیه و تحلیل معنایی و تجزیه و تحلیل عملی است
11. All above all, the basic and secondary well as its syntactical functions get systematically set forth.
[ترجمه ترگمان]تمام موارد بالا و ثانویه و syntactical syntactical به صورت سیستماتیک ترتیب داده می شوند
[ترجمه گوگل]همه چیز فوقالعاده، پایه و ثانویه به خوبی به عنوان توابع مختلط آن به طور سیستماتیک تنظیم شده است
[ترجمه گوگل]همه چیز فوقالعاده، پایه و ثانویه به خوبی به عنوان توابع مختلط آن به طور سیستماتیک تنظیم شده است
12. The sentences of correctly segmented and tagged are analyzed, and rule-based method and syntactical and semantic score are adapted to disambiguate.
[ترجمه ترگمان]جملات به درستی بخش بندی و علامت گذاری می شوند، و روش مبتنی بر قاعده و syntactical نحوی و معنایی برای disambiguate تطبیق داده می شوند
[ترجمه گوگل]احکام صحیح بخش و برچسب گذاری شده تجزیه و تحلیل می شوند و روش مبتنی بر قاعده و نمره ی نحوی و معناشناختی به ابهام می پردازند
[ترجمه گوگل]احکام صحیح بخش و برچسب گذاری شده تجزیه و تحلیل می شوند و روش مبتنی بر قاعده و نمره ی نحوی و معناشناختی به ابهام می پردازند
13. To describe ( a word ) by stating its part of speech, form, and syntactical relationships in a sentence.
[ترجمه ترگمان]توصیف کردن (یک کلمه)با بیان بخشی از گفتار، شکل و syntactical نحوی در یک جمله
[ترجمه گوگل]برای توصیف (یک کلمه) با بیان بخشی از سخنرانی، فرم و روابط نحوی خود در جمله
[ترجمه گوگل]برای توصیف (یک کلمه) با بیان بخشی از سخنرانی، فرم و روابط نحوی خود در جمله
14. Godel's completeness shows that in the case of the first order logic the syntactical and semantical characters of reasoning coincide.
[ترجمه ترگمان]کامل بودن godel نشان می دهد که در حالت اول، characters نحوی و semantical استدلال همزمان هستند
[ترجمه گوگل]تکیه گودل نشان می دهد که در مورد منطق مرتبه اول، شخصیت های نحوی و معنایی استدلال هماهنگ می شوند
[ترجمه گوگل]تکیه گودل نشان می دهد که در مورد منطق مرتبه اول، شخصیت های نحوی و معنایی استدلال هماهنگ می شوند
کلمات دیگر: